یکی از مشکلات رایج زبانآموزان این است که مکالمه را شروع میکنند، سؤال اول را میپرسند و حتی پاسخ طرف مقابل را متوجه میشوند؛ اما چند ثانیه بعد دیگر نمیدانند چه بگویند. در چنین شرایطی معمولاً مشکل اصلی کمبود لغت یا گرامر نیست، بلکه نداشتن چند عبارت آماده برای ادامه دادن مکالمه است.
در مکالمه طبیعی لازم نیست هر بار موضوع کاملاً جدیدی پیدا کنید. کافی است به حرف طرف مقابل واکنش نشان دهید، یکی از جزئیات صحبت او را انتخاب کنید و درباره همان موضوع یک سؤال کوتاه بپرسید. این روش باعث میشود مکالمه طبیعیتر و طولانیتر شود. منابع آموزشی British Council و Cambridge نیز استفاده از follow-up questions و واکنشهای کوتاه را از ابزارهای مهم برای ادامه مکالمه معرفی میکنند.
برای اینکه وسط مکالمه متوقف نشوید، این الگوی ساده را به خاطر بسپارید:
مثلاً اگر کسی بگوید: «I went to Italy last summer.» به جای اینکه فقط بگویید «Nice»، میتوانید بگویید: «Oh, really? What was it like?» یعنی: «اوه، واقعاً؟ چطور بود؟» در این حالت هم نشان میدهید که به صحبت او توجه کردهاید و هم راهی برای ادامه مکالمه ایجاد میکنید.
برای نشان دادن تعجب یا علاقه به صحبت طرف مقابل استفاده میشود.
B: Really? That’s great!
ترجمه: «یک شغل جدید پیدا کردم.» «واقعاً؟ عالیه!»
وقتی میخواهید نشان دهید صحبت طرف مقابل برایتان جالب است.
That’s interesting. How did you get into photography?
ترجمه: «در دانشگاه عکاسی خواندم.» «جالبه. چطور وارد عکاسی شدی؟»
عبارت بسیار کاربردی برای دعوت طرف مقابل به ادامه توضیح دادن.
Tell me more. Where did you go?
ترجمه: «یک سفر خیلی جالب داشتم.» «بیشتر برام بگو. کجا رفتی؟»
برای پرسیدن درباره تجربه یا احساسی که فرد از یک اتفاق داشته است.
Really? What was that like?
ترجمه: «یک سال در لندن کار کردم.» «واقعاً؟ اون تجربه چطور بود؟»
برای پرسیدن درباره شروع یک شغل، علاقه، مهارت یا فعالیت بسیار مناسب است.
That’s cool. How did you get into that?
ترجمه: «خیلی به عکاسی علاقه دارم.» «جالبه. چطور وارد این حوزه شدی؟»
برای ادامه دادن یک داستان یا اتفاقی که طرف مقابل تعریف میکند.
Oh no! What happened next?
ترجمه: «پروازم رو از دست دادم.» «اوه نه! بعدش چی شد؟»
یکی از سادهترین روشها برای برگرداندن سؤال به طرف مقابل.
ترجمه: «من معمولاً از خانه کار میکنم. تو چطور؟»
مشابه What about you? است و در مکالمات روزمره بسیار کاربرد دارد.
ترجمه: «من عاشق فیلم دیدنم. تو چطور؟»
وقتی موضوع قبلی تمام شده و میخواهید به شکل طبیعی وارد موضوع جدیدی شوید.
ترجمه: «راستی، معمولاً آخر هفتهها چه کار میکنی؟»
برای نشان دادن همدلی و ایجاد فرصت برای ادامه صحبت بسیار مناسب است.
I know what you mean.
ترجمه: «یادگیری انگلیسی گاهی میتواند خستهکننده باشد.» «میفهمم منظورت چیه.»
لازم نیست برای ادامه مکالمه ناگهان یک موضوع کاملاً جدید پیدا کنید. یکی از جزئیات جملهای که طرف مقابل گفته را انتخاب کنید و همان را ادامه دهید. این کار هم طبیعیتر است و هم نشان میدهد که واقعاً به صحبت او گوش دادهاید.
You: Oh, really? How was Dubai?
Person A: It was great. I stayed there for three days.
You: Nice! What did you do there?
در این مثال، سؤال دوم شما از اطلاعاتی ساخته شده که طرف مقابل در جمله قبلی داده است. بنابراین نیازی نیست مدام دنبال موضوع جدید باشید.
یادگیری چند عبارت بهتنهایی کافی نیست. برای اینکه عبارتهایی مثل Really?، What about you? و Tell me more. در زمان مناسب به ذهن شما برسند، باید آنها را در یک مسیر منظم همراه با جملهسازی، گرامر و تمرین مکالمه استفاده کنید.
در دوره Map60 مسیر یادگیری زبان از صفر به شکل مرحلهای طراحی شده تا بهجای حفظ پراکنده لغات و قواعد، آنها را در مسیر جملهسازی و مکالمه به کار ببرید. اگر هدفتان این است که از «میفهمم ولی نمیتوانم صحبت کنم» به سمت مکالمه روانتر حرکت کنید، ادامه دادن این مسیر میتواند برایتان کاربردی باشد.
برای هر پاسخ انگلیسی که میدهید، سعی کنید حداقل یک جزئیات اضافه کنید و سپس یک سؤال ادامهدهنده بپرسید.
Weak answer: Nothing much.
Better answer: I stayed home and watched a movie. What about you?
Weak answer: I’m a teacher.
Better answer: I’m a teacher. I teach English online. What about you?
این روش باعث میشود پاسخهای شما کوتاه اما قابل ادامه باشند. در واقع، شما فقط پاسخ نمیدهید؛ بلکه به طرف مقابل یک مسیر برای ادامه صحبت میدهید.
پاسخهایی مثل Yes، No یا Good معمولاً فضای زیادی برای ادامه مکالمه ایجاد نمیکنند.
مکالمه نباید شبیه مصاحبه باشد. ابتدا به صحبت طرف مقابل واکنش نشان دهید و بعد سؤال بپرسید.
اگر موضوع هنوز قابل ادامه است، از همان موضوع سؤال دیگری بسازید.
برای ادامه مکالمه به گرامر پیچیده نیاز ندارید. جملههای کوتاه و طبیعی معمولاً کاربرد بیشتری دارند.
عبارت باید در چند موقعیت مختلف تمرین شود تا هنگام مکالمه سریعتر به ذهن برسد.
اگر هر بار برای صحبت کردن مجبور باشید جملهها را در ذهن ترجمه کنید، حتی دانستن صدها عبارت هم ممکن است به مکالمه روان منجر نشود. هدف اصلی این است که لغات، ساختارهای گرامری و عبارتهای کاربردی را در موقعیتهای واقعی کنار هم قرار دهید.
بنابراین اگر میخواهید این عبارتها فقط در یک مقاله نمانند و واقعاً وارد مکالمه شما شوند، تمرین آنها را به یک برنامه منظم یادگیری و مکالمه تبدیل کنید.
به جای تغییر ناگهانی موضوع، به یکی از جزئیات جمله قبلی طرف مقابل واکنش نشان دهید و درباره همان جزئیات یک سؤال ادامهدهنده بپرسید.
Really? یک واکنش کوتاه و مفید است، اما بهتر است بعد از آن یک سؤال ادامهدهنده مانند What happened next? یا What was that like? اضافه کنید.
هر دو برای برگرداندن سؤال به طرف مقابل کاربرد دارند و در بسیاری از موقعیتهای روزمره میتوانند جایگزین یکدیگر شوند.
حفظ عبارتهای کاربردی میتواند کمککننده باشد، اما مهمتر از تعداد عبارتها، توانایی استفاده از آنها در موقعیت مناسب و ساختن سؤال از صحبت طرف مقابل است.
هر عبارت را با چند موقعیت مختلف تمرین کنید، سپس یک مکالمه کوتاه برای خودتان بسازید و تلاش کنید بدون ترجمه ذهنی از عبارت استفاده کنید.
برای ادامه دادن مکالمه انگلیسی لازم نیست همیشه موضوع جدیدی در ذهن داشته باشید. در بیشتر مواقع، پاسخ طرف مقابل خودش بهترین سرنخ برای جمله بعدی است. کافی است با یک عبارت کوتاه مانند Really? یا That’s interesting واکنش نشان دهید و سپس درباره یکی از جزئیات صحبت او سؤال کنید.
عبارتهایی مانند What about you?، Tell me more.، What happened next? و What was that like? ساده هستند، اما اگر بهدرستی و در موقعیت مناسب استفاده شوند، میتوانند مکالمههای کوتاه و خشک را به گفتوگوهای طبیعیتر تبدیل کنند.