اول لغت یاد بگیریم یا گرامر؟
اگر تازه میخواهید یادگیری زبان انگلیسی را شروع کنید، احتمالاً خیلی زود با یک سؤال مهم روبهرو میشوید:
اول لغات انگلیسی را یاد بگیریم یا گرامر را؟
این سؤال ساده به نظر میرسد، اما پاسخ آن میتواند روی مسیر یادگیری شما تأثیر زیادی بگذارد. بعضی زبانآموزان تصور میکنند باید ابتدا صدها یا حتی هزاران لغت حفظ کنند و بعد سراغ گرامر بروند. عدهای دیگر هم از همان روز اول شروع به خواندن قواعد گرامری میکنند و ساعتها روی زمانها، افعال و ساختار جمله تمرکز میکنند.
اما واقعیت این است که نه یادگیری لغات بهتنهایی کافی است و نه یادگیری گرامر بهتنهایی.
اگر هدف شما فقط شناختن زبان انگلیسی نباشد و بخواهید بتوانید جمله بسازید، مکالمه کنید و از انگلیسی در موقعیتهای واقعی استفاده کنید، باید لغت و گرامر را در زمان مناسب و در کنار یکدیگر یاد بگیرید.
پاسخ کوتاه: اول لغت یا گرامر؟
اگر بخواهیم خیلی کوتاه جواب بدهیم، بهتر است ابتدا با لغات و عبارتهای پرکاربرد شروع کنید؛ اما نباید یادگیری گرامر را برای مدت طولانی به تعویق بیندازید.
بهترین روش این است که خیلی زود این دو را با جملهسازی ترکیب کنید.
مثلاً ابتدا کلمه زیر را یاد میگیرید:
work = کار کردن
اما دانستن معنی work بهتنهایی به این معنی نیست که میتوانید با آن صحبت کنید.
حالا آن را در یک جمله ساده قرار میدهیم:
I work every day.
من هر روز کار میکنم.
در همین یک جمله، شما همزمان با یک واژه، یک ساختار ساده انگلیسی را نیز یاد میگیرید.
بعد میتوانید جمله را تغییر دهید:
I work at home.
من در خانه کار میکنم.
I work in a school.
من در یک مدرسه کار میکنم.
به این ترتیب، یادگیری از حالت «حفظ کردن لغت» خارج میشود و به استفاده از زبان نزدیک میشود.
اگر فقط لغت یاد بگیریم چه اتفاقی میافتد؟
فرض کنید زبانآموزی ۱۰۰۰ لغت انگلیسی بلد است.
او کلماتی مثل:
go, come, work, school, home, food, money, friend, buy, want
را میشناسد و معنی فارسی آنها را نیز میداند.
آیا این شخص حتماً میتواند انگلیسی صحبت کند؟
نه.
ممکن است هنگام دیدن کلمه want بگوید:
want = خواستن
اما وقتی بخواهد بگوید:
I want to learn English.
من میخواهم انگلیسی یاد بگیرم.
نداند چگونه کلمات را کنار یکدیگر قرار دهد.
این همان مشکلی است که بسیاری از زبانآموزان با آن روبهرو میشوند: لغت میدانند، اما جمله نمیتوانند بسازند.
بنابراین یادگیری واژگان ضروری است، اما باید از همان ابتدا یاد بگیریم که واژهها را در ساختارهای واقعی استفاده کنیم.
چرا حفظ کردن فهرست لغات کافی نیست؟
یکی از روشهای رایج این است که زبانآموز هر روز تعدادی لغت را در دفترش مینویسد:
| کلمه | معنی |
|---|---|
| take | گرفتن |
| bring | آوردن |
| leave | ترک کردن |
| meet | ملاقات کردن |
این کار برای آشنایی اولیه با واژگان مفید است، اما یک مشکل دارد: شما هنوز نمیدانید این کلمات چگونه در جمله واقعی استفاده میشوند.
برای مثال، فعل take فقط به معنی «گرفتن» نیست و در عبارتهای مختلف کاربردهای متفاوتی دارد:
Take a seat.
بنشینید.
Take your time.
عجله نکن.
Take this with you.
این را با خودت ببر.
بنابراین هرچه زودتر کلمات را در جمله و عبارت یاد بگیرید، احتمال اینکه بتوانید از آنها در مکالمه استفاده کنید بیشتر میشود.
دوره فلش کارت ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی همراه با تلفظ و ترجمه فارسی برای مبتدیان
اگر فقط گرامر بخوانیم چه میشود؟
طرف دیگر ماجرا زبانآموزی است که تصمیم میگیرد ابتدا تمام گرامر انگلیسی را یاد بگیرد.
او ممکن است روزها و هفتهها درباره زمان حال ساده، گذشته ساده، حال استمراری، اسمها، ضمایر، افعال کمکی، حروف اضافه و دهها موضوع دیگر مطالعه کند.
اما بعد از مدتی وقتی یک انگلیسیزبان از او سؤال سادهای میپرسد، نمیتواند بهسرعت پاسخ دهد.
چرا؟
چون دانستن قواعد با توانایی استفاده از قواعد یکی نیست.
ممکن است بدانید ساختار زمان حال ساده چیست، اما هنگام صحبت کردن نتوانید بهسرعت جملهای مانند این بسازید:
I usually wake up at seven.
من معمولاً ساعت هفت بیدار میشوم.
گرامر باید به شما کمک کند جمله بسازید، نه اینکه تبدیل به مجموعهای از فرمولهایی شود که فقط برای امتحان به خاطر میسپارید.
اینکه تصور کنیم برای صحبت کردن باید ابتدا تمام گرامر انگلیسی را کامل یاد بگیریم.
برای شروع مکالمه، به تمام گرامر انگلیسی نیاز ندارید. ابتدا باید ساختارهای ضروری و پرکاربرد را یاد بگیرید و از همان ابتدا با آنها جمله بسازید.
پس گرامر را از چه زمانی شروع کنیم؟
بهتر است گرامر را آنقدر عقب نیندازید که تعداد زیادی لغت داشته باشید اما نتوانید از آنها استفاده کنید.
از طرف دیگر، لازم نیست روز اول سراغ مباحث پیچیده گرامری بروید.
بهترین کار این است که ابتدا تعدادی واژه و عبارت بسیار پرکاربرد یاد بگیرید و بلافاصله آنها را با ساختارهای ساده ترکیب کنید.
مثلاً:
eat = خوردن
بعد:
I eat breakfast.
من صبحانه میخورم.
سپس:
I eat breakfast every morning.
من هر صبحانه میخورم.
و بعد میتوانید ساختار را تغییر دهید:
I don’t eat breakfast every morning.
من هر روز صبحانه نمیخورم.
در این مثال، زبانآموز بدون اینکه وارد یک درس طولانی و پیچیده شود، با لغت، جمله مثبت و جمله منفی کار کرده است.
لغت و گرامر رقیب یکدیگر نیستند
گاهی سؤال «اول لغت یا گرامر؟» باعث میشود تصور کنیم باید یکی را انتخاب کنیم و دیگری را کنار بگذاریم.
در حالی که این دو مهارت مکمل یکدیگر هستند.
لغت بدون گرامر مثل داشتن تعدادی قطعه بدون دانستن نحوه کنار هم قرار دادن آنهاست.
گرامر بدون لغت هم مثل دانستن قوانین ساختن جمله بدون داشتن کلمات لازم برای ساخت آن جمله است.
برای ساختن جمله به هر دو نیاز دارید.
| اگر فقط لغت بخوانیم | اگر فقط گرامر بخوانیم |
|---|---|
| کلمات زیادی میشناسیم | قواعد زیادی میدانیم |
| جملهسازی دشوار میشود | استفاده سریع از قواعد دشوار میشود |
| ممکن است معنی را بفهمیم | ممکن است ساختار را تشخیص دهیم |
| اما مکالمه ضعیف میماند | اما مکالمه ممکن است روان نشود |
هدف اصلی: لغت + گرامر + جمله
اگر بخواهیم یک فرمول ساده برای شروع یادگیری انگلیسی داشته باشیم، بهتر است این سه مرحله را کنار هم ببینیم:
لغت → ساختار → جمله
مثلاً:
need = نیاز داشتن
ساختار:
I need + noun
جمله:
I need some water.
من کمی آب نیاز دارم.
سپس:
I need some help.
من کمی کمک نیاز دارم.
و:
I need more time.
من به زمان بیشتری نیاز دارم.
در این روش، شما یک لغت را فقط «نمیدانید»؛ بلکه یاد میگیرید چگونه از آن استفاده کنید.
اگر هدف ما مکالمه باشد، چه چیزی مهمتر است؟
اگر هدف شما فقط قبولی در یک آزمون یا خواندن متون انگلیسی باشد، ممکن است ترتیب مطالعه شما متفاوت باشد.
اما اگر هدف اصلی شما صحبت کردن و مکالمه روزمره باشد، باید خیلی زود از مرحله حفظ کردن اطلاعات عبور کنید و وارد جملهسازی شوید.
یعنی بهجای اینکه یک ساعت فقط لغت بخوانید یا یک ساعت فقط قواعد گرامری مطالعه کنید، بخشی از زمان خود را به استفاده از مطالب اختصاص دهید.
مثلاً اگر امروز ۱۰ لغت جدید یاد گرفتهاید، با آنها چند جمله بسازید.
اگر امروز یک ساختار گرامری یاد گرفتهاید، حداقل ۵ جمله با آن بسازید.
اگر جملهای ساختید، آن را با صدای بلند بگویید.
این مرحله همان چیزی است که دانش شما را به مهارت تبدیل میکند.
جمعبندی بخش اول
پس پاسخ سؤال «اول لغت یاد بگیریم یا گرامر؟» این نیست که یکی را انتخاب کنیم و دیگری را کنار بگذاریم.
برای شروع بهتر است با واژگان و عبارتهای پرکاربرد آغاز کنید، اما خیلی زود آنها را وارد ساختارهای ساده گرامری کنید و با آنها جمله بسازید.
اگر فقط لغت حفظ کنید، ممکن است نتوانید جمله بسازید. اگر فقط گرامر بخوانید، ممکن است قواعد را بدانید اما نتوانید هنگام صحبت کردن از آنها استفاده کنید.
هدف نهایی، دانستن لغت یا گرامر نیست؛ هدف، توانایی استفاده از هر دو برای ساختن جمله و برقراری ارتباط است.
در بخش دوم، دقیقتر بررسی میکنیم که بهترین ترتیب یادگیری لغت و گرامر چیست، روزانه چه مقدار از هرکدام بخوانیم و چگونه این دو را با جملهسازی ترکیب کنیم.
بهترین ترتیب یادگیری لغت و گرامر چیست؟
حالا که مشخص شد لغت و گرامر رقیب یکدیگر نیستند، سؤال مهمتر این است که چطور این دو را کنار هم یاد بگیریم؟
اگر از همان ابتدا بخواهید همزمان صدها لغت و دهها مبحث گرامری را مطالعه کنید، احتمالاً خیلی زود احساس سردرگمی خواهید کرد.
راه بهتر این است که یادگیری را مرحلهبهمرحله پیش ببرید و هر چیزی را که یاد میگیرید، خیلی زود در جمله استفاده کنید.
مرحله اول: لغات و عبارتهای ضروری را یاد بگیرید
در شروع یادگیری، واژگان نقش بسیار مهمی دارند؛ چون بدون داشتن کلمات کافی، حتی سادهترین قواعد گرامری هم امکان استفاده زیادی ندارند.
اما منظور از لغت، فقط حفظ کردن معنی فارسی یک کلمه نیست.
بهتر است هر واژه را همراه با مثال، کاربرد و عبارتهای رایج یاد بگیرید.
برای مثال، بهجای اینکه فقط بنویسید:
hungry = گرسنه
یک جمله کاربردی یاد بگیرید:
I’m hungry.
من گرسنهام.
حالا میتوانید همان الگو را گسترش دهید:
I’m really hungry.
من واقعاً گرسنهام.
I’m hungry right now.
الان گرسنهام.
با این روش، یک کلمه به چند جمله قابل استفاده تبدیل میشود.
دوره فلش کارت ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی همراه با تلفظ و ترجمه فارسی برای مبتدیان
مرحله دوم: گرامرهای پایه را همزمان وارد یادگیری کنید
بعد از اینکه تعدادی واژه و عبارت ضروری یاد گرفتید، لازم نیست صبر کنید تا مثلاً ۵۰۰ لغت تمام شود و بعد گرامر را شروع کنید.
گرامر باید خیلی زود وارد برنامه شود.
اما از گرامرهای ساده و پرتکرار شروع کنید.
برای مثال، یکی از اولین ساختارهایی که باید بتوانید استفاده کنید، جملههای ساده با فعل to be هستند:
I am tired.
من خستهام.
She is happy.
او خوشحال است.
They are ready.
آنها آمادهاند.
در اینجا زبانآموز همزمان با چند واژه و یک ساختار گرامری آشنا میشود.
این روش بسیار کاربردیتر از این است که ابتدا چند صفحه درباره تعریف فعل to be مطالعه کنید و فقط قوانین آن را حفظ کنید.
دوره مکالمه روان با گرامر ساده فقط در ۲۵ روز ویژه مبتدیها
مرحله سوم: هر لغت جدید را وارد یک جمله کنید
یکی از بهترین عادتهایی که میتوانید از ابتدای یادگیری ایجاد کنید این است:
هیچ لغت مهمی را بدون جمله یاد نگیرید.
مثلاً اگر کلمه busy را یاد میگیرید، فقط معنی آن را حفظ نکنید.
busy = مشغول
بلکه بگویید:
I’m busy today.
امروز مشغولم.
بعد جمله را تغییر دهید:
I’m very busy today.
امروز خیلی مشغولم.
Are you busy?
مشغولی؟
She is busy right now.
او الان مشغول است.
در این مثال، شما فقط یک کلمه یاد نگرفتهاید؛ بلکه چند الگوی قابل استفاده نیز به دست آوردهاید.
مرحله چهارم: بهجای کلمات پراکنده، موضوعی یاد بگیرید
یادگیری تصادفی لغات میتواند باعث شود ارتباط بین آنها را بهخوبی به خاطر نسپارید.
بهتر است بخشی از واژگان را موضوعی یاد بگیرید.
مثلاً موضوع روزمره:
- wake up — بیدار شدن
- get dressed — لباس پوشیدن
- have breakfast — صبحانه خوردن
- go to work — به سر کار رفتن
- come home — به خانه آمدن
- go to bed — به رختخواب رفتن
حالا این کلمات را در یک داستان کوتاه قرار دهید:
I wake up at seven.
ساعت هفت بیدار میشوم.
I have breakfast at eight.
ساعت هشت صبحانه میخورم.
I go to work at nine.
ساعت نه به سر کار میروم.
در این حالت، واژگان به یکدیگر متصل میشوند و یادآوری آنها سادهتر خواهد بود.
مرحله پنجم: گرامر را با مثال یاد بگیرید، نه فقط با فرمول
یکی از دلایلی که بعضی زبانآموزان از گرامر فرار میکنند این است که گرامر را فقط به شکل فرمول و تعریف میبینند.
مثلاً اگر فقط بنویسیم:
Subject + Verb + Object
ممکن است مفهوم آن برای زبانآموز خشک و غیرقابل استفاده باشد.
اما وقتی میبینیم:
I drink coffee.
من قهوه مینوشم.
ساختار جمله را در یک موقعیت واقعی میبینیم.
سپس:
I drink coffee every morning.
من هر صبح قهوه مینوشم.
و:
I don’t drink coffee at night.
من شبها قهوه نمینوشم.
در اینجا گرامر بهجای اینکه چیزی برای حفظ کردن باشد، به ابزاری برای ساختن جمله تبدیل میشود.
مرحله ششم: از یک لغت، چند جمله بسازید
اگر میخواهید واژگان واقعاً وارد حافظه فعال شما شوند، فقط به جمله نمونه کتاب اکتفا نکنید.
خودتان جمله بسازید.
مثلاً کلمه:
visit = ملاقات کردن / بازدید کردن
جمله اول:
I visit my parents every week.
من هر هفته به دیدن والدینم میروم.
جمله دوم:
We visit our friends on weekends.
ما آخر هفتهها به دیدن دوستانمان میرویم.
جمله سوم:
I want to visit London.
میخواهم از لندن دیدن کنم.
در جمله سوم، شما علاوه بر واژه visit با ساختار want to + verb نیز روبهرو میشوید.
این دقیقاً همان نوع یادگیری ترکیبی است که باعث میشود لغت و گرامر به یکدیگر متصل شوند.
مرحله هفتم: نسبت لغت و گرامر را متناسب با سطح خود تنظیم کنید
لازم نیست همه زبانآموزان دقیقاً به یک اندازه لغت و گرامر بخوانند.
نیاز یک زبانآموز کاملاً مبتدی با فردی که دایره لغات خوبی دارد اما در ساخت جمله مشکل دارد، یکسان نیست.
| سطح | تمرکز پیشنهادی |
|---|---|
| مبتدی | لغات ضروری + جملههای ساده + گرامر پایه |
| مقدماتی | واژگان بیشتر + ساختارهای کاربردی + مکالمه |
| متوسط | عبارتهای طبیعی + گرامر کاربردی + مکالمه بیشتر |
| بالاتر | واژگان تخصصی + ظرافتهای گرامری + روانی |
برای مبتدیها: لغت کمی جلوتر از گرامر حرکت کند
اگر کاملاً مبتدی هستید، معمولاً بهتر است در شروع، بخش بیشتری از زمان خود را به واژگان و عبارتهای ضروری اختصاص دهید.
دلیل سادهای دارد: شما برای ساختن جمله به مواد اولیه نیاز دارید.
اما این به معنی حذف گرامر نیست.
مثلاً اگر روزانه ۳۰ دقیقه مطالعه میکنید، میتوانید بخشی از زمان را به واژگان و بخشی را به گرامر و جملهسازی اختصاص دهید.
یک نمونه ساده:
- ۱۰ دقیقه واژگان و عبارتهای کاربردی
- ۱۰ دقیقه گرامر پایه
- ۱۰ دقیقه جملهسازی و صحبت کردن
در این برنامه، هیچ بخشی جدا از بخش دیگر نیست.
برای کسی که لغت زیاد میداند اما نمیتواند صحبت کند
اگر مدت زیادی زبان خواندهاید و لغات زیادی میدانید اما هنگام صحبت کردن مکث میکنید، احتمالاً افزایش تعداد لغات اولویت اصلی شما نیست.
در این مرحله باید بیشتر روی فعال کردن لغات موجود تمرکز کنید.
مثلاً اگر کلمات زیر را میدانید:
like, movie, watch, weekend
نباید فقط لغات بیشتری یاد بگیرید.
با همین چهار کلمه جمله بسازید:
I like watching movies on weekends.
من دوست دارم آخر هفتهها فیلم تماشا کنم.
سپس سؤال بسازید:
Do you like watching movies?
آیا دوست داری فیلم تماشا کنی؟
و پاسخ دهید:
Yes, I do. I usually watch movies on weekends.
بله. من معمولاً آخر هفتهها فیلم تماشا میکنم.
اینجا مشکل اصلی کمبود لغت نیست؛ بلکه توانایی استفاده سریع از لغات و ساختارها است.
اگر ۱۰۰۰ لغت بلدید ولی نمیتوانید از آنها استفاده کنید، قبل از اینکه ۱۰۰۰ لغت دیگر یاد بگیرید، سعی کنید همان لغات فعلی را در جمله و مکالمه فعال کنید.
برای کسی که گرامر زیاد خوانده اما هنوز مکالمه ندارد
این مشکل هم بسیار رایج است.
ممکن است زبانآموز زمانهای انگلیسی را بشناسد، تفاوت جمله مثبت و منفی را بداند و حتی بتواند یک تست گرامری را با موفقیت حل کند؛ اما هنگام صحبت کردن، جملهها بهراحتی وارد ذهنش نشوند.
در این شرایط، راهحل معمولاً مطالعه بیشتر قواعد نیست.
باید گرامر موجود را وارد تمرین جملهسازی و مکالمه کنید.
مثلاً اگر زمان گذشته ساده را میدانید، درباره روز گذشته خودتان صحبت کنید:
I woke up at seven yesterday.
دیروز ساعت هفت بیدار شدم.
I went to work.
به سر کار رفتم.
I came home at six.
ساعت شش به خانه آمدم.
در این حالت، گرامر از حالت «دانش غیرفعال» خارج میشود و به مهارت قابل استفاده تبدیل میشود.
دوره کامل مکالمه روزمره انگلیسی در ۳۰ روز
یک روش ساده برای مطالعه روزانه
اگر نمیدانید هر روز دقیقاً چه کار کنید، از این الگوی ساده استفاده کنید:
| مرحله | کار |
|---|---|
| ۱ | یادگیری ۵ تا ۱۰ لغت یا عبارت کاربردی |
| ۲ | یادگیری یک ساختار گرامری ساده |
| ۳ | ساختن چند جمله با لغات جدید |
| ۴ | گفتن جملهها با صدای بلند |
| ۵ | مرور مطالب روزهای قبل |
این روش ساده است، اما یک مزیت مهم دارد: هر روز هم دانش جدید دریافت میکنید و هم بخشی از آن را به مهارت عملی تبدیل میکنید.
یک اشتباه مهم: زیاد مطالعه کردن بهجای درست مطالعه کردن
گاهی زبانآموز تصور میکند اگر روزانه ۵۰ لغت بخواند و چند صفحه گرامر مطالعه کند، حتماً سریعتر پیشرفت خواهد کرد.
اما اگر هیچکدام از این مطالب مرور نشوند و در جمله و مکالمه استفاده نشوند، بخش زیادی از آنها خیلی زود فراموش خواهند شد.
در یادگیری زبان، تکرار و استفاده اهمیت زیادی دارند.
به همین دلیل، بهتر است تعداد مطالب جدید را کمی کمتر کنید اما فرصت کافی برای استفاده از آنها داشته باشید.
نتیجه بخش دوم
بهترین روش این نیست که ابتدا تمام لغات را یاد بگیرید و بعد سراغ گرامر بروید؛ همچنین لازم نیست ابتدا تمام گرامر انگلیسی را تمام کنید و بعد شروع به یادگیری لغات کنید.
برای بیشتر زبانآموزان، مسیر بهتر این است:
لغات و عبارتهای ضروری → گرامر پایه → جملهسازی → تکرار → مکالمه
در واقع، از همان روزهای اول باید این مراحل تا حدی با یکدیگر ترکیب شوند.
اگر یک کلمه جدید یاد گرفتید، با آن جمله بسازید. اگر یک ساختار گرامری یاد گرفتید، آن را با کلمات مختلف امتحان کنید. اگر جمله ساختید، آن را با صدای بلند بگویید.
در بخش سوم، یک برنامه عملی از صفر تا مکالمه میسازیم و مشخص میکنیم اگر روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه برای انگلیسی وقت دارید، چگونه زمان خود را بین لغت، گرامر، شنیدار و مکالمه تقسیم کنید.
برنامه عملی یادگیری لغت و گرامر از صفر تا مکالمه
حالا که فهمیدیم نباید لغت و گرامر را مقابل یکدیگر قرار دهیم، سؤال مهم این است که در عمل چه برنامهای داشته باشیم؟
اگر روزانه حتی ۳۰ دقیقه برای زبان انگلیسی وقت دارید، میتوانید این زمان را طوری تقسیم کنید که هم واژگان شما افزایش پیدا کند، هم گرامر را یاد بگیرید و هم از همان ابتدا جملهسازی و مکالمه را تمرین کنید.
اصل مهم این است که زمان مطالعه فقط صرف «خواندن» نشود. بخشی از زمان باید به استفاده از چیزی که یاد گرفتهاید اختصاص پیدا کند.
اگر روزی ۳۰ دقیقه وقت دارید
برای یک زبانآموز مبتدی، یک برنامه ساده میتواند اینگونه باشد:
| زمان | تمرین | هدف |
|---|---|---|
| ۱۰ دقیقه | لغات و عبارتهای کاربردی | افزایش واژگان |
| ۷ دقیقه | گرامر پایه | ساخت جمله |
| ۸ دقیقه | جملهسازی و تکرار با صدای بلند | فعال کردن آموختهها |
| ۵ دقیقه | مرور | تثبیت مطالب |
این برنامه قرار نیست یک قانون ثابت برای همه باشد. مهم این است که واژگان، گرامر و استفاده عملی هر سه در برنامه شما حضور داشته باشند.
اگر روزی ۶۰ دقیقه وقت دارید
اگر زمان بیشتری در اختیار دارید، میتوانید علاوه بر لغت و گرامر، شنیدار و مکالمه را نیز وارد برنامه کنید.
| زمان | فعالیت |
|---|---|
| ۱۵ دقیقه | واژگان و عبارتهای پرکاربرد |
| ۱۰ دقیقه | گرامر ضروری |
| ۱۵ دقیقه | شنیدار و گوش دادن به انگلیسی |
| ۱۵ دقیقه | جملهسازی و مکالمه |
| ۵ دقیقه | مرور |
اگر یک روز وقت کافی برای همه بخشها نداشتید، برنامه را کاملاً کنار نگذارید. حتی یک تمرین کوتاه بهتر از قطع کردن زنجیره یادگیری است.
در هفته اول چه چیزهایی یاد بگیریم؟
در هفته اول بهتر است سراغ مباحث بسیار پیچیده نروید.
تمرکز شما باید روی ساختن پایهای باشد که بتوانید با آن جملههای ساده بسازید.
برای مثال:
- ضمیرهای شخصی
- افعال پرکاربرد
- اعداد و زمانهای روزمره
- کلمات مربوط به خانواده و زندگی روزانه
- جملههای ساده مثبت
- ساختارهای ساده با am / is / are
- سؤالهای کوتاه و کاربردی
در کنار هر مبحث گرامری، چند کلمه و عبارت کاربردی نیز یاد بگیرید.
مثلاً:
I am tired.
من خستهام.
I am hungry.
من گرسنهام.
I am ready.
من آمادهام.
با این روش، گرامر از همان ابتدا به زندگی واقعی شما وصل میشود.
در هفته دوم چه چیزی اضافه کنیم؟
در هفته دوم میتوانید به سراغ جملههای بیشتری بروید و دامنه واژگان خود را افزایش دهید.
مثلاً موضوعات زیر:
- کارهای روزمره
- غذا و نوشیدنی
- خرید
- خانواده
- محل کار یا مدرسه
- علایق و سرگرمیها
همزمان ساختارهای گرامری ساده را تمرین کنید.
مثلاً با یک فعل پرکاربرد:
I like music.
من موسیقی دوست دارم.
I like English.
من انگلیسی دوست دارم.
I don’t like coffee.
من قهوه دوست ندارم.
Do you like movies?
فیلم دوست داری؟
در همین چند جمله، زبانآموز با واژگان، جمله مثبت، جمله منفی و سؤال آشنا میشود.
در هفته سوم: لغات را فعال کنید
در هفته سوم، فقط تعداد لغات جدید را افزایش ندهید.
بخش مهمی از زمان خود را به استفاده از لغاتی که قبلاً یاد گرفتهاید اختصاص دهید.
مثلاً اگر در هفتههای قبل کلمات زیر را یاد گرفتهاید:
work, home, tired, busy, friend
با آنها یک گفتوگوی کوتاه بسازید:
Are you busy?
مشغولی؟
Yes, I’m busy today.
بله، امروز مشغولم.
Are you going home after work?
بعد از کار به خانه میروی؟
Yes, I’m going home.
بله، دارم به خانه میروم.
حالا تلاش کنید بدون نگاه کردن به متن، این مکالمه را تکرار کنید.
هدف این است که کلمات از حافظه شما بیرون بیایند و در جمله استفاده شوند.
در هفته چهارم: گرامر را به مکالمه وصل کنید
در هفته چهارم، باید تلاش کنید گرامرهایی را که یاد گرفتهاید هنگام صحبت کردن استفاده کنید.
مثلاً اگر گذشته ساده را یاد گرفتهاید، درباره روز گذشته خودتان صحبت کنید:
I woke up at seven.
ساعت هفت بیدار شدم.
I had breakfast.
صبحانه خوردم.
I went to work.
به سر کار رفتم.
I came home at six.
ساعت شش به خانه آمدم.
لازم نیست جملههای پیچیده بسازید.
مهم این است که بتوانید از ساختاری که یاد گرفتهاید برای بیان زندگی واقعی خودتان استفاده کنید.
چه تعداد لغت در روز یاد بگیریم؟
یک عدد جادویی که برای همه زبانآموزان مناسب باشد وجود ندارد.
اگر روزانه ۵ تا ۱۰ لغت یا عبارت جدید یاد میگیرید اما میتوانید آنها را مرور و در جمله استفاده کنید، همین مقدار میتواند شروع مناسبی باشد.
یادگیری ۳۰ یا ۵۰ لغت در یک روز، اگر بیشتر آنها چند روز بعد فراموش شوند، لزوماً بهتر نیست.
تعداد کمتر + مرور بیشتر + استفاده در جمله
معمولاً از حفظ کردن حجم زیادی از لغات بدون استفاده، نتیجه بهتری میدهد.
دوره فلش کارت ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی همراه با تلفظ و ترجمه فارسی برای مبتدیان
چه تعداد مبحث گرامری در روز بخوانیم؟
در گرامر نیز کیفیت مهمتر از تعداد مباحث است.
بهجای اینکه در یک روز چندین زمان و ساختار مختلف را بخوانید، بهتر است یک مبحث را انتخاب کنید و آن را با مثالهای مختلف تمرین کنید.
مثلاً اگر موضوع امروز Simple Present است، با همان موضوع جملههای مختلف بسازید:
I work every day.
من هر روز کار میکنم.
She works at a bank.
او در یک بانک کار میکند.
They don’t work on Fridays.
آنها جمعهها کار نمیکنند.
Does he work here?
آیا او اینجا کار میکند؟
وقتی بتوانید یک ساختار را در جمله مثبت، منفی و سؤالی استفاده کنید، یادگیری شما بسیار کاربردیتر خواهد شد.
دوره مکالمه روان با گرامر ساده فقط در ۲۵ روز ویژه مبتدیها
از کجا بفهمیم باید لغت بیشتری بخوانیم یا گرامر؟
یک راه ساده این است که مشکل خودتان را پیدا کنید.
| مشکل شما | تمرکز بیشتر روی |
|---|---|
| معنی کلمات زیادی را نمیدانم | واژگان |
| کلمات را میدانم اما جمله نمیسازم | جملهسازی |
| ساختار جمله را نمیدانم | گرامر پایه |
| گرامر را میدانم اما صحبت نمیکنم | مکالمه و تمرین فعال |
| همه چیز را میدانم اما سریع فراموش میکنم | مرور و استفاده |
این جدول یک نکته مهم را نشان میدهد: همیشه راهحل، مطالعه بیشتر نیست.
گاهی شما دانش کافی دارید اما باید آن را بیشتر استفاده کنید.
اگر هدف نهایی مکالمه است، فقط لغت و گرامر کافی نیست
لغت و گرامر پایههای مهم زبان هستند، اما برای مکالمه باید یک مرحله دیگر نیز اضافه شود: تمرین تولید زبان.
یعنی باید بتوانید سؤال بشنوید و جواب بدهید، درباره خودتان صحبت کنید، جملههای مختلف بسازید و عبارتهایی را که یاد گرفتهاید در موقعیتهای واقعی به کار ببرید.
مثلاً فقط یاد گرفتن کلمه weekend کافی نیست.
باید بتوانید درباره آخر هفته خودتان صحبت کنید:
What do you usually do on weekends?
معمولاً آخر هفتهها چه کار میکنی؟
I usually stay home and watch movies.
معمولاً خانه میمانم و فیلم تماشا میکنم.
این همان نقطهای است که لغت و گرامر به مکالمه واقعی تبدیل میشوند.
دوره کامل مکالمه روزمره انگلیسی در ۳۰ روز
آیا باید ابتدا همه لغات ضروری را تمام کنیم؟
خیر.
یکی از اشتباهات رایج این است که زبانآموز برای خودش یک هدف بسیار بزرگ تعیین میکند؛ مثلاً «اول باید ۲۰۰۰ لغت یاد بگیرم و بعد شروع به صحبت کردن کنم.»
این کار باعث میشود شروع مکالمه دائماً به آینده موکول شود.
شما میتوانید با تعداد محدودی لغت و چند ساختار ساده شروع کنید و بهتدریج دایره زبان خود را گسترش دهید.
مثلاً با کلمات مربوط به زندگی خودتان شروع کنید:
- خودتان
- خانواده
- کار
- خانه
- غذا
- خرید
- علایق
- برنامه روزانه
چون این موضوعات را هر روز تجربه میکنید، استفاده از واژگان و جملههای مربوط به آنها نیز برایتان طبیعیتر خواهد بود.
بهترین مسیر: یاد بگیریم، استفاده کنیم، مرور کنیم
اگر بخواهیم کل مقاله را در یک چرخه ساده خلاصه کنیم، مسیر یادگیری میتواند این باشد:
یادگیری → جملهسازی → صحبت کردن → مرور → استفاده مجدد
مثلاً امروز یک لغت جدید یاد میگیرید.
آن را در چند جمله استفاده میکنید.
جملهها را با صدای بلند میگویید.
فردا دوباره آنها را مرور میکنید.
چند روز بعد از همان لغت در یک مکالمه یا تمرین استفاده میکنید.
این چرخه باعث میشود مطالب از یک اطلاعات موقت به بخشی از مهارت زبانی شما تبدیل شوند.
پس بالاخره اول لغت یا گرامر؟
اگر بخواهیم یک پاسخ نهایی و کاربردی بدهیم:
برای شروع، روی لغات و عبارتهای ضروری تمرکز کنید؛ اما گرامر پایه را خیلی زود وارد برنامه کنید و از همان ابتدا هر دو را در جمله و مکالمه به کار ببرید.
به بیان سادهتر:
لغت را برای داشتن مواد اولیه یاد بگیرید، گرامر را برای کنار هم گذاشتن آن مواد و مکالمه را برای استفاده واقعی از آنها.
هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد.
اگر بخواهیم از صفر شروع کنیم چه ترتیبی بهتر است؟
یک مسیر منطقی برای زبانآموز مبتدی میتواند این باشد:
- واژگان و عبارتهای ضروری
- جملههای ساده و پرکاربرد
- گرامر پایه
- جملهسازی
- شنیدار
- مکالمه
- مرور و تثبیت
این مراحل کاملاً جدا از هم نیستند؛ بلکه باید بهتدریج روی یکدیگر ساخته شوند.
مثلاً وقتی یک ساختار گرامری یاد میگیرید، همان روز با لغات جدید جمله بسازید. وقتی لغت جدید یاد میگیرید، آن را در ساختارهای گرامری مختلف استفاده کنید. و وقتی جمله ساختید، آن را با صدای بلند بگویید.
مسیر منظم بهتر از منابع پراکنده است
یکی از مشکلات اصلی زبانآموزان این است که منابع زیادی در اختیار دارند اما مسیر مشخصی ندارند.
یک روز لغت میخوانند، روز بعد یک ویدیوی گرامر میبینند، چند روز بعد سراغ فیلم میروند و سپس یک کتاب جدید شروع میکنند.
مشکل این روش کمبود منابع نیست؛ نبودن یک مسیر منظم است.
اگر قرار است از صفر شروع کنید، بهتر است برنامهای داشته باشید که واژگان، گرامر، جملهسازی و مکالمه را بهصورت مرحلهبهمرحله کنار هم قرار دهد.
آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری
جمعبندی
سؤال «اول لغت یاد بگیریم یا گرامر؟» در واقع نباید به انتخاب یکی از این دو محدود شود.
اگر فقط لغت یاد بگیرید، ممکن است کلمات زیادی بدانید اما نتوانید آنها را به جمله تبدیل کنید.
اگر فقط گرامر بخوانید، ممکن است قواعد زیادی بدانید اما هنگام صحبت کردن نتوانید سریع و طبیعی از آنها استفاده کنید.
بهترین مسیر این است که با واژگان و عبارتهای ضروری شروع کنید، خیلی زود گرامر پایه را وارد یادگیری کنید و سپس هر دو را با جملهسازی، شنیدار و مکالمه تمرین کنید.
اگر روزانه ۳۰ دقیقه وقت دارید، لازم نیست منتظر یک زمان ایدهآل بمانید. میتوانید از همین امروز با چند لغت کاربردی، یک ساختار ساده گرامری و چند جمله شروع کنید.
و مهمتر از همه، منتظر نمانید تا «همه چیز را بلد شوید» و بعد شروع به صحبت کردن کنید.
زبان با استفاده کردن یاد گرفته میشود، نه فقط با جمع کردن اطلاعات.
سؤالات متداول
اول لغت یاد بگیریم یا گرامر؟
بهتر است با واژگان و عبارتهای ضروری شروع کنید، اما گرامر پایه را خیلی زود وارد برنامه کنید و از همان ابتدا لغات و گرامر را در جمله به کار ببرید.
برای مکالمه لغت مهمتر است یا گرامر؟
هر دو ضروری هستند. لغات مواد اولیه جمله هستند و گرامر به شما کمک میکند آنها را درست کنار هم قرار دهید؛ اما برای مکالمه، تمرین استفاده از این دو نیز ضروری است.
روزی چند لغت انگلیسی یاد بگیریم؟
عدد ثابتی برای همه وجود ندارد. برای بسیاری از زبانآموزان، ۵ تا ۱۰ لغت یا عبارت کاربردی در روز، همراه با مرور و جملهسازی، میتواند شروع مناسبی باشد.
آیا میتوان بدون یادگیری گرامر انگلیسی صحبت کرد؟
میتوان تعدادی عبارت را بدون مطالعه رسمی گرامر یاد گرفت، اما برای ساختن جملههای متنوع و بیان دقیقتر منظور، یادگیری گرامرهای ضروری بسیار کمککننده است.
اگر گرامر را بلدم اما نمیتوانم صحبت کنم چه کنم؟
در این حالت احتمالاً مشکل اصلی کمبود دانش گرامری نیست؛ باید بیشتر روی جملهسازی، پاسخ دادن به سؤال، تکرار با صدای بلند و تمرین مکالمه تمرکز کنید.