آموزش زبان انگلیسی با مهدی گلشنی

۵۰ فعل پرکاربرد انگلیسی ویژه مبتدیان (با مثال و ترجمه فارسی)

یادگیری افعال پایه انگلیسی یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای شروع مکالمه است. در این مقاله، ۵۰ فعل بسیار پرکاربرد انگلیسی را همراه با مثال کاربردی و ترجمه فارسی برای زبان‌آموزان مبتدی آماده کرده‌ایم. این افعال، پایه‌ی مکالمه و نوشتار روزمره هستند و تسلط بر آن‌ها برای هر زبان‌آموز ضروری است.

✅ ۵۰ فعل پرکاربرد انگلیسی ویژه مبتدیان (با مثال و ترجمه، بدون نقطه پایانی)

۱. be – بودن
مثال: I am happy
ترجمه: من خوشحال هستم

۲. have – داشتن
مثال: She has a new car
ترجمه: او یک ماشین جدید دارد

۳. do – انجام دادن
مثال: I do my homework every day
ترجمه: من هر روز تکالیفم را انجام می‌دهم

۴. go – رفتن
مثال: We go to school by bus
ترجمه: ما با اتوبوس به مدرسه می‌رویم

۵. come – آمدن
مثال: He comes home at 6
ترجمه: او ساعت ۶ به خانه می‌آید

۶. get – گرفتن / دریافت کردن
مثال: I got a gift from my friend
ترجمه: من از دوستم یک هدیه گرفتم

۷. make – ساختن
مثال: They made a cake
ترجمه: آن‌ها یک کیک درست کردند

۸. take – برداشتن
مثال: Please take your book
ترجمه: لطفاً کتابت را بردار

۹. see – دیدن
مثال: I see a bird on the tree
ترجمه: من یک پرنده روی درخت می‌بینم

۱۰. look – نگاه کردن
مثال: Look at the sky
ترجمه: به آسمان نگاه کن

۱۱. watch – تماشا کردن
مثال: We watch TV at night
ترجمه: ما شب‌ها تلویزیون تماشا می‌کنیم

۱۲. listen – گوش دادن
مثال: Listen to this song
ترجمه: به این آهنگ گوش بده

۱۳. speak – صحبت کردن
مثال: Can you speak English
ترجمه: آیا می‌توانی انگلیسی صحبت کنی

۱۴. say – گفتن
مثال: She said hello to me
ترجمه: او به من سلام کرد

۱۵. tell – گفتن / تعریف کردن
مثال: Tell me a story
ترجمه: برایم یک داستان تعریف کن

۱۶. eat – خوردن
مثال: I eat breakfast at 8
ترجمه: من ساعت ۸ صبحانه می‌خورم

۱۷. drink – نوشیدن
مثال: He drinks tea every morning
ترجمه: او هر صبح چای می‌نوشد

۱۸. sleep – خوابیدن
مثال: The baby sleeps at night
ترجمه: بچه شب می‌خوابد

۱۹. wake – بیدار شدن
مثال: I wake up at 7
ترجمه: من ساعت ۷ بیدار می‌شوم

۲۰. read – خواندن
مثال: I read a book every week
ترجمه: من هر هفته یک کتاب می‌خوانم

۲۱. write – نوشتن
مثال: She writes in her diary
ترجمه: او در دفتر خاطراتش می‌نویسد

۲۲. open – باز کردن
مثال: Open the window, please
ترجمه: لطفاً پنجره را باز کن

۲۳. close – بستن
مثال: Close the door
ترجمه: در را ببند

۲۴. play – بازی کردن
مثال: The children play in the park
ترجمه: بچه‌ها در پارک بازی می‌کنند

۲۵. run – دویدن
مثال: He runs fast
ترجمه: او سریع می‌دود

۲۶. walk – راه رفتن
مثال: We walk to school
ترجمه: ما پیاده به مدرسه می‌رویم

۲۷. drive – رانندگی کردن
مثال: My dad drives to work
ترجمه: پدرم با ماشین به محل کار می‌رود

۲۸. ride – سوار شدن
مثال: I can ride a bike
ترجمه: من می‌توانم دوچرخه‌سواری کنم

۲۹. study – مطالعه کردن
مثال: She studies English every day
ترجمه: او هر روز انگلیسی می‌خواند

۳۰. learn – یاد گرفتن
مثال: We learn new words
ترجمه: ما کلمات جدید یاد می‌گیریم

۳۱. teach – آموزش دادن
مثال: The teacher teaches math
ترجمه: معلم ریاضی درس می‌دهد

۳۲. help – کمک کردن
مثال: Can you help me
ترجمه: می‌تونی کمکم کنی

۳۳. use – استفاده کردن
مثال: I use my phone a lot
ترجمه: من زیاد از گوشیم استفاده می‌کنم

۳۴. need – نیاز داشتن
مثال: We need more time
ترجمه: ما به زمان بیشتری نیاز داریم

۳۵. want – خواستن
مثال: I want a new bag
ترجمه: من یک کیف جدید می‌خواهم

۳۶. like – دوست داشتن
مثال: They like pizza
ترجمه: آن‌ها پیتزا دوست دارند

۳۷. love – عاشق بودن / خیلی دوست داشتن
مثال: I love my family
ترجمه: من خانواده‌ام را خیلی دوست دارم

۳۸. hate – متنفر بودن
مثال: He hates getting up early
ترجمه: او از زود بیدار شدن متنفر است

۳۹. work – کار کردن
مثال: My mom works in a hospital
ترجمه: مادرم در بیمارستان کار می‌کند

۴۰. live – زندگی کردن
مثال: They live in Tehran
ترجمه: آن‌ها در تهران زندگی می‌کنند

۴۱. buy – خریدن
مثال: I want to buy a book
ترجمه: می‌خواهم یک کتاب بخرم

۴۲. sell – فروختن
مثال: She sells flowers
ترجمه: او گل می‌فروشد

۴۳. call – تماس گرفتن
مثال: Call me later
ترجمه: بعداً با من تماس بگیر

۴۴. wait – منتظر بودن
مثال: Wait a minute
ترجمه: یک دقیقه صبر کن

۴۵. show – نشان دادن
مثال: Show me the way
ترجمه: راه را به من نشان بده

۴۶. ask – پرسیدن
مثال: Ask your teacher
ترجمه: از معلمت بپرس

۴۷. answer – پاسخ دادن
مثال: He answered the question
ترجمه: او به سؤال پاسخ داد

۴۸. smile – لبخند زدن
مثال: She smiled at me
ترجمه: او به من لبخند زد

۴۹. open – باز کردن
مثال: Open your mouth
ترجمه: دهانت را باز کن

۵۰. close – بستن
مثال: Close your eyes
ترجمه: چشمانت را ببند

 

یادگیری این ۵۰ فعل پرکاربرد انگلیسی، پایه‌ی مکالمه روان برای مبتدیان است. توصیه می‌کنیم برای تمرین بیشتر، این افعال را در جمله‌سازی روزانه، تمرین شنیداری، یا نوشتن خاطرات روزانه استفاده کنید. با تکرار و تمرین، به‌زودی در مکالمات روزمره مسلط خواهید شد.

٪70 تخفیف
امتیاز محصول
★★★★★
600,۰۰۰ 180,۰۰۰ تومان

دوره فلش کارت ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی همراه با تلفظ و ترجمه فارسی برای مبتدیان

خرید دوره
mg7

آخرین پست ها

تافل و آیلتس چیست و چه تفاوت‌هایی دارند؟

۱: تعریف TOEFL و IELTS TOEFL (Test of English as a Foreign Language) و IELTS…

2 هفته پیش

بهترین دوره‌های زبان انگلیسی برای یادگیری سریع و موثر

امروزه زبان انگلیسی به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای پیشرفت در تحصیل، کار و حتی ارتباطات…

2 هفته پیش

اشتباهات رایج فارسی‌زبانان در انگلیسی

وقتی فارسی‌زبانان شروع به یادگیری انگلیسی می‌کنن، معمولاً دچار اشتباهاتی می‌شن که ریشه در ساختار…

2 هفته پیش

اشتباهات رایج گرامری در زبان انگلیسی

گرامر همیشه یکی از چالش‌های اصلی زبان‌آموزهاست. خیلی‌ها سال‌ها انگلیسی می‌خونن، اما هنوز توی نوشتن…

2 هفته پیش

روزانه چند لغت انگلیسی یاد بگیریم؟

یکی از اولین سؤال‌هایی که تقریباً همه زبان‌آموزها می‌پرسن اینه: "برای اینکه زبانم قوی بشه،…

2 هفته پیش

چگونه مثل بلبل انگلیسی حرف بزنیم؟

خیلی وقت‌ها وقتی کسی رو می‌بینیم که روان و بدون مکث انگلیسی حرف می‌زنه، اولین…

2 هفته پیش