بخش اول: ۲۵ لغت پایه و ضروری انگلیسی در حسابداری
اگر در رشته حسابداری تحصیل میکنید، حسابدار هستید یا قصد دارید منابع تخصصی حسابداری به زبان انگلیسی را مطالعه کنید، یادگیری واژگان پایه اولین قدم برای تقویت انگلیسی تخصصی شماست. بسیاری از اصطلاحات تخصصی حسابداری بر اساس چند واژه اصلی ساخته میشوند و شناخت همین کلمات میتواند درک گزارشهای مالی، اسناد تجاری و نرمافزارهای حسابداری را آسانتر کند.
در این بخش، ۲۵ واژه پایه را یاد میگیریم. برای هر واژه، معنی فارسی، تلفظ تقریبی، کاربرد و یک مثال مرتبط با حسابداری آورده شده است.
| ردیف | واژه | معنی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|---|
| ۱ | Account | حساب | اَکاونت |
| ۲ | Accounting | حسابداری | اَکاونتینگ |
| ۳ | Accountant | حسابدار | اَکاونتِنت |
| ۴ | Asset | دارایی | اَسِت |
| ۵ | Liability | بدهی | لایَبیلِتی |
| ۶ | Equity | حقوق صاحبان سهام | اِکوئِتی |
| ۷ | Revenue | درآمد | رِوِنیو |
| ۸ | Expense | هزینه | اِکسپِنس |
| ۹ | Profit | سود | پرافیت |
| ۱۰ | Loss | زیان، ضرر | لاس |
| ۱۱ | Cash | وجه نقد | کَش |
| ۱۲ | Capital | سرمایه | کَپیتِل |
| ۱۳ | Debt | بدهی | دِت |
| ۱۴ | Credit | بستانکار، اعتبار | کِرِدیت |
| ۱۵ | Debit | بدهکار | دِبیت |
| ۱۶ | Transaction | تراکنش، معامله | تِرَنزَکشن |
| ۱۷ | Invoice | فاکتور | اینوُیس |
| ۱۸ | Payment | پرداخت | پِیمِنت |
| ۱۹ | Purchase | خرید | پِرچِس |
| ۲۰ | Sale | فروش | سِیل |
| ۲۱ | Cost | هزینه، بهای تمامشده | کاست |
| ۲۲ | Budget | بودجه | باجِت |
| ۲۳ | Record | ثبت، سابقه | رِکورد |
| ۲۴ | Balance | مانده حساب، تراز | بَلِنس |
| ۲۵ | Financial | مالی | فاینَنشِل |
۱. Account | حساب
Account یکی از پایهایترین واژههای حسابداری است و به حسابی اشاره میکند که اطلاعات مالی مربوط به یک شخص، شرکت یا یک گروه مشخص از معاملات در آن ثبت میشود.
The company opened a new bank account.
شرکت یک حساب بانکی جدید افتتاح کرد.
۲. Accounting | حسابداری
Accounting به حوزه یا فرایند حسابداری گفته میشود؛ یعنی ثبت، طبقهبندی، بررسی و گزارش اطلاعات مالی.
Accounting plays an important role in business.
حسابداری نقش مهمی در کسبوکار دارد.
۳. Accountant | حسابدار
Accountant به فردی گفته میشود که وظایف حسابداری را انجام میدهد. این واژه را با Accounting اشتباه نگیرید؛ Accounting به حسابداری و Accountant به حسابدار اشاره دارد.
The accountant prepared the monthly report.
حسابدار گزارش ماهانه را آماده کرد.
۴. Asset | دارایی
Asset به دارایی یک فرد یا شرکت گفته میشود. پول نقد، تجهیزات، ساختمان، موجودی کالا و برخی حقوق مالی میتوانند در دسته داراییها قرار بگیرند.
The company has several valuable assets.
شرکت چند دارایی ارزشمند دارد.
۵. Liability | بدهی
Liability به بدهی یا تعهد مالی یک شرکت یا فرد اشاره دارد. این واژه یکی از مفاهیم اساسی در تحلیل وضعیت مالی یک کسبوکار است.
The company has significant liabilities.
شرکت بدهیهای قابل توجهی دارد.
۶. Equity | حقوق صاحبان سهام
Equity در حسابداری معمولاً به حقوق صاحبان سهام در یک کسبوکار اشاره میکند. این اصطلاح در گزارشهای مالی بسیار پرکاربرد است.
Shareholders’ equity increased this year.
حقوق صاحبان سهام در سال جاری افزایش یافت.
۷. Revenue | درآمد
Revenue به درآمد حاصل از فعالیتهای اصلی یک کسبوکار گفته میشود. این واژه را در گزارشهای مالی و تحلیل عملکرد شرکتها بسیار خواهید دید.
The company’s revenue increased last year.
درآمد شرکت در سال گذشته افزایش یافت.
۸. Expense | هزینه
Expense به هزینههایی گفته میشود که در جریان فعالیت یک کسبوکار ایجاد میشوند؛ مانند هزینه حقوق، اجاره یا برخی هزینههای عملیاتی.
Our operating expenses are increasing.
هزینههای عملیاتی ما در حال افزایش است.
۹. Profit | سود
Profit به سود حاصل از فعالیت اقتصادی گفته میشود. در یک بیان ساده، زمانی که درآمد از هزینههای مربوط بیشتر باشد، کسبوکار میتواند سود داشته باشد.
The company made a large profit.
شرکت سود زیادی به دست آورد.
۱۰. Loss | زیان
Loss به زیان یا ضرر مالی اشاره دارد و معمولاً در مقابل Profit قرار میگیرد.
The company reported a loss this year.
شرکت امسال زیان گزارش کرد.
۱۱. Cash | وجه نقد
Cash به وجه نقد اشاره دارد و یکی از واژههای بسیار رایج در حسابداری و امور مالی است.
The company needs more cash.
شرکت به وجه نقد بیشتری نیاز دارد.
۱۲. Capital | سرمایه
Capital در حسابداری و امور مالی به سرمایهای اشاره دارد که برای شروع یا ادامه فعالیت اقتصادی در اختیار کسبوکار قرار دارد.
The company needs additional capital.
شرکت به سرمایه بیشتری نیاز دارد.
۱۳. Debt | بدهی
Debt به مبلغی گفته میشود که یک فرد یا سازمان به شخص یا سازمان دیگری بدهکار است.
The company is trying to reduce its debt.
شرکت تلاش میکند بدهی خود را کاهش دهد.
۱۴. Credit | بستانکار، اعتبار
Credit در حسابداری یکی از دو طرف اصلی ثبت حسابداری است و در مقابل Debit قرار میگیرد. این کلمه در زمینههای مالی دیگر نیز میتواند به معنای اعتبار باشد.
The accountant recorded the credit entry.
حسابدار ثبت بستانکار را وارد کرد.
۱۵. Debit | بدهکار
Debit یکی دیگر از اصطلاحات پایه ثبتهای حسابداری است و در کنار Credit استفاده میشود.
The accountant recorded the debit entry.
حسابدار ثبت بدهکار را وارد کرد.
۱۶. Transaction | تراکنش، معامله
Transaction به یک رویداد یا معامله مالی گفته میشود که میتواند در سیستم حسابداری ثبت شود.
Every financial transaction must be recorded.
هر تراکنش مالی باید ثبت شود.
۱۷. Invoice | فاکتور
Invoice سندی است که اطلاعات مربوط به فروش کالا یا ارائه خدمات و مبلغ قابل پرداخت را نشان میدهد.
Please send the invoice to our accounting department.
لطفاً فاکتور را برای بخش حسابداری ما ارسال کنید.
۱۸. Payment | پرداخت
Payment به معنای پرداخت است و در اسناد مالی، فاکتورها و مکالمات کاری بسیار استفاده میشود.
We received the payment yesterday.
ما دیروز پرداخت را دریافت کردیم.
۱۹. Purchase | خرید
Purchase به خرید کالا، خدمات یا سایر اقلام مورد نیاز یک فرد یا کسبوکار اشاره دارد.
The company made a large purchase.
شرکت خرید بزرگی انجام داد.
۲۰. Sale | فروش
Sale به فروش کالا یا خدمات اشاره دارد و یکی از واژههای مهم در گزارشهای تجاری و مالی است.
Sales increased significantly this month.
فروش در این ماه به میزان قابل توجهی افزایش یافت.
۲۱. Cost | هزینه، بهای تمامشده
Cost بسته به زمینه میتواند به هزینه یا بهای تمامشده اشاره کند. این واژه با Expense ارتباط دارد، اما در همه موقعیتها نمیتوان آنها را دقیقاً مترادف دانست.
The cost of production increased.
هزینه تولید افزایش یافت.
۲۲. Budget | بودجه
Budget به برنامهای مالی برای درآمدها و هزینههای مورد انتظار در یک دوره مشخص گفته میشود.
We need to prepare the annual budget.
ما باید بودجه سالانه را آماده کنیم.
۲۳. Record | ثبت، سابقه
Record در حسابداری میتواند به ثبت اطلاعات مالی یا سابقه یک رویداد اشاره کند. این واژه هم به عنوان اسم و هم فعل استفاده میشود.
All transactions must be recorded.
تمام تراکنشها باید ثبت شوند.
۲۴. Balance | مانده حساب، تراز
Balance در زمینه حسابداری میتواند به مانده یک حساب یا وضعیت تراز آن اشاره کند. یکی از عبارتهای رایج، Account Balance به معنی مانده حساب است.
What is the current account balance?
مانده فعلی حساب چقدر است؟
۲۵. Financial | مالی
Financial یک صفت بسیار مهم در انگلیسی حسابداری است و برای توصیف موضوعات مرتبط با امور مالی استفاده میشود.
| عبارت | معنی |
|---|---|
| Financial report | گزارش مالی |
| Financial statement | صورت مالی |
| Financial information | اطلاعات مالی |
چطور این لغات را ماندگارتر یاد بگیریم؟
به جای حفظ کردن معنی فارسی واژهها به صورت جداگانه، هر کلمه را همراه با مثال آن مرور کنید. سپس تلاش کنید یک جمله مرتبط با کار، تحصیل یا تجربه شخصی خودتان بسازید. این روش باعث میشود واژه را نه فقط به عنوان یک معنی، بلکه به عنوان بخشی از یک ساختار انگلیسی به خاطر بسپارید.
بخش دوم: لغات انگلیسی مربوط به صورتهای مالی و گزارشهای حسابداری
در بخش اول با ۲۵ واژه پایه حسابداری آشنا شدیم. در این بخش سراغ ۲۵ واژه بعدی میرویم که بیشتر در صورتهای مالی، گزارشهای مالی، عملکرد شرکت و اطلاعات مربوط به وضعیت اقتصادی یک کسبوکار دیده میشوند.
این گروه از واژهها اهمیت زیادی دارند، زیرا اگر بخواهید گزارشهای مالی انگلیسی، نرمافزارهای حسابداری یا منابع تخصصی حسابداری را مطالعه کنید، بارها با آنها مواجه خواهید شد.
| ردیف | واژه | معنی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|---|
| ۲۶ | Balance Sheet | ترازنامه | بَلِنس شیت |
| ۲۷ | Income Statement | صورت سود و زیان | اینکام استِیتمِنت |
| ۲۸ | Cash Flow | جریان نقدی | کَش فلو |
| ۲۹ | Financial Statement | صورت مالی | فاینَنشِل استِیتمِنت |
| ۳۰ | Gross Profit | سود ناخالص | گروس پرافیت |
| ۳۱ | Net Profit | سود خالص | نِت پرافیت |
| ۳۲ | Gross Loss | زیان ناخالص | گروس لاس |
| ۳۳ | Net Loss | زیان خالص | نِت لاس |
| ۳۴ | Income | درآمد | اینکام |
| ۳۵ | Operating Income | درآمد عملیاتی | آپِرِیتینگ اینکام |
| ۳۶ | Operating Expense | هزینه عملیاتی | آپِرِیتینگ اِکسپِنس |
| ۳۷ | Current Asset | دارایی جاری | کارِنت اَسِت |
| ۳۸ | Current Liability | بدهی جاری | کارِنت لایَبیلِتی |
| ۳۹ | Accounts Receivable | حسابهای دریافتنی | اَکاونتس رِسیوِبِل |
| ۴۰ | Accounts Payable | حسابهای پرداختنی | اَکاونتس پِیِبِل |
| ۴۱ | Inventory | موجودی کالا | اینوِنتوری |
| ۴۲ | Cash Flow Statement | صورت جریان وجوه نقد | کَش فلو استِیتمِنت |
| ۴۳ | Balance | تراز، مانده | بَلِنس |
| ۴۴ | Statement | صورت، گزارش | استِیتمِنت |
| ۴۵ | Period | دوره مالی | پیریِد |
| ۴۶ | Fiscal Year | سال مالی | فیسکِل ییر |
| ۴۷ | Financial Performance | عملکرد مالی | فاینَنشِل پِرفورمِنس |
| ۴۸ | Financial Position | وضعیت مالی | فاینَنشِل پِزیشن |
| ۴۹ | Annual Report | گزارش سالانه | اَنیوئِل رِپورت |
| ۵۰ | Financial Report | گزارش مالی | فاینَنشِل رِپورت |
۲۶. Balance Sheet | ترازنامه
Balance Sheet یکی از مهمترین اصطلاحات در حسابداری است. این گزارش تصویری از وضعیت مالی یک شرکت در یک تاریخ مشخص ارائه میکند و معمولاً اطلاعات مربوط به داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام را نشان میدهد.
حسابدار ترازنامه را آماده کرد.
۲۷. Income Statement | صورت سود و زیان
Income Statement گزارشی است که درآمدها، هزینهها و نتیجه عملکرد مالی شرکت در یک دوره مشخص را نشان میدهد. در منابع انگلیسی حسابداری ممکن است با عنوانهای دیگری نیز با آن مواجه شوید.
صورت سود و زیان سود شرکت را نشان میدهد.
۲۸. Cash Flow | جریان نقدی
Cash Flow به جریان ورود و خروج وجه نقد در یک کسبوکار اشاره دارد. بررسی جریان نقدی برای ارزیابی توان مالی شرکت اهمیت زیادی دارد.
جریان نقدی برای شرکت اهمیت دارد.
۲۹. Financial Statement | صورت مالی
Financial Statement به صورت مالی گفته میشود و اصطلاحی کلی برای گزارشهایی است که اطلاعات مالی یک شرکت را ارائه میکنند.
صورتهای مالی آماده هستند.
۳۰. Gross Profit | سود ناخالص
Gross Profit به سود ناخالص گفته میشود؛ یعنی سود حاصل از فعالیت اصلی قبل از کسر برخی هزینههای عملیاتی و سایر هزینهها.
سود ناخالص امسال افزایش یافت.
۳۱. Net Profit | سود خالص
Net Profit به سود خالص شرکت اشاره دارد؛ یعنی مبلغی که پس از در نظر گرفتن هزینهها و اقلام مربوطه به عنوان سود نهایی باقی میماند.
شرکت سود خالص بیشتری گزارش کرد.
۳۲. Gross Loss | زیان ناخالص
Gross Loss به زیان ناخالص اشاره دارد و زمانی مطرح میشود که نتیجه فعالیت اصلی پس از در نظر گرفتن بهای مربوط به فروش، منفی باشد.
شرکت زیان ناخالص گزارش کرد.
۳۳. Net Loss | زیان خالص
Net Loss به زیان خالص گفته میشود؛ یعنی در نهایت هزینهها و سایر اقلام مالی بیشتر از درآمدها بودهاند.
شرکت زیان خالص گزارش کرد.
۳۴. Income | درآمد
Income واژهای عمومی برای درآمد است و در متون مالی و حسابداری کاربرد زیادی دارد. بسته به زمینه، معنای دقیق آن میتواند متفاوت باشد.
شرکت درآمد بیشتری گزارش کرد.
۳۵. Operating Income | درآمد عملیاتی
Operating Income به درآمد یا سود عملیاتی مربوط به فعالیتهای اصلی کسبوکار اشاره دارد و در تحلیل عملکرد شرکت کاربرد فراوانی دارد.
درآمد عملیاتی در طول سال افزایش یافت.
۳۶. Operating Expense | هزینه عملیاتی
Operating Expense به هزینههایی گفته میشود که برای اداره و انجام فعالیتهای اصلی کسبوکار ایجاد میشوند.
هزینههای عملیاتی باید کنترل شوند.
۳۷. Current Asset | دارایی جاری
Current Asset به داراییهایی گفته میشود که انتظار میرود در کوتاهمدت به وجه نقد تبدیل شوند یا در فعالیتهای جاری مورد استفاده قرار گیرند.
وجه نقد یک دارایی جاری است.
۳۸. Current Liability | بدهی جاری
Current Liability به بدهیهایی گفته میشود که انتظار میرود در کوتاهمدت تسویه شوند.
شرکت چند بدهی جاری دارد.
۳۹. Accounts Receivable | حسابهای دریافتنی
Accounts Receivable به مبالغی اشاره دارد که مشتریان به شرکت بدهکار هستند و شرکت انتظار دارد آنها را دریافت کند.
حسابهای دریافتنی در این ماه افزایش یافت.
۴۰. Accounts Payable | حسابهای پرداختنی
Accounts Payable به مبالغی گفته میشود که شرکت به تأمینکنندگان یا سایر طرفهای تجاری بدهکار است.
حسابهای پرداختنی باید به موقع پرداخت شوند.
۴۱. Inventory | موجودی کالا
Inventory به موجودی کالا یا اقلامی اشاره دارد که یک کسبوکار برای فروش یا استفاده در فرایند تولید در اختیار دارد.
شرکت هر ماه موجودی کالای خود را بررسی میکند.
۴۲. Cash Flow Statement | صورت جریان وجوه نقد
Cash Flow Statement گزارشی است که جریانهای نقدی مرتبط با فعالیتهای مختلف شرکت را در یک دوره مشخص نشان میدهد.
صورت جریان وجوه نقد برای سرمایهگذاران مهم است.
۴۳. Balance | تراز یا مانده
Balance در حسابداری میتواند به مانده یک حساب یا تراز آن اشاره داشته باشد. برای نمونه، account balance به معنی مانده حساب است.
مانده حساب درست است.
۴۴. Statement | صورت یا گزارش
Statement در حسابداری معمولاً بخشی از نام گزارشهای مالی است. به همین دلیل شناخت این کلمه برای درک اصطلاحاتی مانند Income Statement و Financial Statement ضروری است.
لطفاً صورت مالی را بررسی کنید.
۴۵. Period | دوره مالی
Period به یک بازه زمانی مشخص اشاره دارد. در حسابداری، گزارشها معمولاً برای یک دوره مشخص تهیه میشوند.
این گزارش یک دوره دوازدهماهه را پوشش میدهد.
۴۶. Fiscal Year | سال مالی
Fiscal Year به سال مالی گفته میشود؛ دورهای که یک سازمان برای گزارشگری مالی خود در نظر میگیرد.
سال مالی در ماه مارس به پایان میرسد.
۴۷. Financial Performance | عملکرد مالی
Financial Performance به عملکرد مالی یک شرکت در یک دوره مشخص اشاره دارد و میتواند با شاخصهایی مانند درآمد، هزینه و سود بررسی شود.
گزارش عملکرد مالی خوبی را نشان میدهد.
۴۸. Financial Position | وضعیت مالی
Financial Position به وضعیت مالی یک شرکت اشاره دارد و معمولاً در ارتباط با داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام بررسی میشود.
ترازنامه وضعیت مالی شرکت را نشان میدهد.
۴۹. Annual Report | گزارش سالانه
Annual Report گزارشی است که اطلاعات مهم مالی و عملکرد یک شرکت را برای یک سال ارائه میکند.
گزارش سالانه ماه گذشته منتشر شد.
۵۰. Financial Report | گزارش مالی
Financial Report به گزارش مالی گفته میشود و میتواند اطلاعات مربوط به وضعیت یا عملکرد مالی یک سازمان را ارائه کند.
گزارش مالی برای بررسی آماده است.
نکته مهم برای یادگیری لغات حسابداری
در یادگیری انگلیسی تخصصی حسابداری، فقط دانستن معنی یک واژه کافی نیست. بهتر است هر اصطلاح را در کنار کلمات دیگری که معمولاً با آن استفاده میشوند یاد بگیرید. برای مثال، به جای اینکه فقط Profit را حفظ کنید، عبارتهایی مانند Gross Profit و Net Profit را نیز یاد بگیرید. به این ترتیب هنگام خواندن گزارشهای مالی، سریعتر مفهوم جمله را تشخیص خواهید داد.
بخش سوم: ۲۵ لغت انگلیسی کاربردی در خرید، فروش و معاملات حسابداری
در دو بخش قبلی با ۵۰ واژه مهم حسابداری آشنا شدیم. در این بخش، ۲۵ واژه و اصطلاح دیگر را یاد میگیریم که بیشتر در خرید، فروش، فاکتورها، مشتریان، تأمینکنندگان، پرداختها و معاملات مالی استفاده میشوند.
این واژهها برای حسابداران، دانشجویان حسابداری و افرادی که با امور مالی شرکتها سر و کار دارند بسیار کاربردی هستند. بسیاری از این کلمات را میتوانید در فاکتورها، ایمیلهای کاری، قراردادها و نرمافزارهای مالی مشاهده کنید.
| ردیف | واژه | معنی | تلفظ تقریبی |
|---|---|---|---|
| ۵۱ | Customer | مشتری | کاستِمِر |
| ۵۲ | Supplier | تأمینکننده | سِپلایِر |
| ۵۳ | Vendor | فروشنده، تأمینکننده | وِندِر |
| ۵۴ | Buyer | خریدار | بایِر |
| ۵۵ | Seller | فروشنده | سِلِر |
| ۵۶ | Order | سفارش | اُردِر |
| ۵۷ | Purchase Order | سفارش خرید | پِرچِس اُردِر |
| ۵۸ | Quotation | پیشفاکتور، پیشنهاد قیمت | کوُتِیشِن |
| ۵۹ | Receipt | رسید | رِسییت |
| ۶۰ | Discount | تخفیف | دیسکَونت |
| ۶۱ | Price | قیمت | پرایس |
| ۶۲ | Amount | مبلغ، مقدار | اَمَونت |
| ۶۳ | Total | مجموع، کل | توتِل |
| ۶۴ | Subtotal | جمع جزء | سابتوتِل |
| ۶۵ | Tax | مالیات | تَکس |
| ۶۶ | Tax Rate | نرخ مالیات | تَکس رِیت |
| ۶۷ | Due Date | تاریخ سررسید | دیو دِیت |
| ۶۸ | Outstanding | تسویهنشده، معوق | اَوتاِستَندینگ |
| ۶۹ | Overdue | سررسید گذشته، معوق | اووِردیو |
| ۷۰ | Installment | قسط | اینستالمنت |
| ۷۱ | Refund | بازپرداخت وجه | ریفاند |
| ۷۲ | Deposit | سپرده، واریز | دِپازیت |
| ۷۳ | Withdrawal | برداشت وجه | ویددراوال |
| ۷۴ | Transfer | انتقال وجه | تِرَنسفِر |
| ۷۵ | Bank Statement | صورتحساب بانکی | بَنک استِیتمِنت |
۵۱. Customer | مشتری
Customer به فرد یا شرکتی گفته میشود که کالا یا خدمات یک کسبوکار را خریداری میکند. این واژه در مکاتبات مالی، فروش و حسابداری بسیار پرکاربرد است.
مشتری هنوز فاکتور را پرداخت نکرده است.
۵۲. Supplier | تأمینکننده
Supplier به شخص یا شرکتی گفته میشود که کالا یا خدمات مورد نیاز یک کسبوکار را تأمین میکند.
ما باید این هفته مبلغ تأمینکننده را پرداخت کنیم.
۵۳. Vendor | فروشنده یا تأمینکننده
Vendor نیز در محیط کسبوکار به فروشنده یا تأمینکننده کالا و خدمات اشاره میکند و در سیستمهای مالی و نرمافزارهای حسابداری بسیار دیده میشود.
فروشنده یک فاکتور جدید برای ما ارسال کرد.
۵۴. Buyer | خریدار
Buyer به فرد یا سازمانی گفته میشود که کالا یا خدمات را خریداری میکند.
خریدار سفارش خرید را تأیید کرد.
۵۵. Seller | فروشنده
Seller به شخص یا شرکتی گفته میشود که کالا یا خدمات را به مشتری یا خریدار میفروشد.
فروشنده یک فاکتور صادر کرد.
۵۶. Order | سفارش
Order به سفارش خرید یا فروش کالا و خدمات اشاره دارد و در محیطهای تجاری و مالی بسیار رایج است.
ما سفارش مشتری را دریافت کردیم.
۵۷. Purchase Order | سفارش خرید
Purchase Order سند یا سفارشی است که خریدار برای درخواست رسمی خرید کالا یا خدمات صادر میکند.
سفارش خرید توسط مدیر تأیید شد.
۵۸. Quotation | پیشفاکتور یا پیشنهاد قیمت
Quotation معمولاً به پیشنهادی گفته میشود که فروشنده قیمت کالا یا خدمات را برای مشتری اعلام میکند. در بسیاری از معاملات تجاری، Quotation قبل از Invoice ارائه میشود.
تأمینکننده یک پیشفاکتور برای ما ارسال کرد.
۵۹. Receipt | رسید
Receipt سندی است که دریافت وجه یا انجام یک پرداخت را تأیید میکند.
لطفاً رسید پرداخت را نگه دارید.
۶۰. Discount | تخفیف
Discount به مبلغ یا درصدی گفته میشود که از قیمت اصلی کالا یا خدمات کم میشود.
مشتری ده درصد تخفیف دریافت کرد.
۶۱. Price | قیمت
Price به مبلغی گفته میشود که برای خرید یک کالا یا خدمت تعیین شده است.
قیمت شامل مالیات است.
۶۲. Amount | مبلغ یا مقدار
Amount در متون مالی اغلب برای اشاره به یک مبلغ مشخص استفاده میشود.
لطفاً مبلغ کل را بررسی کنید.
۶۳. Total | مجموع
Total به مجموع یا کل مبلغ اشاره دارد و معمولاً در فاکتورها و گزارشهای مالی دیده میشود.
مبلغ کل در پایین فاکتور نشان داده شده است.
۶۴. Subtotal | جمع جزء
Subtotal مبلغی است که قبل از اضافه شدن مواردی مانند مالیات، هزینه ارسال یا سایر هزینهها محاسبه میشود.
جمع جزء هزار دلار است.
۶۵. Tax | مالیات
Tax به مالیاتی گفته میشود که افراد یا شرکتها طبق قوانین مربوطه پرداخت میکنند.
فاکتور شامل مالیات است.
۶۶. Tax Rate | نرخ مالیات
Tax Rate به درصد یا نرخی گفته میشود که برای محاسبه مالیات مورد استفاده قرار میگیرد.
نرخ مالیات تغییر کرده است.
۶۷. Due Date | تاریخ سررسید
Due Date یکی از اصطلاحات بسیار مهم در امور مالی است و به آخرین تاریخ تعیینشده برای پرداخت یک مبلغ یا انجام یک تعهد اشاره دارد.
تاریخ سررسید فاکتور جمعه است.
۶۸. Outstanding | تسویهنشده
Outstanding در امور مالی معمولاً برای مبلغی به کار میرود که هنوز پرداخت یا تسویه نشده است.
یک مانده تسویهنشده در حساب وجود دارد.
۶۹. Overdue | معوق
Overdue برای مبلغ، فاکتور یا پرداختی استفاده میشود که تاریخ سررسید آن گذشته اما هنوز پرداخت نشده است.
پرداخت معوق شده است.
۷۰. Installment | قسط
Installment به یکی از پرداختهای مرحلهای برای تسویه یک مبلغ گفته میشود.
مشتری قسط اول را پرداخت کرد.
۷۱. Refund | بازپرداخت وجه
Refund به بازگرداندن مبلغ پرداختشده به مشتری گفته میشود؛ برای مثال زمانی که یک کالا برگشت داده میشود.
مشتری درخواست بازپرداخت وجه کرد.
۷۲. Deposit | سپرده یا واریز
Deposit در زمینه بانکی میتواند به واریز پول به حساب یا سپرده اشاره کند.
واریز وجه دیروز انجام شد.
۷۳. Withdrawal | برداشت وجه
Withdrawal به برداشت پول از حساب بانکی یا یک حساب مالی اشاره دارد.
بانک برداشت وجه را ثبت کرد.
۷۴. Transfer | انتقال وجه
Transfer در امور مالی معمولاً برای انتقال پول از یک حساب به حساب دیگر استفاده میشود.
پرداخت از طریق انتقال بانکی انجام شد.
۷۵. Bank Statement | صورتحساب بانکی
Bank Statement گزارشی از تراکنشها و وضعیت یک حساب بانکی در یک دوره مشخص است و یکی از اسناد مهم در امور مالی و حسابداری محسوب میشود.
حسابدار صورتحساب بانکی را بررسی کرد.
نکته استاد: واژهها را به صورت عبارت یاد بگیرید
در انگلیسی تخصصی حسابداری، یادگیری یک کلمه به تنهایی همیشه بهترین روش نیست. بهتر است کلمات را در ترکیبهای رایج یاد بگیرید؛ برای مثال به جای حفظ کردن Due و Date به صورت جداگانه، عبارت Due Date را به عنوان یک اصطلاح کامل یاد بگیرید. همین روش برای عبارتهایی مانند Purchase Order، Bank Statement و Tax Rate نیز کاربرد دارد.