اشتراک ویژه استاد هاب
دسترسی حرفه‌ای‌تر به آموزش‌های زبان انگلیسی
محتوای آموزشی ویژه
مسیر یادگیری منظم
دسترسی آسان
مشاهده اشتراک ویژه

۳۰ کلمه انگلیسی که معنی آن‌ها در مکالمه با معنی کتابی فرق می‌کند

۳۰ کلمه انگلیسی که معنی آن‌ها در مکالمه با معنی کتابی فرق می‌کند
فهرست مطالب

حتماً برای شما هم پیش آمده که معنی یک کلمه انگلیسی را از روی کتاب یا دیکشنری بدانید، اما وقتی همان کلمه را در یک فیلم، پادکست یا مکالمه واقعی می‌شنوید، متوجه شوید که گوینده آن را دقیقاً با همان معنایی که شما حفظ کرده‌اید به کار نبرده است. این موضوع یکی از دلایلی است که باعث می‌شود بعضی زبان‌آموزان با وجود دانستن تعداد زیادی لغت، در مکالمه واقعی دچار سردرگمی شوند.

واقعیت این است که بسیاری از کلمات انگلیسی فقط یک معنی ثابت ندارند. یک واژه ممکن است در فرهنگ لغت چند معنی داشته باشد و در مکالمه روزمره نیز بسته به جمله، موقعیت، لحن و کلماتی که در کنار آن قرار می‌گیرد، معنای متفاوتی پیدا کند.

نکته مهم:

در این مقاله قرار نیست بگوییم معنی کتابی این کلمات «غلط» است. منظور این است که یک کلمه ممکن است در مکالمه واقعی با کاربردی متفاوت، طبیعی‌تر یا گسترده‌تر از اولین معنایی که در کتاب یاد گرفته‌ایم استفاده شود.

چرا بعضی کلمات انگلیسی در مکالمه معنای متفاوتی پیدا می‌کنند؟

وقتی زبان انگلیسی را از طریق کتاب یاد می‌گیریم، معمولاً برای هر کلمه یک یا دو معنی فارسی یاد می‌گیریم. این روش برای شروع بسیار مفید است، اما زبان واقعی فقط از ترجمه مستقیم کلمات تشکیل نشده است.

برای مثال، کلمه mean ممکن است در یک جمله به معنی «منظور داشتن» باشد و در جمله‌ای دیگر به «معنی دادن» اشاره کند. همچنین fine فقط به معنی «خوب» نیست و در بعضی موقعیت‌ها می‌تواند به «جریمه» اشاره کند.

بنابراین یکی از مهارت‌های مهم در یادگیری واژگان انگلیسی این است که کلمات را در جمله و موقعیت یاد بگیریم، نه اینکه فقط یک ترجمه فارسی را برای همیشه به آن‌ها وصل کنیم.

۳۰ کلمه انگلیسی با کاربرد و معنای متفاوت در مکالمه روزمره

در ادامه ۳۰ واژه پرکاربرد را بررسی می‌کنیم که ممکن است هنگام مواجهه با آن‌ها در مکالمه واقعی، با توجه به بافت جمله معنایی متفاوت از اولین معنی کتابی خود داشته باشند.

۱. منظور داشتن یا معنی دادن — Mean

یکی از کاربردهای رایج mean «منظور داشتن» است. اما ممکن است آن را در معنای «معنی دادن» نیز ببینید.

What do you mean?

منظورت چیست؟

What does this word mean?

این کلمه چه معنایی دارد؟

۲. خوب بودن یا جریمه — Fine

Fine یکی از کلماتی است که ممکن است زبان‌آموز را گیج کند. در مکالمه می‌تواند به معنی «خوب» یا «خوبم» باشد، اما به‌عنوان اسم می‌تواند «جریمه» نیز معنی بدهد.

I’m fine, thanks.

خوبم، ممنون.

I had to pay a fine.

مجبور شدم جریمه پرداخت کنم.

کلمه right هم می‌تواند «درست» باشد و هم «سمت راست». معنای آن را باید از جمله تشخیص دهید.

You’re right.

حق با توست.

Turn right.

به راست بپیچ.

۴. گرفتن، برداشتن یا سوار شدن — Take

Take از افعالی است که کاربردهای بسیار زیادی دارد. بسته به جمله می‌تواند معنی «گرفتن»، «برداشتن»، «بردن» یا حتی «سوار شدن» بدهد.

Take an umbrella.

یک چتر بردار.

Take a taxi.

با تاکسی برو / تاکسی بگیر.

۵. ساختن یا وادار کردن — Make

معنی پایه make را معمولاً «ساختن» یاد می‌گیریم، اما این کلمه در مکالمه کاربردهای بسیار بیشتری دارد.

You make me happy.

تو من را خوشحال می‌کنی.

I made a mistake.

اشتباه کردم.

۶. نگه داشتن یا ادامه دادن — Keep

Keep فقط به معنی «نگه داشتن» نیست. در بسیاری از جمله‌های روزمره مفهوم «ادامه دادن» یا «همچنان انجام دادن» دارد.

Keep going.

ادامه بده.

Keep the change.

بقیه پول را برای خودت نگه دار.

۷. استراحت کردن یا شکستن — Break

Break ممکن است به معنی «شکستن» باشد، اما در ترکیب‌های روزمره معنای آن تغییر می‌کند.

Let’s take a break.

بیا کمی استراحت کنیم.

Don’t break it.

آن را نشکن.

۸. حمل کردن یا پوشیدن — Wear

Wear معمولاً برای لباس، کفش و وسایلی که روی بدن استفاده می‌شوند به کار می‌رود و فقط نباید آن را به معنای ساده «پوشیدن در یک لحظه» در نظر گرفت.

She wears glasses.

او عینک می‌زند.

۹. داشتن یا خوردن — Have

Have یکی از پرکاربردترین افعال انگلیسی است. ممکن است آن را با معنی «داشتن» یاد گرفته باشید، اما در مکالمه برای خوردن، نوشیدن، تجربه کردن و انجام بعضی فعالیت‌ها نیز استفاده می‌شود.

I have breakfast at 8.

من ساعت ۸ صبحانه می‌خورم.

Have a seat.

بفرمایید بنشینید.

۱۰. گرفتن یا رسیدن — Get

Get یکی از چندکاربردی‌ترین افعال زبان انگلیسی است و ترجمه ثابت فارسی برای همه جمله‌های آن وجود ندارد.

I got a message.

یک پیام دریافت کردم.

I need to get home.

باید به خانه برسم / بروم خانه.

۱۱. نگاه کردن یا به نظر رسیدن — Look

Look می‌تواند به معنی «نگاه کردن» باشد، اما در ساختارهایی مثل look tired بیشتر مفهوم «به نظر رسیدن» دارد.

Look at me.

به من نگاه کن.

You look tired.

خسته به نظر می‌رسی.

۱۲. احساس کردن یا لمس کردن — Feel

Feel علاوه بر «احساس کردن»، در بعضی موقعیت‌ها برای توصیف حس فیزیکی نیز استفاده می‌شود.

I feel tired.

احساس خستگی می‌کنم.

Feel the fabric.

پارچه را لمس کن / لمس پارچه را احساس کن.

۱۳. دویدن یا کار کردن — Run

اولین معنایی که معمولاً برای run یاد می‌گیریم «دویدن» است، اما این فعل در بسیاری از موقعیت‌ها برای کار کردن یا اداره شدن نیز استفاده می‌شود.

I run every morning.

من هر صبح می‌دوم.

The machine is running.

دستگاه در حال کار کردن است.

۱۴. ایستادن یا قرار داشتن — Stand

Stand فقط به معنی «ایستادن» نیست. در بعضی کاربردها می‌تواند مفهوم تحمل کردن یا تحمل نداشتن چیزی را نیز منتقل کند.

Please stand here.

لطفاً اینجا بایست.

I can’t stand the noise.

نمی‌توانم این سر و صدا را تحمل کنم.

۱۵. انجام دادن یا ساختن — Do

Do معمولاً «انجام دادن» ترجمه می‌شود، اما در بسیاری از جمله‌های روزمره برای فعالیت‌ها و کارهای مختلف استفاده می‌شود.

I have a lot to do.

کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.

What do you do?

چه‌کاره‌ای؟

۱۶. فکر کردن یا قصد داشتن — Think

Think می‌تواند به معنی «فکر کردن» باشد، اما در جمله‌های مختلف برای بیان نظر یا عقیده نیز استفاده می‌شود.

I think you’re right.

فکر می‌کنم حق با توست.

۱۷. دیدن یا ملاقات کردن — See

See را معمولاً «دیدن» ترجمه می‌کنیم، اما در مکالمه می‌تواند مفهوم ملاقات کردن یا حتی متوجه شدن را نیز داشته باشد.

I saw Ali yesterday.

دیروز علی را دیدم / ملاقات کردم.

I see what you mean.

می‌فهمم منظورت چیست.

۱۸. احساس کردن یا بو دادن — Smell

Smell هم می‌تواند به عمل «بو کردن» اشاره کند و هم برای توصیف بویی که چیزی دارد استفاده شود.

Smell this.

این را بو کن.

The food smells good.

غذا بوی خوبی می‌دهد.

۱۹. مزه کردن یا مزه داشتن — Taste

Taste نیز مانند smell می‌تواند هم یک عمل و هم ویژگی چیزی را بیان کند.

Taste this.

این را بچش.

It tastes great.

طعم خیلی خوبی دارد.

۲۰. سنگین یا مهم — Heavy

Heavy معمولاً «سنگین» معنی می‌دهد، اما در بعضی ترکیب‌ها به میزان زیاد یا شدت یک موضوع نیز اشاره می‌کند.

This bag is heavy.

این کیف سنگین است.

Heavy traffic

ترافیک سنگین

۲۱. روشن یا سبک — Light

Light یکی از واژه‌هایی است که چند معنای کاملاً متفاوت دارد. می‌تواند «نور»، «روشن»، یا «سبک» باشد.

Turn on the light.

چراغ را روشن کن.

This bag is light.

این کیف سبک است.

۲۲. طبیعی یا واقعی — Real

Real معمولاً به معنی «واقعی» است، اما در مکالمه برای تأکید بر واقعی بودن یا جدی بودن یک وضعیت نیز زیاد استفاده می‌شود.

Is this real?

این واقعیه؟

It’s a real problem.

این واقعاً یک مشکل است.

۲۳. باز یا آزاد — Open

Open می‌تواند «باز کردن» باشد، اما برای بیان باز بودن یک فروشگاه، اداره یا مکان نیز استفاده می‌شود.

Open the door.

در را باز کن.

Are you open today?

امروز باز هستید؟

۲۴. خالی یا در دسترس — Free

Free فقط «رایگان» نیست. در مکالمه ممکن است برای بیان آزاد بودن، خالی بودن یا در دسترس بودن نیز به کار رود.

Is this seat free?

این صندلی خالی است؟

It’s free.

رایگان است.

۲۵. مناسب یا خوب — Good

Good معمولاً «خوب» ترجمه می‌شود، اما در مکالمه کاربردهای بسیار طبیعی و گسترده‌ای دارد و گاهی برای تأیید یا نشان دادن رضایت استفاده می‌شود.

Good idea!

ایده خوبیه!

Good for you!

آفرین به تو! / برایت خوب است!

۲۶. جالب یا عجیب — Interesting

Interesting را معمولاً «جالب» ترجمه می‌کنیم، اما در مکالمه لحن گوینده اهمیت زیادی دارد و ممکن است بر اساس موقعیت، واکنش مثبت، تعجب یا حتی تردید را نشان دهد.

That’s interesting.

جالبه.

نکته: در چنین واژه‌هایی فقط معنی لغت مهم نیست؛ لحن و موقعیت مکالمه نیز می‌تواند روی برداشت شنونده تأثیر بگذارد.

۲۷. سخت یا دشوار بودن — Hard

Hard می‌تواند «سخت» باشد، اما در ترکیب‌های مختلف برای بیان تلاش زیاد یا شدت فعالیت نیز استفاده می‌شود.

This is hard.

این سخت است.

I work hard.

من سخت کار می‌کنم.

۲۸. نزدیک بودن یا بستن — Close

Close می‌تواند به معنی «بستن» باشد، اما به‌عنوان صفت نیز برای «نزدیک» به کار می‌رود.

Close the window.

پنجره را ببند.

My house is close to the station.

خانه من نزدیک ایستگاه است.

۲۹. مسئله یا موضوع — Matter

Matter در فرهنگ لغت می‌تواند به «ماده» اشاره کند، اما در مکالمه روزمره بسیار اوقات به معنی «موضوع»، «مسئله» یا «اهمیت داشتن» دیده می‌شود.

What’s the matter?

چی شده؟ / مشکل چیست؟

It doesn’t matter.

مهم نیست.

۳۰. خوب به نظر رسیدن یا مناسب بودن — Work

Work را معمولاً «کار کردن» ترجمه می‌کنیم، اما در مکالمه می‌تواند برای بیان این موضوع نیز استفاده شود که چیزی «کار می‌کند»، «جواب می‌دهد» یا «مؤثر است».

This doesn’t work.

این کار نمی‌کند / این روش جواب نمی‌دهد.

That works for me.

این برای من مناسبه.

چرا معنی کتابی همیشه برای مکالمه کافی نیست؟

یکی از مشکلات یادگیری لغات به روش سنتی این است که زبان‌آموز ممکن است برای هر کلمه فقط یک ترجمه فارسی حفظ کند. در نتیجه وقتی همان کلمه را در یک جمله جدید می‌بیند، اگر ترجمه حفظ‌شده با مفهوم جمله مطابقت نداشته باشد، تصور می‌کند کلمه را اشتباه به کار برده‌اند.

در حالی که معمولاً مشکل از کلمه نیست؛ مشکل این است که ما فقط یک کاربرد آن را یاد گرفته‌ایم.

مثال:

That works for me.

اگر work را فقط «کار کردن» حفظ کرده باشید، ممکن است این جمله برایتان عجیب باشد. اما در اینجا منظور این است که «این برای من مناسب است» یا «این برنامه برای من جواب می‌دهد».

به همین دلیل، یادگیری لغت در سطح مکالمه باید از حفظ کردن یک ترجمه فراتر برود و شامل جمله، کاربرد، موقعیت و ارتباط آن با کلمات دیگر شود.

چطور معنی واقعی کلمات انگلیسی را در مکالمه یاد بگیریم؟

برای اینکه هنگام شنیدن یک کلمه سریعاً گیج نشوید، بهتر است هر واژه را در چند جمله و موقعیت مختلف ببینید. به جای اینکه بنویسید:

work = کار کردن

سعی کنید کاربردهای مختلف آن را نیز بشناسید:

I work every day.

من هر روز کار می‌کنم.

This doesn’t work.

این جواب نمی‌دهد / کار نمی‌کند.

در این روش، مغز به‌جای اینکه فقط یک ترجمه فارسی را حفظ کند، میان کلمه و چند موقعیت واقعی ارتباط برقرار می‌کند.

چطور این کلمات را وارد مکالمه خود کنیم؟

خواندن این ۳۰ کلمه به‌تنهایی باعث نمی‌شود که بتوانید از فردا همه آن‌ها را در مکالمه استفاده کنید. هدف این مقاله این است که متوجه شوید چرا ترجمه یک‌به‌یک کلمات همیشه کافی نیست.

برای فعال کردن این واژه‌ها، هر بار چند کلمه را انتخاب کنید و برای هر کدام دو یا سه جمله بسازید. سپس سعی کنید بدون نگاه کردن به ترجمه فارسی، مفهوم جمله را به انگلیسی بیان کنید.

تمرین پیشنهادی:

۱. پنج کلمه از فهرست بالا انتخاب کنید.

۲. برای هر کلمه دو جمله متفاوت بنویسید.

۳. معنی جمله‌ها را درک کنید، نه اینکه فقط ترجمه را حفظ کنید.

۴. چند ساعت بعد بدون نگاه کردن جمله‌ها را دوباره بسازید.

۵. در روزهای بعد دوباره همان کلمات را در جمله‌های جدید استفاده کنید.

چرا برای مکالمه فقط دانستن معنی کلمات کافی نیست؟

فرض کنید معنی هزاران کلمه انگلیسی را می‌دانید. آیا این موضوع به‌تنهایی باعث می‌شود بتوانید راحت صحبت کنید؟ نه لزوماً.

در مکالمه باید بتوانید کلمات مناسب را سریع پیدا کنید، آن‌ها را در ساختار درست قرار دهید، سؤال را بفهمید، پاسخ مناسب بسازید و جمله را با سرعت قابل‌قبولی بیان کنید.

بنابراین اگر مدت زیادی است که لغت می‌خوانید اما هنگام صحبت کردن همچنان مکث زیادی دارید، شاید مشکل اصلی کمبود لغت نباشد؛ بلکه لازم است واژگان، گرامر و جمله‌سازی را در کنار هم و در موقعیت‌های واقعی تمرین کنید.

یادتان باشد:

هدف از یادگیری واژه این نیست که فقط وقتی آن را در دیکشنری می‌بینید معنی‌اش را بدانید؛ هدف این است که وقتی در یک مکالمه به آن نیاز دارید، کاربرد مناسب آن را تشخیص دهید و بتوانید از آن استفاده کنید.

چطور از یادگیری لغت به مکالمه واقعی برسیم؟

اگر می‌خواهید مکالمه انگلیسی را یاد بگیرید، بهتر است لغات را جدا از سایر بخش‌های زبان مطالعه نکنید. یک مسیر مؤثر باید به شما نشان دهد که کلمات چگونه در جمله قرار می‌گیرند، چه ساختارهایی در موقعیت‌های روزمره استفاده می‌شوند و چگونه می‌توان از آن‌ها برای بیان منظور واقعی استفاده کرد.

برای یک زبان‌آموز مبتدی، حفظ کردن صدها کلمه پراکنده ممکن است در ابتدا پیشرفت به نظر برسد؛ اما اگر نتواند با همان کلمات یک جمله ساده بسازد یا به یک سؤال پاسخ دهد، هنوز فاصله زیادی با مکالمه واقعی دارد.

اگر می‌خواهید انگلیسی را از پایه تا مکالمه یاد بگیرید

اگر هدف شما فقط افزایش تعداد لغات نیست و می‌خواهید واژگان، جمله‌سازی، گرامر و موقعیت‌های کاربردی را در یک مسیر منظم یاد بگیرید، دوره انگلیسی از صفر تا مکالمه می‌تواند انتخاب مناسب‌تری برای ادامه مسیر باشد.

در چنین مسیری، به‌جای اینکه هر کلمه را به‌صورت جداگانه حفظ کنید، یاد می‌گیرید زبان را در قالب جمله‌ها و موقعیت‌های کاربردی ببینید و آموخته‌های خود را به مکالمه نزدیک کنید.

english top - ۳۰ کلمه انگلیسی که معنی آن‌ها در مکالمه با معنی کتابی فرق می‌کند 75٪ تخفیف
دوره آموزشی استاد هاب ★★★★★

آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری

اگر تا امروز احساس می‌کردید «لغت زیاد می‌دانم اما موقع صحبت کردن نمی‌توانم از آن‌ها استفاده کنم»، روی استفاده از کلمات در جمله و موقعیت واقعی تمرکز کنید و یادگیری خود را به یک مسیر منظم‌تر تبدیل کنید.

جمع‌بندی

کلمات انگلیسی همیشه یک ترجمه ثابت و یک کاربرد محدود ندارند. ممکن است واژه‌ای که در کتاب با یک معنی یاد گرفته‌اید، در مکالمه روزمره با توجه به جمله و موقعیت، مفهوم دیگری پیدا کند.

کلماتی مانند mean، fine، right، get، have، work و بسیاری از واژه‌های دیگر را باید در جمله و با توجه به موقعیت یاد گرفت.

بنابراین هنگام یادگیری لغات جدید، فقط از خودتان نپرسید «این کلمه یعنی چه؟». سؤال بهتر این است: «این کلمه در مکالمه واقعی چگونه استفاده می‌شود؟»

وقتی این تغییر دیدگاه را در یادگیری زبان ایجاد کنید، به‌مرور زمان فقط تعداد لغات شما افزایش پیدا نمی‌کند؛ بلکه توانایی شما برای درک و استفاده از آن‌ها در مکالمه نیز بهتر می‌شود.

 
سوالات متداول
آیا این آموزش برای افراد مبتدی مناسب است؟
بله. بیشتر آموزش‌های سایت از سطح پایه شروع می‌شوند و به‌صورت مرحله‌به‌مرحله ارائه شده‌اند تا زبان‌آموزان مبتدی نیز بتوانند به‌راحتی از آن‌ها استفاده کنند.
بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی چیست؟
یادگیری منظم، تمرین روزانه، مرور مطالب، گوش دادن به فایل‌های صوتی و استفاده از آموخته‌ها در مکالمه، از مؤثرترین روش‌های یادگیری زبان انگلیسی هستند.
روزانه چه مدت برای یادگیری زبان انگلیسی کافی است؟
حتی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه مطالعه و تمرین روزانه، اگر به‌صورت مستمر انجام شود، می‌تواند تأثیر بسیار خوبی در پیشرفت زبان شما داشته باشد.
آیا آموزش‌های این سایت رایگان هستند؟
بسیاری از آموزش‌های سایت به‌صورت رایگان منتشر شده‌اند. همچنین دوره‌های تخصصی برای یادگیری کامل‌تر نیز در دسترس زبان‌آموزان قرار دارد.
بعد از مطالعه این آموزش، چه مطالبی را پیشنهاد می‌کنید؟
پیشنهاد می‌کنیم آموزش‌های مرتبط با مکالمه، لغات، گرامر، جملات پرکاربرد و نکات کاربردی زبان انگلیسی را نیز مطالعه کنید تا روند یادگیری شما کامل‌تر شود.
دوره آموزش مکالمه انگلیسی از صفر در 60 روز

🎓 دوره‌های پیشنهادی ویژه

تخفیف ویژه
دوره آموزش 100 فعل پرکاربرد در زبان انگلیسی با مثال و ترجمه و نکات کاربردی
دوره آموزش 100 فعل پرکاربرد در زبان انگلیسی

به زبانی ساده - برای تمام سنین

تخفیف ویژه
دوره مکالمه روزمره انگلیسی در ۳۰ روز
دوره مکالمه روزمره انگلیسی در ۳۰ روز

به زبانی ساده - برای تمام سنین

تخفیف ویژه
دوره آموزش 40 جمله پرکاربرد انگلیسی
دوره آموزش 40 جمله پرکاربرد انگلیسی

به زبانی ساده - ویژه مبتدی ها

تخفیف ویژه
دوره مکالمه در ۲۵ روز
دوره مکالمه روان با گرامر ساده

فقط در ۲۵ روز - ویژه مبتدی‌ها

تخفیف ویژه
فلش کارت 504 لغت ضروری
فلش کارت ۵۰۴ لغت ضروری

با ترجمه و تلفظ فارسی برای مبتدیان

نظر شما چیست ؟

نظرتان درباره ۳۰ کلمه انگلیسی که معنی آن‌ها در مکالمه با معنی کتابی فرق می‌کند را با سایر بازدیدکنندگان سایت به اشتراک بگذارید.

خانه تعیین سطح آموزش زبان پنل کاربری دسته‌ها
گفتگو در بله @golshanisup عضویت در کانال بله @golshanitutor عضویت در اینستاگرام @golshanitutor
سبد خرید ✕

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.