
خیلی از زبانآموزان ساعتهای زیادی صرف مطالعه زبان انگلیسی میکنند؛
کتاب میخوانند، ویدیو میبینند، گرامر یاد میگیرند و لغت حفظ میکنند،
اما وقتی نوبت صحبت کردن میرسد، انگار همهچیز قفل میشود.
این تناقض باعث ناامیدی میشود و خیلیها تصور میکنند مشکل از توانایی یا استعدادشان است.
در حالی که در اغلب موارد، مشکل از روش یادگیری است، نه از خود زبانآموز.
دانستن زبان با استفاده از زبان فرق دارد.
مطالعه باعث افزایش دانش زبانی میشود، اما صحبت کردن یک مهارت عملی است که نیاز به تمرین فعال دارد.
اگر تمرین مکالمه در برنامه یادگیری نباشد، دانش زبان هیچوقت به مهارت گفتاری تبدیل نمیشود.
بسیاری از زبانآموزان بیشتر وقت خود را صرف:
خواندن
گوش دادن
دیدن آموزشها
میکنند، بدون اینکه خودشان تولید زبان داشته باشند.
یادگیری منفعل برای شروع خوب است، اما برای صحبت کردن کافی نیست.
بدون تمرین واقعی، مغز فرصت عادت کردن به تولید جمله را پیدا نمیکند.
حتی تمرینهای ساده مثل گفتن جملات با صدای بلند یا پاسخ دادن به سؤالهای فرضی،
میتواند فاصله بین مطالعه و صحبت کردن را کم کند.
ترس یکی از بزرگترین موانع مکالمه است.
خیلیها تا زمانی که مطمئن نباشند جملهشان کاملاً درست است، صحبت نمیکنند.
این وسواس باعث میشود فرصت تمرین از بین برود و پیشرفت متوقف شود.
یکی از دلایل مهم مکثهای طولانی، نداشتن جملههای آماده است.
وقتی زبانآموز نقطه شروع مکالمه را بلد نباشد، حتی با داشتن دانش زبانی، نمیتواند صحبت کند.
جملههای آماده این مشکل را تا حد زیادی حل میکنند.
مطالعه پراکنده و بدون هدف باعث میشود مطالب به هم وصل نشوند.
وقتی مسیر یادگیری مشخص نباشد، ذهن نمیداند از آموختهها چطور استفاده کند.
برنامهریزی درست، پل بین مطالعه و مکالمه است.



اگر زیاد مطالعه میکنی اما نمیتوانی صحبت کنی:
تنها نیستی
مشکل از تو نیست
مسیرت نیاز به اصلاح دارد
با اضافه کردن تمرین مکالمه، کاهش ترس از اشتباه و استفاده از جملههای آماده،
میتوانی فاصله بین دانستن و صحبت کردن را کم کنی.
مطالب مرتبط
🎓 دورههای پیشنهادی ویژه
به زبانی ساده - برای تمام سنین
به زبانی ساده - صفر تا صد
به زبانی ساده - ویژه مبتدی ها
فقط در ۲۵ روز - ویژه مبتدیها
با ترجمه و تلفظ فارسی برای مبتدیان