اگر بخواهید مکالمه انگلیسی خود را تقویت کنید، لازم نیست از همان ابتدا هزاران کلمه را حفظ کنید.
یکی از بهترین نقطههای شروع، یادگیری فعلهایی است که مرتب در مکالمات روزمره استفاده میشوند.
فعلها بخش اصلی بسیاری از جملههای انگلیسی را تشکیل میدهند و وقتی کاربرد آنها را در جمله یاد بگیرید،
ساختن جملههای جدید بسیار سادهتر میشود.
در این مقاله، ۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی را با معنی فارسی، مثال واقعی و ترجمه فارسی بررسی میکنیم.
هدف این نیست که فقط معنی هر فعل را حفظ کنید؛ بلکه باید بتوانید بعد از یادگیری آن،
با همان فعل چند جمله متفاوت بسازید.
برای مکالمه، یادگیری یک فعل همراه با جمله بسیار بهتر از حفظ کردن معنی آن بهتنهایی است.
مثلاً به جای اینکه فقط بدانید go = رفتن، بهتر است این ساختار را یاد بگیرید:
I go to work every day.
من هر روز به سر کار میروم.
حالا میتوانید با همین الگو جملههای دیگری بسازید:
I go to school every day.
من هر روز به مدرسه میروم.
۲۵ فعل اول و بسیار مهم در مکالمه انگلیسی
این ۲۵ فعل از جمله فعلهایی هستند که در موقعیتهای مختلف روزمره با آنها روبهرو میشوید.
بعضی از آنها مانند be، have و do
علاوه بر کاربرد معنایی، در ساختارهای گرامری نیز نقش مهمی دارند.
1. Be — بودن
Be یکی از مهمترین فعلهای زبان انگلیسی است و در معرفی افراد، توصیف وضعیت،
شغل، مکان و بسیاری از ساختارهای گرامری استفاده میشود.
I am a teacher.
من معلم هستم.
She is at home.
او در خانه است.
2. Have — داشتن
Have معمولاً برای بیان مالکیت یا داشتن چیزی استفاده میشود و در بسیاری از ساختارهای
روزمره نیز کاربرد دارد.
I have a new phone.
من یک تلفن جدید دارم.
We have a meeting today.
ما امروز یک جلسه داریم.
3. Do — انجام دادن
Do به معنی انجام دادن است، اما در سؤالها و جملههای منفی نیز نقش کمکی بسیار مهمی دارد.
I do my homework every day.
من هر روز تکالیفم را انجام میدهم.
What do you do?
شغل شما چیست؟
4. Say — گفتن
از say زمانی استفاده میکنیم که بخواهیم روی چیزی که شخص بیان کرده است تمرکز کنیم.
She said hello to me.
او به من سلام کرد.
What did he say?
او چه گفت؟
5. Go — رفتن
Go یکی از پرکاربردترین فعلهای مکالمه انگلیسی است و برای صحبت درباره رفتن
به مکانها یا انجام برخی فعالیتها استفاده میشود.
I go to work every morning.
من هر صبح به سر کار میروم.
Let’s go home.
بیا برویم خانه.
6. Get — گرفتن، دریافت کردن، شدن
Get یکی از مهمترین و در عین حال چندکاربردیترین فعلهای انگلیسی است.
معنی آن با توجه به جمله میتواند تغییر کند.
I need to get some water.
من باید کمی آب تهیه کنم.
I’m getting tired.
دارم خسته میشوم.
7. Make — ساختن، درست کردن
Make هم برای ساختن یک چیز و هم برای انجام دادن یا ایجاد کردن بعضی موقعیتها به کار میرود.
I make breakfast every morning.
من هر صبح صبحانه درست میکنم.
Don’t make a mistake.
اشتباه نکن.
8. Know — دانستن، شناختن
وقتی اطلاعاتی درباره چیزی دارید یا شخصی را میشناسید، معمولاً از know استفاده میکنید.
I know the answer.
من جواب را میدانم.
Do you know him?
آیا او را میشناسی؟
9. Think — فکر کردن
برای بیان نظر، عقیده یا فکر کردن درباره یک موضوع از think استفاده میکنیم.
I think you’re right.
فکر میکنم حق با توست.
What do you think?
نظر تو چیست؟
10. Take — گرفتن، برداشتن، بردن
Take کاربردهای بسیار زیادی دارد و یکی از فعلهایی است که در مکالمات روزمره زیاد میبینید.
Take this book with you.
این کتاب را با خودت ببر.
Take a seat.
بنشین.
11. See — دیدن
See برای دیدن، متوجه شدن و در برخی موقعیتها ملاقات کردن نیز استفاده میشود.
I can see your house.
میتوانم خانهات را ببینم.
See you tomorrow.
فردا میبینمت.
12. Come — آمدن
Come معمولاً برای حرکت به سمت گوینده یا یک مکان مشخص استفاده میشود.
Come here, please.
لطفاً بیا اینجا.
Can you come with me?
میتوانی با من بیایی؟
13. Want — خواستن
برای بیان خواستهها و تمایلات روزمره، want یکی از مهمترین فعلهاست.
I want some coffee.
من کمی قهوه میخواهم.
What do you want?
چه میخواهی؟
14. Look — نگاه کردن
Look برای نگاه کردن به چیزی استفاده میشود و در ترکیبهای مختلف نیز کاربرد بسیار زیادی دارد.
Look at this picture.
به این عکس نگاه کن.
Look at me.
به من نگاه کن.
15. Use — استفاده کردن
برای صحبت درباره استفاده از ابزار، وسایل، برنامهها و روشهای مختلف از use استفاده میکنیم.
I use my phone every day.
من هر روز از تلفنم استفاده میکنم.
Can I use your computer?
میتوانم از کامپیوترت استفاده کنم؟
16. Find — پیدا کردن
Find برای پیدا کردن یک شخص، وسیله، اطلاعات یا راهحل استفاده میشود.
I can’t find my keys.
نمیتوانم کلیدهایم را پیدا کنم.
Did you find your phone?
گوشیات را پیدا کردی؟
17. Give — دادن
Give یکی از افعال بسیار رایج در مکالمه است و برای دادن چیزی به شخص دیگر استفاده میشود.
Give me a minute.
یک دقیقه به من وقت بده.
Can you give me some advice?
میتوانی کمی به من advice بدهی؟
18. Tell — گفتن، تعریف کردن
Tell معمولاً زمانی استفاده میشود که چیزی را به یک شخص میگوییم یا اطلاعاتی را به او منتقل میکنیم.
Tell me the truth.
حقیقت را به من بگو.
Can you tell me your name?
میتوانی اسمت را به من بگویی؟
19. Work — کار کردن
Work هم برای شغل و فعالیت کاری و هم برای کار کردن یک وسیله یا سیستم استفاده میشود.
I work from home.
من از خانه کار میکنم.
Does this computer work?
آیا این کامپیوتر کار میکند؟
20. Call — تماس گرفتن، صدا زدن
Call در مکالمات امروزی بهخصوص برای تماس تلفنی بسیار رایج است.
I’ll call you tonight.
امشب به تو زنگ میزنم.
Call me when you get home.
وقتی به خانه رسیدی به من زنگ بزن.
21. Try — تلاش کردن، امتحان کردن
Try میتواند به معنی تلاش کردن یا امتحان کردن چیزی باشد.
Try again.
دوباره تلاش کن.
Try this food.
این غذا را امتحان کن.
22. Ask — پرسیدن، درخواست کردن
Ask هم برای پرسیدن سؤال و هم برای درخواست کردن چیزی کاربرد دارد.
Can I ask you a question?
میتوانم از تو یک سؤال بپرسم؟
Ask your teacher.
از معلمت بپرس.
23. Need — نیاز داشتن
Need یکی از ضروریترین فعلها برای بیان نیازهاست.
I need some help.
من به کمی کمک نیاز دارم.
Do you need anything?
چیزی لازم داری؟
24. Feel — احساس کردن
از feel برای بیان احساسات و وضعیت جسمی یا روحی استفاده میکنیم.
I feel tired today.
امروز احساس خستگی میکنم.
How do you feel?
چه احساسی داری؟
25. Leave — ترک کردن، رفتن
Leave میتواند به معنی ترک کردن یک مکان یا جا گذاشتن چیزی باشد.
I have to leave now.
الان باید بروم.
Don’t leave your bag here.
کیفت را اینجا نگذار.
جمله زیر را کامل کنید:
I ___ some help.
1) know
2) need
3) leave
4) see
پاسخ صحیح: need
I need some help.
من به کمی کمک نیاز دارم.
از بین ۲۵ فعل بالا، هر روز فقط ۵ فعل انتخاب کنید.
برای هر فعل سه جمله بسازید:
جمله اول: درباره خودتان
جمله دوم: درباره یک شخص دیگر
جمله سوم: به صورت سؤال
مثلاً برای want:
I want some coffee.
من کمی قهوه میخواهم.
She wants a new phone.
او یک تلفن جدید میخواهد.
What do you want?
چه میخواهی؟
اگر هدف شما صحبت کردن است، فقط معنی فعلها را حفظ نکنید.
هر فعل را همراه با یک جمله کوتاه و قابل استفاده یاد بگیرید.
بعد همان جمله را با فاعل، زمان یا کلمه دیگری تغییر دهید.
به این ترتیب، به جای اینکه فقط ۱۰۰ فعل یاد بگیرید،
صدها الگوی جملهسازی در اختیار خواهید داشت.
حفظ کردن فهرست افعال بهتنهایی کافی نیست. در دوره آموزش زبان از صفر در ۶۰ روز،
مکالمه، گرامر و واژگان بهصورت مرحلهبهمرحله و کاربردی تمرین میشوند تا بتوانید
آموختههای خود را در جملهها و مکالمات واقعی به کار ببرید.
آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری
۲۵ فعل پرکاربرد دیگر برای مکالمه انگلیسی
در بخش اول با ۲۵ فعل بسیار مهم انگلیسی آشنا شدیم. در این بخش، سراغ فعلهایی میرویم که در مکالمات روزمره،
محیط کار، خرید، ارتباط با دوستان و موقعیتهای معمول زندگی بسیار زیاد استفاده میشوند.
نکته مهم این است که این فعلها را فقط با معنی فارسی یاد نگیرید؛ بلکه هر فعل را در قالب جمله یاد بگیرید.
26. Put — گذاشتن
Put برای قرار دادن یا گذاشتن یک چیز در یک مکان استفاده میشود.
Put your phone on the table.
گوشیات را روی میز بگذار.
Where did you put my keys?
کلیدهای من را کجا گذاشتی؟
27. Keep — نگه داشتن
Keep میتواند به معنی نگه داشتن، حفظ کردن یا ادامه دادن یک وضعیت باشد.
Keep your room clean.
اتاقت را تمیز نگه دار.
Keep going.
ادامه بده.
28. Let — اجازه دادن
ساختار بسیار مهم let + شخص + فعل برای اجازه دادن به کسی برای انجام کاری استفاده میشود.
Let me help you.
بگذار کمکت کنم.
Let him speak.
بگذار او صحبت کند.
29. Help — کمک کردن
Help یکی از فعلهای بسیار کاربردی در موقعیتهای روزمره است.
Can you help me?
میتوانی به من کمک کنی؟
I need to help my friend.
باید به دوستم کمک کنم.
30. Talk — صحبت کردن
Talk معمولاً برای صحبت کردن یا گفتگو با شخصی استفاده میشود.
Can we talk?
میتوانیم صحبت کنیم؟
I talked to my teacher yesterday.
دیروز با معلمم صحبت کردم.
31. Start — شروع کردن
Start برای شروع کردن یک کار، فعالیت یا اتفاق استفاده میشود.
Let’s start the lesson.
بیایید درس را شروع کنیم.
What time does the movie start?
فیلم چه ساعتی شروع میشود؟
32. Show — نشان دادن
Show یعنی چیزی را به کسی نشان دادن.
Show me your phone.
گوشیات را به من نشان بده.
Can you show me the way?
میتوانی راه را به من نشان بدهی؟
33. Hear — شنیدن
Hear برای شنیدن یک صدا یا متوجه شدن چیزی از طریق گوش استفاده میشود.
Can you hear me?
صدای من را میشنوی؟
I heard a strange noise.
یک صدای عجیب شنیدم.
34. Play — بازی کردن، نواختن
Play برای بازی کردن و همچنین نواختن بعضی سازهای موسیقی استفاده میشود.
The children are playing outside.
بچهها بیرون در حال بازی هستند.
He plays the guitar.
او گیتار مینوازد.
35. Run — دویدن، کار کردن
Run علاوه بر «دویدن»، برای کار کردن یک دستگاه یا سیستم نیز استفاده میشود.
I run every morning.
من هر صبح میدوم.
The computer is running slowly.
کامپیوتر بهآرامی کار میکند.
36. Move — حرکت کردن، جابهجا کردن
Move برای حرکت کردن یا جابهجا کردن چیزی استفاده میشود.
Don’t move.
حرکت نکن.
Can you move this chair?
میتوانی این صندلی را جابهجا کنی؟
37. Like — دوست داشتن
Like برای بیان علاقه یا دوست داشتن چیزی یا کسی استفاده میشود.
I like English.
من انگلیسی را دوست دارم.
Do you like this song?
این آهنگ را دوست داری؟
38. Live — زندگی کردن
Live برای صحبت درباره محل زندگی یا زندگی کردن استفاده میشود.
I live in Tehran.
من در تهران زندگی میکنم.
Where do you live?
کجا زندگی میکنی؟
39. Believe — باور کردن
Believe برای بیان باور یا اعتماد به درست بودن چیزی استفاده میشود.
I believe you.
من حرفت را باور میکنم.
Do you believe in yourself?
به خودت باور داری؟
40. Bring — آوردن
Bring معمولاً برای آوردن چیزی به سمت گوینده یا یک مکان مشخص استفاده میشود.
Bring your book tomorrow.
کتابت را فردا بیاور.
Can you bring me some water?
میتوانی برای من کمی آب بیاوری؟
41. Happen — اتفاق افتادن
برای صحبت درباره اتفاقات از happen استفاده میکنیم.
What happened?
چه اتفاقی افتاد؟
What will happen next?
بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
42. Write — نوشتن
Write برای نوشتن متن، پیام، نامه یا اطلاعات استفاده میشود.
Write your name here.
اسمت را اینجا بنویس.
I need to write an email.
باید یک ایمیل بنویسم.
43. Provide — فراهم کردن، ارائه دادن
Provide بیشتر در محیط کاری، آموزشی و رسمی دیده میشود و به معنی فراهم کردن یا ارائه دادن است.
We provide online English courses.
ما دورههای آنلاین زبان انگلیسی ارائه میدهیم.
Can you provide more information?
میتوانی اطلاعات بیشتری ارائه کنی؟
44. Sit — نشستن
Sit برای نشستن استفاده میشود.
Please sit here.
لطفاً اینجا بنشین.
I’m sitting in the living room.
من در اتاق نشیمن نشستهام.
45. Stand — ایستادن
Stand نقطه مقابل sit است و برای ایستادن استفاده میشود.
Please stand up.
لطفاً بلند شو.
He is standing near the door.
او نزدیک در ایستاده است.
46. Lose — از دست دادن، گم کردن
Lose برای گم کردن یک وسیله، شکست خوردن یا از دست دادن چیزی استفاده میشود.
I lost my phone.
گوشیام را گم کردم.
Don’t lose hope.
امیدت را از دست نده.
47. Pay — پرداخت کردن
Pay یکی از فعلهای مهم در خرید، رستوران و موقعیتهای مالی است.
I need to pay the bill.
باید صورتحساب را پرداخت کنم.
Can I pay by card?
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
48. Meet — ملاقات کردن، آشنا شدن
Meet برای ملاقات با افراد یا آشنا شدن با کسی استفاده میشود.
Nice to meet you.
از آشنایی با شما خوشحالم.
I’ll meet you at the station.
در ایستگاه تو را میبینم.
49. Include — شامل شدن، دربرگرفتن
Include یعنی چیزی را به عنوان بخشی از یک مجموعه یا موضوع در نظر گرفتن.
The price includes breakfast.
قیمت شامل صبحانه است.
The course includes practical exercises.
این دوره شامل تمرینهای کاربردی است.
50. Continue — ادامه دادن
Continue برای ادامه دادن یک فعالیت یا روند استفاده میشود.
Continue learning every day.
هر روز به یادگیری ادامه بده.
Let’s continue the conversation.
بیایید به گفتگو ادامه دهیم.
در این بخش چند فعل بسیار مهم مانند
put، keep، let، help، talk، start، show، bring، pay، meet
را دیدید که در مکالمات واقعی مرتب استفاده میشوند.
به جای حفظ کردن تکتک آنها، چند ترکیب آماده را نیز یاد بگیرید:
put something on the table
چیزی را روی میز گذاشتن
keep going
ادامه دادن
let me help you
بگذار کمکت کنم
talk to someone
با کسی صحبت کردن
pay the bill
صورتحساب را پرداخت کردن
بسیاری از زبانآموزان فعل را به صورت جداگانه حفظ میکنند، اما نمیدانند در جمله چگونه از آن استفاده کنند.
مثلاً دانستن اینکه pay یعنی «پرداخت کردن» کافی نیست.
بهتر است عبارتهای کاربردی زیر را نیز یاد بگیرید:
pay the bill — صورتحساب را پرداخت کردن
pay for something — هزینه چیزی را پرداخت کردن
pay by card — با کارت پرداخت کردن
pay in cash — نقدی پرداخت کردن
جمله زیر را کامل کنید:
Can you ___ me some water?
1) bring
2) lose
3) pay
4) stand
پاسخ صحیح: bring
Can you bring me some water?
میتوانی برای من کمی آب بیاوری؟
حالا با این ۵ فعل، برای خودتان جمله بسازید:
start — شروع کردن
bring — آوردن
meet — ملاقات کردن
pay — پرداخت کردن
continue — ادامه دادن
سعی کنید جملهها را درباره زندگی واقعی خودتان بنویسید.
مثلاً به جای حفظ کردن جملهای مثل
I start work at eight.
میتوانید ساعت واقعی شروع کار خودتان را در جمله قرار دهید.
حفظ کردن فهرست افعال بهتنهایی کافی نیست. در دوره آموزش زبان از صفر در ۶۰ روز،
مکالمه، گرامر و واژگان بهصورت مرحلهبهمرحله و کاربردی تمرین میشوند تا بتوانید
آموختههای خود را در جملهها و مکالمات واقعی به کار ببرید.
آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری
افعال ۵۱ تا ۷۵؛ فعلهایی برای مکالمه طبیعیتر
تا اینجا ۵۰ فعل مهم را یاد گرفتیم. اما برای اینکه بتوانید در مکالمات روزمره جملههای متنوعتری بسازید،
باید با فعلهایی آشنا شوید که برای بیان اتفاقات، تصمیمها، احساسات، تغییرات و فعالیتهای روزمره استفاده میشوند.
در این بخش ۲۵ فعل دیگر را با مثالهای ساده و ترجمه فارسی یاد میگیریم.
51. Seem — به نظر رسیدن
Seem زمانی استفاده میشود که درباره برداشت یا نظر خود نسبت به یک شخص یا موضوع صحبت میکنیم.
You seem tired.
به نظر میرسد خستهای.
It seems easy.
به نظر آسان میآید.
52. Feel — احساس کردن
Feel برای بیان احساسات، وضعیت جسمی و برداشتهای مختلف استفاده میشود.
I feel happy today.
امروز احساس خوشحالی میکنم.
Do you feel better now?
حالا احساس بهتری داری؟
53. Become — شدن
Become برای بیان تغییر وضعیت یا تبدیل شدن به چیزی استفاده میشود.
He became a teacher.
او معلم شد.
It is becoming difficult.
دارد سخت میشود.
54. Leave — ترک کردن، رفتن
Leave علاوه بر ترک کردن یک مکان، در بعضی موقعیتها برای جا گذاشتن چیزی نیز استفاده میشود.
I leave home at eight.
من ساعت هشت از خانه خارج میشوم.
Don’t leave your phone here.
گوشیات را اینجا جا نگذار.
55. Put — گذاشتن
Put از فعلهای بسیار پرکاربرد انگلیسی است و معمولاً برای قرار دادن چیزی در یک مکان استفاده میشود.
Put the book on the desk.
کتاب را روی میز بگذار.
Where should I put this?
این را کجا باید بگذارم؟
56. Mean — معنی دادن، منظور داشتن
Mean هم برای پرسیدن معنی یک کلمه و هم برای بیان منظور استفاده میشود.
What does this word mean?
این کلمه یعنی چه؟
I didn’t mean that.
منظورم آن نبود.
57. Keep — نگه داشتن، ادامه دادن
Keep کاربردهای مختلفی دارد و یکی از کاربردهای بسیار مهم آن در مکالمه، بیان ادامه دادن یک کار است.
Keep studying.
به درس خواندن ادامه بده.
Keep the door open.
در را باز نگه دار.
58. Begin — شروع کردن
Begin معنایی مشابه start دارد و در زبان رسمیتر نیز زیاد دیده میشود.
The class begins at nine.
کلاس ساعت نه شروع میشود.
Let’s begin.
بیایید شروع کنیم.
59. Help — کمک کردن
Help برای کمک کردن به شخص دیگر یا آسانتر کردن انجام یک کار استفاده میشود.
Can you help me with this?
میتوانی در این مورد به من کمک کنی؟
This book helped me learn English.
این کتاب به من کمک کرد انگلیسی یاد بگیرم.
60. Talk — صحبت کردن
Talk یکی از فعلهای اصلی برای صحبت و گفتگو است.
I want to talk to you.
میخواهم با تو صحبت کنم.
We talked for an hour.
ما یک ساعت صحبت کردیم.
61. Turn — چرخیدن، تبدیل شدن
Turn در مکالمه کاربردهای زیادی دارد؛ از چرخاندن چیزی گرفته تا تغییر جهت.
Turn left at the corner.
در گوشه به چپ بپیچ.
Turn off the light.
چراغ را خاموش کن.
62. Follow — دنبال کردن
Follow برای دنبال کردن یک شخص، مسیر، دستورالعمل یا روند استفاده میشود.
Follow me.
دنبال من بیا.
Follow these instructions.
این دستورالعملها را دنبال کن.
63. Stop — متوقف شدن، متوقف کردن
Stop برای متوقف کردن یک فعالیت یا متوقف شدن استفاده میشود.
Stop talking, please.
لطفاً صحبت کردن را متوقف کن.
The car stopped suddenly.
ماشین ناگهان متوقف شد.
64. Create — ایجاد کردن، خلق کردن
Create برای ایجاد یا ساختن چیزی جدید استفاده میشود.
We need to create a new plan.
باید یک برنامه جدید ایجاد کنیم.
She created a useful course.
او یک دوره کاربردی ایجاد کرد.
65. Speak — صحبت کردن
Speak برای صحبت کردن، بهخصوص در موقعیتهای رسمیتر، استفاده میشود.
Do you speak English?
آیا انگلیسی صحبت میکنی؟
Can I speak to the manager?
میتوانم با مدیر صحبت کنم؟
66. Read — خواندن
Read برای خواندن کتاب، مقاله، پیام، ایمیل و متن استفاده میشود.
I read English books every day.
من هر روز کتابهای انگلیسی میخوانم.
Did you read my message?
پیام من را خواندی؟
67. Allow — اجازه دادن
Allow به معنی اجازه دادن است و نسبت به let رسمیتر محسوب میشود.
My parents don’t allow me to stay out late.
والدینم اجازه نمیدهند تا دیر وقت بیرون بمانم.
Smoking is not allowed here.
سیگار کشیدن اینجا مجاز نیست.
68. Add — اضافه کردن
Add برای اضافه کردن چیزی به یک مجموعه یا ترکیب استفاده میشود.
Add some sugar to the tea.
کمی شکر به چای اضافه کن.
Add this word to your list.
این کلمه را به فهرستت اضافه کن.
69. Spend — صرف کردن
Spend هم برای صرف کردن زمان و هم برای خرج کردن پول استفاده میشود.
I spend two hours studying English.
من دو ساعت برای مطالعه انگلیسی وقت صرف میکنم.
How much did you spend?
چقدر خرج کردی؟
70. Grow — رشد کردن
Grow برای رشد کردن، بزرگ شدن یا افزایش پیدا کردن استفاده میشود.
Children grow quickly.
بچهها سریع رشد میکنند.
My English is growing stronger.
مهارت انگلیسی من در حال قویتر شدن است.
71. Open — باز کردن، باز شدن
Open هم میتواند به صورت فعل برای باز کردن چیزی و هم برای باز شدن یک مکان یا وسیله استفاده شود.
Open the window, please.
لطفاً پنجره را باز کن.
The store opens at nine.
فروشگاه ساعت نه باز میشود.
72. Walk — راه رفتن
Walk برای راه رفتن یا طی کردن مسیری با پای پیاده استفاده میشود.
I walk to work every day.
من هر روز پیاده به سر کار میروم.
Let’s walk together.
بیا با هم پیاده برویم.
73. Win — برنده شدن
Win برای برنده شدن در مسابقه، بازی یا رقابت استفاده میشود.
Our team won the game.
تیم ما بازی را برد.
I want to win.
میخواهم برنده شوم.
74. Offer — پیشنهاد دادن، ارائه کردن
Offer زمانی استفاده میشود که چیزی را به کسی پیشنهاد یا ارائه میکنیم.
Can I offer you some coffee?
میتوانم کمی قهوه به شما تعارف کنم؟
They offered me a job.
آنها به من یک شغل پیشنهاد دادند.
75. Remember — به یاد آوردن
Remember برای به خاطر آوردن یک شخص، اتفاق، موضوع یا انجام دادن کاری که نباید فراموش شود استفاده میشود.
Do you remember me?
من را به یاد میآوری؟
Remember to call me.
یادت باشد به من زنگ بزنی.
بعضی از فعلها در انگلیسی فقط یک معنی ثابت ندارند.
برای مثال turn میتواند در موقعیتهای مختلف معنی «چرخیدن»، «پیچیدن»،
«روشن کردن» یا «خاموش کردن» بدهد.
مثلاً:
Turn left.
به چپ بپیچ.
Turn on the TV.
تلویزیون را روشن کن.
Turn off the light.
چراغ را خاموش کن.
بنابراین بهتر است فعلهای پرکاربرد را همراه با ترکیبها و جملههای واقعی یاد بگیرید.
یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان، ترجمه کلمهبهکلمه جملههای فارسی به انگلیسی است.
مثلاً برای بیان «یادت باشد به من زنگ بزنی»، بهتر است ساختار طبیعی انگلیسی را یاد بگیرید:
Remember to call me.
یادت باشد به من زنگ بزنی.
نه اینکه ابتدا جمله فارسی را کلمهبهکلمه ترجمه کنید.
کدام گزینه جمله را کامل میکند؟
Please ___ the window.
1) open
2) win
3) spend
4) remember
پاسخ صحیح: open
Please open the window.
لطفاً پنجره را باز کن.
با فعلهای زیر درباره زندگی واقعی خودتان جمله بسازید:
feel — احساس کردن
spend — صرف کردن
remember — به یاد آوردن
follow — دنبال کردن
grow — رشد کردن
سعی کنید برای هر فعل حداقل دو جمله بسازید و یکی از جملهها را به صورت سؤال بنویسید.
افعال ۷۶ تا ۱۰۰؛ ۲۵ فعل ضروری دیگر برای مکالمه انگلیسی
در سه بخش قبلی با ۷۵ فعل مهم آشنا شدیم. در این بخش ۲۵ فعل دیگر را بررسی میکنیم تا مجموعه
۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی کامل شود. این فعلها برای صحبت درباره تصمیمها،
فعالیتهای روزمره، برنامهها، احساسات، خرید، ارتباط با دیگران و بسیاری از موقعیتهای واقعی کاربرد دارند.
76. Understand — فهمیدن
Understand برای بیان متوجه شدن یک موضوع، صحبت یا توضیح استفاده میشود.
I understand you.
من حرفت را میفهمم.
Do you understand?
متوجه میشوی؟
77. Watch — تماشا کردن
Watch معمولاً برای تماشای چیزی که در حال حرکت یا اتفاق افتادن است استفاده میشود.
I watch TV every night.
من هر شب تلویزیون تماشا میکنم.
Watch this video.
این ویدئو را تماشا کن.
78. Learn — یاد گرفتن
Learn برای یادگیری مهارت، اطلاعات یا یک موضوع جدید استفاده میشود.
I want to learn English.
میخواهم انگلیسی یاد بگیرم.
She learned a new word today.
او امروز یک کلمه جدید یاد گرفت.
79. Change — تغییر دادن، تغییر کردن
Change هم برای تغییر دادن چیزی و هم برای تغییر کردن وضعیت استفاده میشود.
I need to change my plan.
باید برنامهام را تغییر بدهم.
Things can change.
شرایط میتواند تغییر کند.
80. Lead — هدایت کردن
Lead برای هدایت کردن یک شخص، گروه یا فرایند استفاده میشود.
She leads the team.
او تیم را هدایت میکند.
This road leads to the city.
این جاده به شهر منتهی میشود.
81. Understand — درک کردن
Understand یکی از فعلهای مهم مکالمه است و برای بیان درک کردن یک موضوع یا صحبت استفاده میشود.
I don’t understand this question.
این سؤال را متوجه نمیشوم.
Now I understand.
حالا متوجه شدم.
82. Watch — تماشا کردن
از watch در صحبت درباره فیلم، تلویزیون، مسابقه و ویدئو بسیار استفاده میشود.
We watched a movie last night.
دیشب یک فیلم تماشا کردیم.
Watch the road.
مراقب جاده باش.
83. Remember — به یاد آوردن
Remember برای به خاطر آوردن افراد، اتفاقات، اطلاعات یا انجام دادن کاری استفاده میشود.
I remember your name.
اسم تو را به یاد دارم.
Remember to study tonight.
یادت باشد امشب درس بخوانی.
84. Love — دوست داشتن، عاشق بودن
Love برای بیان علاقه شدید به شخص، فعالیت یا یک چیز استفاده میشود.
I love learning English.
من عاشق یادگیری انگلیسی هستم.
She loves music.
او عاشق موسیقی است.
85. Consider — در نظر گرفتن
Consider زمانی استفاده میشود که چیزی را بررسی یا به عنوان یک گزینه در نظر میگیریم.
I’ll consider your idea.
ایده تو را در نظر میگیرم.
We are considering a new plan.
ما در حال بررسی یک برنامه جدید هستیم.
86. Appear — ظاهر شدن، به نظر رسیدن
Appear میتواند به معنی ظاهر شدن یا به نظر رسیدن باشد.
He suddenly appeared at the door.
او ناگهان جلوی در ظاهر شد.
She appears happy.
به نظر میرسد او خوشحال است.
87. Buy — خریدن
Buy یکی از افعال ضروری برای خرید و صحبت درباره کالاها و خدمات است.
I need to buy some food.
باید مقداری غذا بخرم.
Where did you buy this?
این را از کجا خریدی؟
88. Serve — سرو کردن، خدمت کردن
Serve در رستوران، محیط کاری و موقعیتهای خدماتی کاربرد زیادی دارد.
They serve breakfast here.
اینجا صبحانه سرو میکنند.
This restaurant serves good food.
این رستوران غذای خوبی سرو میکند.
89. Die — مردن
Die برای بیان مردن یا از بین رفتن یک موجود زنده استفاده میشود.
The plant died without water.
گیاه بدون آب از بین رفت.
Many animals die because of pollution.
بسیاری از حیوانات به دلیل آلودگی میمیرند.
90. Send — فرستادن
Send برای فرستادن پیام، ایمیل، فایل، عکس یا هر چیز دیگری استفاده میشود.
Send me the file, please.
لطفاً فایل را برای من بفرست.
I’ll send you a message.
برای تو یک پیام میفرستم.
91. Expect — انتظار داشتن
Expect زمانی استفاده میشود که انتظار داریم اتفاقی رخ دهد یا کسی کاری انجام دهد.
I expect him to come soon.
انتظار دارم او بهزودی بیاید.
What did you expect?
انتظار چه چیزی را داشتی؟
92. Build — ساختن
Build برای ساختن ساختمان، سیستم، رابطه، مهارت و بسیاری از چیزهای دیگر استفاده میشود.
They are building a new house.
آنها در حال ساختن یک خانه جدید هستند.
Practice helps you build confidence.
تمرین به تو کمک میکند اعتمادبهنفس بسازی.
93. Stay — ماندن
Stay برای ماندن در یک مکان یا ادامه داشتن یک وضعیت استفاده میشود.
Please stay here.
لطفاً اینجا بمان.
Stay calm.
آرام بمان.
94. Fall — افتادن
Fall برای افتادن، سقوط کردن یا پایین آمدن استفاده میشود.
Be careful not to fall.
مواظب باش زمین نخوری.
The temperature is falling.
دما در حال کاهش است.
95. Cut — بریدن
Cut برای بریدن یا قطع کردن چیزی استفاده میشود.
Cut the paper carefully.
کاغذ را با دقت ببر.
Don’t cut the cable.
کابل را قطع نکن.
96. Reach — رسیدن
Reach برای رسیدن به یک مکان، هدف یا سطح مشخص استفاده میشود.
We reached the hotel at midnight.
ما نیمهشب به هتل رسیدیم.
I want to reach my goal.
میخواهم به هدفم برسم.
97. Decide — تصمیم گرفتن
Decide برای تصمیم گرفتن درباره یک موضوع یا انتخاب یک گزینه استفاده میشود.
I need to decide today.
باید امروز تصمیم بگیرم.
Have you decided?
تصمیمت را گرفتهای؟
98. Explain — توضیح دادن
Explain برای توضیح دادن یک موضوع، مشکل، روش یا ایده استفاده میشود.
Can you explain this?
میتوانی این را توضیح بدهی؟
Let me explain.
بگذار توضیح بدهم.
99. Hope — امیدوار بودن
Hope برای بیان امید یا انتظار مثبت درباره آینده استفاده میشود.
I hope you feel better soon.
امیدوارم بهزودی حالت بهتر شود.
I hope to see you again.
امیدوارم دوباره تو را ببینم.
100. Develop — توسعه دادن، پرورش دادن
Develop برای ایجاد یا تقویت تدریجی یک مهارت، توانایی، ایده یا سیستم استفاده میشود.
Practice helps you develop your English skills.
تمرین به تو کمک میکند مهارتهای انگلیسی خود را توسعه بدهی.
He developed a new learning method.
او یک روش یادگیری جدید توسعه داد.
حالا که ۱۰۰ فعل را دیدید، یک نکته مهم وجود دارد:
لازم نیست هر ۱۰۰ فعل را در یک روز حفظ کنید.
بهتر است هر روز ۵ تا ۱۰ فعل را انتخاب کنید و برای هر فعل حداقل سه جمله بسازید.
اگر بتوانید جملهها را درباره زندگی واقعی خودتان بسازید، یادگیری مؤثرتر خواهد بود.
برای مثال با فعل decide:
I need to decide today.
باید امروز تصمیم بگیرم.
She decided to learn English.
او تصمیم گرفت انگلیسی یاد بگیرد.
Have you decided?
تصمیمت را گرفتهای؟
یکی از اشتباهات رایج این است که زبانآموز تصور میکند با حفظ کردن معنی ۱۰۰ فعل،
میتواند به راحتی انگلیسی صحبت کند.
در واقع دانستن معنی فعل فقط قدم اول است.
برای مکالمه باید بتوانید فعل را در جمله استفاده کنید و شکلهای مختلف آن را در موقعیتهای متفاوت ببینید.
مثلاً فقط حفظ کردن:
send = فرستادن
کافی نیست. بهتر است عبارتهایی مانند اینها را نیز یاد بگیرید:
send me a message
برای من پیام بفرست.
send an email
یک ایمیل بفرست.
send the file
فایل را بفرست.
کدام گزینه جمله را کامل میکند؟
Have you ___ yet?
1) decided
2) explained
3) reached
4) built
پاسخ صحیح: decided
Have you decided yet?
آیا هنوز تصمیم گرفتهای؟
از میان ۲۵ فعل این بخش، پنج فعل را انتخاب کنید و برای هرکدام:
۱. یک جمله مثبت بنویسید.
۲. یک جمله منفی بنویسید.
۳. یک سؤال بسازید.
برای مثال با فعل understand:
I understand the question.
من سؤال را متوجه میشوم.
I don’t understand the question.
من سؤال را متوجه نمیشوم.
Do you understand the question?
آیا سؤال را متوجه میشوی؟
اگر این ۱۰۰ فعل را فقط به صورت فهرست حفظ کنید، احتمالاً بعد از مدتی بخش زیادی از آنها را فراموش خواهید کرد.
اما اگر آنها را وارد جملههای واقعی کنید و به صورت روزانه تمرین کنید، میتوانید از همین مجموعه برای
ساختن صدها جمله مختلف استفاده کنید.
هدف اصلی در یادگیری فعلها، حفظ کردن تعداد زیادی کلمه نیست؛
هدف این است که بتوانید هنگام صحبت کردن، فعل مناسب را سریعتر به ذهن بیاورید و آن را در یک جمله درست استفاده کنید.
حفظ کردن فهرست افعال بهتنهایی کافی نیست. در دوره آموزش زبان از صفر در ۶۰ روز،
مکالمه، گرامر و واژگان بهصورت مرحلهبهمرحله و کاربردی تمرین میشوند تا بتوانید
آموختههای خود را در جملهها و مکالمات واقعی به کار ببرید.
آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری
چطور ۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی را برای مکالمه تمرین کنیم؟
تا اینجا با ۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی آشنا شدید. اما مرحله مهمتر از حفظ کردن این فعلها،
توانایی استفاده از آنها در جمله است. اگر بتوانید هنگام صحبت کردن از این فعلها بدون ترجمه
کلمهبهکلمه استفاده کنید، قدم مهمی برای ساختن مکالمه طبیعی برداشتهاید.
برای این کار لازم نیست هر روز تعداد زیادی جمله حفظ کنید. بهتر است با چند فعل مشخص شروع کنید،
آنها را در جملههای مثبت، منفی و سوالی به کار ببرید و سپس کمکم جملههای طولانیتر بسازید.
تمرین اول؛ جمله مثبت بسازید
در اولین مرحله، یک فعل انتخاب کنید و با آن یک جمله ساده مثبت بسازید.
برای مثال فعل learn را در نظر بگیرید:
I learn English every day.
من هر روز انگلیسی یاد میگیرم.
حالا همین روش را با فعلهای دیگر امتحان کنید:
| فعل | جمله | ترجمه |
|---|---|---|
| work | I work every day. | من هر روز کار میکنم. |
| live | I live in a big city. | من در یک شهر بزرگ زندگی میکنم. |
| like | I like English. | من انگلیسی را دوست دارم. |
| watch | I watch English videos. | من ویدئوهای انگلیسی تماشا میکنم. |
| read | I read English books. | من کتابهای انگلیسی میخوانم. |
تمرین دوم؛ جمله را منفی کنید
بعد از ساختن جمله مثبت، همان جمله را منفی کنید. این کار باعث میشود فعل را در ساختارهای مختلف
به کار ببرید و فقط به یک الگوی ثابت وابسته نباشید.
مثلاً:
I work every day.
من هر روز کار میکنم.
I don’t work every day.
من هر روز کار نمیکنم.
یا:
I like coffee.
من قهوه دوست دارم.
I don’t like coffee.
من قهوه دوست ندارم.
در زمان حال ساده، بسیاری از زبانآموزان بعد از don’t فعل را اشتباه صرف میکنند.
درست:
I don’t like coffee.
نادرست:
I don’t likes coffee.
بعد از do / don’t / does / doesn’t، فعل اصلی به شکل پایه میآید.
تمرین سوم؛ از جمله سؤال بسازید
مرحله بعدی تبدیل جمله خبری به سؤال است. این تمرین برای مکالمه بسیار مهم است؛ چون بخش زیادی
از مکالمه روزمره از سؤال و جواب تشکیل میشود.
مثلاً:
You live in Tehran.
تو در تهران زندگی میکنی.
Do you live in Tehran?
آیا در تهران زندگی میکنی؟
یک مثال دیگر:
You like English.
تو انگلیسی را دوست داری.
Do you like English?
آیا انگلیسی را دوست داری؟
تمرین چهارم؛ با یک فعل چند جمله بسازید
یکی از بهترین روشها برای تثبیت فعل، ساختن چند جمله متفاوت با همان فعل است.
مثلاً فعل go را در نظر بگیرید.
I go to work every day.
من هر روز به سر کار میروم.
I go to the gym on weekends.
من آخر هفتهها به باشگاه میروم.
Where do you go after work?
بعد از کار کجا میروی؟
I don’t go there often.
من اغلب به آنجا نمیروم.
در این روش، یک فعل را در چند ساختار مختلف میبینید و به تدریج استفاده از آن برایتان طبیعیتر میشود.
تمرین پنجم؛ فعلها را وارد زندگی روزمره کنید
اگر میخواهید این ۱۰۰ فعل واقعاً در حافظه شما باقی بمانند، درباره اتفاقات واقعی زندگی خودتان جمله بسازید.
جملهای که به زندگی شما مربوط باشد معمولاً بسیار کاربردیتر از جملهای است که صرفاً برای حفظ کردن نوشته شده است.
مثلاً اگر هر روز ساعت هفت از خواب بیدار میشوید، میتوانید بگویید:
I get up at seven every morning.
من هر روز صبح ساعت هفت از خواب بیدار میشوم.
اگر شبها انگلیسی مطالعه میکنید:
I study English at night.
من شبها انگلیسی مطالعه میکنم.
اگر با دوستانتان صحبت میکنید:
I talk to my friends every day.
من هر روز با دوستانم صحبت میکنم.
تمرین ششم؛ از یک فعل سؤال بسازید
یکی از روشهای بسیار خوب برای تمرین مکالمه این است که از هر فعل یک سؤال بسازید.
سپس خودتان به آن سؤال پاسخ دهید.
| فعل | سؤال | پاسخ نمونه |
|---|---|---|
| live | Where do you live? | I live in Tehran. |
| work | Where do you work? | I work from home. |
| like | What do you like? | I like music. |
| want | What do you want? | I want some coffee. |
| need | What do you need? | I need some help. |
اگر هدف شما مکالمه است، تمرین سؤال و جواب را جدی بگیرید.
فقط جملههای خبری را تکرار نکنید.
مثلاً:
Where do you live?
کجا زندگی میکنی؟
I live in Tehran.
من در تهران زندگی میکنم.
Do you like your city?
شهرت را دوست داری؟
Yes, I do.
بله، دوست دارم.
با همین روش میتوانید یک مکالمه کوتاه را با تعداد زیادی از ۱۰۰ فعل ایجاد کنید.
تمرین هفتم؛ فعلهای مشابه را کنار هم یاد بگیرید
بعضی فعلها از نظر کاربرد به یکدیگر نزدیک هستند. یادگیری آنها در کنار هم میتواند تفاوتشان را بهتر مشخص کند.
| فعل | معنی | مثال |
|---|---|---|
| say | گفتن | What did she say? |
| tell | گفتن به کسی | Tell me the truth. |
| speak | صحبت کردن | Do you speak English? |
| talk | گفتگو کردن | Can we talk? |
تمرین هشتم؛ تست ۱۰۰ فعل
تست ۱:
I ___ English every day.
1) learn
2) lose
3) pay
4) leave
پاسخ: learn
I learn English every day.
من هر روز انگلیسی یاد میگیرم.
تست ۲:
Can you ___ me the way?
1) show
2) spend
3) win
4) grow
پاسخ: show
Can you show me the way?
میتوانی راه را به من نشان بدهی؟
تست ۳:
I ___ my keys yesterday.
1) lose
2) lost
3) losing
4) loses
پاسخ: lost
I lost my keys yesterday.
من دیروز کلیدهایم را گم کردم.
تست ۴:
What do you ___?
1) think
2) thought
3) thinking
4) thinks
پاسخ: think
What do you think?
نظر تو چیست؟
برای تثبیت ۱۰۰ فعل، میتوانید یک برنامه ساده داشته باشید:
روز اول: فعلهای ۱ تا ۱۰
روز دوم: فعلهای ۱۱ تا ۲۰
روز سوم: فعلهای ۲۱ تا ۳۰
روز چهارم: فعلهای ۳۱ تا ۴۰
روز پنجم: فعلهای ۴۱ تا ۵۰
روز ششم: فعلهای ۵۱ تا ۶۰
روز هفتم: فعلهای ۶۱ تا ۷۰
روز هشتم: فعلهای ۷۱ تا ۸۰
روز نهم: فعلهای ۸۱ تا ۹۰
روز دهم: فعلهای ۹۱ تا ۱۰۰
در هر روز فقط معنی فعلها را نخوانید. برای هر فعل یک جمله مثبت،
یک جمله منفی و یک سؤال بسازید.
یادگیری فعلهای پرکاربرد یکی از قدمهای مهم برای شروع مکالمه است، اما برای صحبت کردن روان،
فقط دانستن لغات کافی نیست. باید جملهسازی، گرامر کاربردی، شنیدن و استفاده مداوم از زبان را نیز تمرین کنید.
اگر میخواهید این مسیر را به صورت منظم و روزبهروز دنبال کنید،
دوره مکالمه انگلیسی در ۳۰ روز میتواند مسیر تمرین شما را ساختارمندتر کند و
یادگیری را از حالت پراکنده خارج کند.