چرا کلمات انگلیسی را بلدیم اما هنگام صحبت کردن یادمان نمیآیند؟
یکی از ناامیدکنندهترین تجربهها هنگام یادگیری زبان انگلیسی این است که یک کلمه را بارها دیدهایم،
معنی آن را میدانیم و حتی ممکن است هنگام خواندن یک متن بهراحتی آن را تشخیص دهیم؛
اما درست در لحظهای که میخواهیم صحبت کنیم، انگار کلمه از ذهنمان ناپدید میشود.
مثلاً میخواهید بگویید «من هفته گذشته به یک رستوران جدید رفتم»، اما ناگهان کلمه
restaurant را به خاطر نمیآورید. یا میدانید «تصمیم گرفتن» در انگلیسی
decide است، اما هنگام مکالمه چند ثانیه مکث میکنید و به دنبال آن میگردید.
اگر هنگام صحبت کردن کلمات را پیدا نمیکنید، لزوماً به این معنی نیست که دایره لغاتتان ضعیف است.
در بسیاری از موارد، مشکل اصلی این است که کلمات را میشناسید، اما هنوز نمیتوانید آنها را
بهسرعت از حافظه فعال خود بیرون بکشید.
تفاوت «بلد بودن کلمه» با «توانایی استفاده از کلمه»
برای درک این مشکل، بهتر است بین دو نوع واژگان تفاوت قائل شویم:
واژگان غیرفعال (Passive Vocabulary) و
واژگان فعال (Active Vocabulary).
واژگان غیرفعال، کلماتی هستند که وقتی آنها را میبینید یا میشنوید، معنیشان را متوجه میشوید.
اما واژگان فعال، کلماتی هستند که بدون مکث طولانی میتوانید هنگام صحبت کردن یا نوشتن از آنها استفاده کنید.
برای مثال، ممکن است هنگام خواندن جمله زیر هیچ مشکلی نداشته باشید:
ترجمه: «تصمیم گرفتم شغلم را تغییر بدهم.»
اما اگر از شما بخواهند بدون نگاه کردن به متن بگویید «من تصمیم گرفتم شغلم را تغییر بدهم»،
ممکن است چند ثانیه مکث کنید تا decided را به یاد بیاورید.
این یعنی کلمه را میشناسید، اما هنوز به اندازه کافی در واژگان فعال شما تثبیت نشده است.
مغز هنگام مکالمه فرصت زیادی برای جستوجو ندارد
هنگام مطالعه، شما زمان زیادی دارید. میتوانید جمله را دوباره بخوانید، به کلمه نگاه کنید
و حتی معنی آن را جستوجو کنید. اما مکالمه شرایط کاملاً متفاوتی دارد.
وقتی فرد مقابل از شما سؤال میپرسد، مغز باید تقریباً همزمان چند کار را انجام دهد:
سؤال را بفهمد، پاسخ را بسازد، کلمات مناسب را انتخاب کند، جمله را از نظر گرامری تنظیم کند
و در نهایت آن را با تلفظ مناسب بیان کند.
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند برای روان صحبت کردن باید هزاران کلمه جدید حفظ کنند.
در حالی که گاهی مشکل اصلی، کمبود کلمه نیست؛ بلکه سرعت بازیابی کلماتی است که قبلاً یاد گرفتهاند.
استرس هم میتواند کلمات را از دسترس خارج کند
عامل دیگری که باعث میشود هنگام Speaking کلمات را فراموش کنید، استرس است.
شاید در خانه بتوانید یک جمله را بدون مشکل بگویید، اما وقتی مقابل یک فرد انگلیسیزبان قرار میگیرید،
ناگهان همان جمله برایتان سخت شود.
مثلاً در حالت عادی میتوانید بگویید:
ترجمه: «من دو سال است که انگلیسی یاد میگیرم.»
اما در یک مکالمه واقعی ممکن است به دلیل استرس روی ساختار جمله، زمان فعل یا حتی یک کلمه ساده تمرکز کنید
و ناگهان جریان صحبت متوقف شود.
بنابراین اگر گاهی در مکالمه کلمات ساده را هم فراموش میکنید، نباید فوراً نتیجه بگیرید که
«من زبان بلد نیستم». ممکن است مشکل بیشتر به تمرین بازیابی سریع و استفاده واقعی از زبان مربوط باشد.
چرا فقط حفظ کردن لغت مشکل را حل نمیکند؟
فرض کنید امروز ۲۰ کلمه جدید یاد میگیرید و معنی فارسی همه آنها را حفظ میکنید.
اگر این کلمات فقط در فهرست لغات شما باقی بمانند و در جمله و مکالمه استفاده نشوند،
احتمال زیادی وجود دارد که هنگام صحبت کردن نتوانید بهسرعت آنها را به یاد بیاورید.
برای نمونه، ممکن است کلمه improve را بدانید:
اما دانستن معنی این کلمه بهتنهایی کافی نیست. مغز باید بارها آن را در موقعیتهای مختلف ببیند و استفاده کند:
She is trying to improve her speaking skills.
Practice will improve your pronunciation.
ترجمه:
«میخواهم انگلیسیام را بهتر کنم.»
«او تلاش میکند مهارت Speaking خود را بهتر کند.»
«تمرین باعث بهبود تلفظ شما خواهد شد.»
وقتی یک کلمه را در چنین الگوهایی تمرین میکنید، دیگر فقط معنی آن را حفظ نکردهاید؛
بلکه مسیر استفاده از آن را نیز به مغز آموزش دادهاید.
یک آزمایش ساده برای تشخیص مشکل
همین حالا بدون نگاه کردن به فرهنگ لغت، سعی کنید درباره روز گذشته خود به انگلیسی سه جمله بگویید.
مثلاً:
What did you do yesterday?
Where did you go?
Who did you talk to?
ترجمه:
«دیروز چه کار کردی؟»
«کجا رفتی؟»
«با چه کسی صحبت کردی؟»
اگر هنگام پاسخ دادن مرتب مکث میکنید و میگویید «کلمهاش یادم نیست»، به احتمال زیاد
مسئله فقط یادگیری لغات جدید نیست. شما باید روی بازیابی سریع کلمات و تبدیل واژگان غیرفعال به فعال
کار کنید.
هدف شما نباید فقط این باشد که وقتی یک کلمه را میبینید معنی آن را بدانید.
هدف واقعی این است که وقتی به آن کلمه نیاز دارید، بتوانید در چند ثانیه آن را از ذهن خود بیرون بکشید
و در یک جمله درست به کار ببرید.
۱۰ راهکار برای اینکه کلمات انگلیسی را هنگام صحبت کردن سریعتر به یاد بیاوریم
حالا که دلیل اصلی فراموش کردن کلمات هنگام مکالمه را شناختیم، باید سراغ راهحل برویم.
نکته مهم این است که برای رفع این مشکل، لازم نیست هر روز صدها لغت جدید حفظ کنید.
بهتر است یاد بگیرید کلماتی را که قبلاً آموختهاید، سریعتر و در موقعیت مناسب از ذهن خود بازیابی کنید.
۱. کلمه را بهتنهایی حفظ نکنید؛ آن را در جمله یاد بگیرید
یکی از مؤثرترین تغییرات در روش یادگیری لغات این است که به جای حفظ کردن
«کلمه + معنی فارسی»، کلمه را همراه با یک جمله کوتاه یاد بگیرید.
مثلاً به جای اینکه فقط بنویسید:
آن را در یک جمله کاربردی تمرین کنید:
ترجمه: «میتوانم خودکارت را قرض بگیرم؟»
دفعه بعد که در یک مکالمه به مفهوم «قرض گرفتن» نیاز داشته باشید، مغز فقط به دنبال یک کلمه نمیگردد؛
بلکه یک الگوی کامل را به یاد میآورد.
۲. کلمات را با موضوعات مختلف دستهبندی کنید
یادگیری تصادفی لغات باعث میشود ارتباط میان آنها در ذهن ضعیف باشد.
بهتر است کلمات را بر اساس موقعیت و موضوع دستهبندی کنید.
برای مثال، برای موضوع «رستوران» میتوانید کلماتی مانند اینها را کنار هم قرار دهید:
ترجمه:
منو، سفارش دادن، پیشخدمت، صورتحساب، میز، خوشمزه، گرسنه
وقتی موضوع مشخص باشد، یادآوری کلمات هم راحتتر میشود؛ چون مغز هنگام صحبت درباره یک موقعیت،
مجموعهای از واژگان مرتبط را همزمان فعال میکند.
۳. بعد از یادگیری هر کلمه، با آن یک جمله شخصی بسازید
جملهای که خودتان ساختهاید معمولاً از جملهای که فقط در کتاب دیدهاید، ارتباط قویتری با حافظه شما ایجاد میکند.
اگر کلمه busy را یاد گرفتهاید، فقط معنی «مشغول» را حفظ نکنید. درباره زندگی خودتان جمله بسازید:
ترجمه: «امروز خیلی مشغول هستم.»
سپس یک جمله دیگر بسازید که به تجربه واقعی شما مربوط باشد.
هرچه ارتباط کلمه با زندگی واقعی شما بیشتر باشد، احتمال استفاده از آن در مکالمه افزایش پیدا میکند.
۴. کلمه جدید را با صدای بلند استفاده کنید
اگر فقط لغت را در ذهن خود میخوانید، بخش Speaking کمتر درگیر میشود.
بعد از یادگیری یک کلمه، آن را چند بار با صدای بلند در جمله استفاده کنید.
یک کلمه انتخاب کنید و بدون نگاه کردن به متن، حداقل سه جمله متفاوت با آن بسازید.
اگر توانستید جملهها را بدون مکث طولانی بگویید، کلمه در حال حرکت از حافظه غیرفعال به حافظه فعال است.
۵. به جای ترجمه، مفهوم را به انگلیسی توضیح دهید
یکی از دلایل کند شدن مکالمه این است که زبانآموز ابتدا مفهوم را به فارسی میسازد،
سپس دنبال معادل انگلیسی آن میگردد و در نهایت جمله را میسازد.
مثلاً اگر کلمه exhausted را میدانید، فقط ترجمه «خیلی خسته» را حفظ نکنید.
مفهوم آن را با یک جمله انگلیسی مرتبط کنید:
ترجمه: «بعد از کار کاملاً خسته بودم.»
با این روش، ارتباط مستقیمتری میان مفهوم و عبارت انگلیسی ایجاد میکنید.
۶. کلمات را در فاصلههای زمانی مختلف مرور کنید
اگر یک کلمه را فقط همان روز چند بار مرور کنید، ممکن است خیلی زود فراموش شود.
مرور باید در فاصلههای زمانی مختلف انجام شود.
روز اول → یادگیری و استفاده در جمله
روز دوم → مرور سریع
چند روز بعد → استفاده در جمله جدید
یک هفته بعد → استفاده در مکالمه یا تمرین Speaking
هدف مرور فقط این نیست که ببینید کلمه را میشناسید؛ باید خودتان را مجبور کنید کلمه را
بدون دیدن پاسخ به یاد بیاورید.
۷. تمرین «۳ ثانیهای» انجام دهید
اگر همیشه هنگام صحبت کردن چندین ثانیه برای پیدا کردن یک کلمه وقت دارید،
مغز به جستوجوی آهسته عادت میکند.
برای افزایش سرعت بازیابی، تمرین زماندار انجام دهید.
یک موضوع ساده انتخاب کنید؛ مثلاً «کار»، «خانواده»، «خرید» یا «مسافرت».
سپس سعی کنید در مدت سه ثانیه یک کلمه مرتبط با موضوع پیدا کنید و با آن جمله بسازید.
موضوع: Travel
کلمه: hotel
جمله: I booked a hotel yesterday.
ترجمه: «دیروز یک هتل رزرو کردم.»
این تمرین بهتدریج سرعت دسترسی شما به واژگان را افزایش میدهد.
۸. با کلمات جدید سؤال و جواب بسازید
مکالمه فقط گفتن جملههای خبری نیست. مغز باید بتواند کلمات را در سؤال، پاسخ و جملههای مختلف استفاده کند.
مثلاً با کلمه prefer تمرین کنید:
I prefer tea.
I prefer tea to coffee.
ترجمه:
«کدامیک را ترجیح میدهی؟»
«من چای را ترجیح میدهم.»
«من چای را به قهوه ترجیح میدهم.»
این کار باعث میشود کلمه فقط در یک قالب ثابت ذخیره نشود.
۹. هنگام صحبت کردن، دنبال کلمه کاملاً ایدهآل نباشید
یکی از مشکلات مهم زبانآموزان این است که میخواهند دقیقاً همان کلمهای را پیدا کنند که در ذهنشان بوده است.
اگر آن کلمه یادشان نیاید، مکالمه متوقف میشود.
در مکالمه واقعی، اگر یک کلمه را فراموش کردید، میتوانید مفهوم آن را با کلمات سادهتر توضیح دهید.
مثلاً اگر کلمه refrigerator یادتان نمیآید، میتوانید موقتاً بگویید:
ترجمه: «دستگاهی که غذا را سرد نگه میدارد.»
این مهارت را Paraphrasing مینامیم و یکی از مهارتهای بسیار مهم برای حفظ جریان مکالمه است.
۱۰. هر روز چند دقیقه فقط انگلیسی صحبت کنید
در نهایت، هیچ تکنیکی جای استفاده واقعی از زبان را نمیگیرد.
اگر میخواهید کلمات هنگام صحبت کردن سریعتر به ذهنتان برسند، باید مغز را مرتباً در شرایط بازیابی قرار دهید.
حتی اگر روزانه فقط ۱۰ تا ۱۵ دقیقه با صدای بلند درباره یک موضوع صحبت کنید،
بهمرور مسیر دسترسی به کلمات کوتاهتر و سریعتر میشود.
مشکل بسیاری از زبانآموزان این نیست که اصلاً کلمه بلد نیستند؛
مشکل این است که واژگان، گرامر و مکالمه را جدا از یکدیگر یاد گرفتهاند.
برای همین هنگام صحبت کردن باید چند مرحله ذهنی را پشت سر هم انجام دهند.
اگر این سه بخش را همزمان و در قالب یک مسیر منظم تمرین کنید، بازیابی کلمات بسیار طبیعیتر میشود.
اگر احساس میکنید تعداد زیادی لغت بلدید اما هنگام مکالمه نمیتوانید آنها را سریع به کار ببرید،
بهتر است به جای اضافه کردن بیوقفه لغات جدید، روی یک مسیر منظم کار کنید که
واژگان، جملهسازی، گرامر و مکالمه را کنار هم قرار دهد.
اگر میخواهید این مشکل را از ریشه حل کنید
حفظ کردن چند لغت بیشتر، بهتنهایی باعث روانتر شدن مکالمه نمیشود.
چیزی که به آن نیاز دارید، تمرینی است که کلمات را از حالت «میدانم» به حالت
«میتوانم سریع استفاده کنم» منتقل کند و همزمان روی جملهسازی و مکالمه هم کار کند.
در دوره MAP60 مسیر یادگیری به شکلی طراحی شده که واژگان کاربردی،
گرامر و مکالمه را جدا از هم نبینید و بتوانید آموختهها را در موقعیتهای واقعیتر به کار ببرید.
اگر مشکل اصلی شما این است که «کلمه را میدانم ولی موقع حرف زدن یادم نمیآید»،
چنین مسیر یکپارچهای میتواند بسیار کاربردیتر از حفظ کردن فهرستهای طولانی لغات باشد.
چطور کلمات انگلیسی را از حالت «بلدم» به حالت «میتوانم استفاده کنم» تبدیل کنیم؟
تا اینجا فهمیدیم که ممکن است یک کلمه را کاملاً بشناسیم، اما هنگام مکالمه نتوانیم بهموقع آن را به یاد بیاوریم.
راهحل اصلی این مشکل، افزایش بیهدف تعداد لغات نیست؛ بلکه باید واژگان غیرفعال را به
واژگان فعال تبدیل کنیم.
تفاوت این دو حالت را میتوان خیلی ساده توضیح داد:
اگر هنگام دیدن کلمه appointment بدانید که یعنی «قرار ملاقات»،
این کلمه در حافظه شما وجود دارد؛ اما زمانی میتوان گفت کلمه فعال شده که بتوانید بدون نگاه کردن
به ترجمه، آن را در جملهای مثل جمله زیر به کار ببرید:
ترجمه: «فردا با دکترم وقت ملاقات دارم.»
واژگان فعال چگونه ساخته میشوند؟
برای فعال شدن یک کلمه، مغز باید آن را فقط «تشخیص» ندهد؛ بلکه بارها مجبور شود آن را
بازیابی و استفاده کند.
به همین دلیل، بین خواندن یک کلمه و استفاده از آن در مکالمه تفاوت زیادی وجود دارد.
یک روش ساده این است که برای هر کلمه جدید، چهار مرحله را انجام دهید:
۱. معنی کلمه را بفهمید.
۲. کلمه را در چند جمله ببینید.
۳. بدون نگاه کردن، خودتان جمله بسازید.
۴. کلمه را در یک مکالمه یا تمرین Speaking استفاده کنید.
این فرآیند باعث میشود فاصله میان «دانستن» و «استفاده کردن» کمتر شود.
از حفظ کردن به سمت بازیابی بروید
یکی از مهمترین تغییراتی که میتوانید در روش مطالعه خود ایجاد کنید این است که به جای
چندین بار نگاه کردن به کلمه، خودتان را مجبور کنید آن را از حافظه بیرون بکشید.
فرض کنید کلمه expensive را یاد گرفتهاید. به جای اینکه چند بار بنویسید:
صفحه را ببندید و از خودتان بپرسید:
«اگر بخواهم بگویم این گوشی خیلی گران است، چه میگویم؟»
ترجمه: «این گوشی خیلی گران است.»
همین لحظهای که تلاش میکنید کلمه را بدون نگاه کردن به یاد بیاورید، تمرین بسیار ارزشمندتری
نسبت به صرفاً دوباره خواندن فهرست لغات انجام دادهاید.
کلمات را با سؤالهای واقعی تمرین کنید
برای فعال کردن واژگان، سؤال و جواب یکی از بهترین روشهاست؛ چون مغز را مجبور میکند
در شرایطی شبیه مکالمه واقعی کلمه مناسب را پیدا کند.
مثلاً اگر میخواهید کلمه usually را فعال کنید، از خودتان بپرسید:
ترجمه: «معمولاً صبحها چه کار میکنی؟»
سپس بدون ترجمه فارسی پاسخ دهید:
ترجمه: «من معمولاً ساعت هفت صبحانه میخورم.»
با این روش، یک کلمه از یک مفهوم خشک در دفتر لغات به بخشی از یک مکالمه واقعی تبدیل میشود.
هر کلمه را با چند موقعیت متفاوت تمرین کنید
اگر یک کلمه را فقط در یک جمله تمرین کنید، ممکن است مغز آن را فقط به همان جمله مرتبط کند.
بهتر است یک کلمه را در چند موقعیت متفاوت به کار ببرید.
مثلاً برای change میتوانید بگویید:
I want to change my job.
Can I change my seat?
ترجمه:
«باید برنامههایم را تغییر بدهم.»
«میخواهم شغلم را تغییر بدهم.»
«میتوانم جایم را عوض کنم؟»
در این حالت، مغز متوجه میشود که change فقط متعلق به یک جمله نیست
و میتواند در موقعیتهای مختلف استفاده شود.
با صدای بلند فکر کردن را تمرین کنید
یکی از تمرینهای بسیار ساده برای تبدیل واژگان غیرفعال به فعال، توضیح دادن کارهای روزمره با صدای بلند است.
لازم نیست موضوع پیچیدهای انتخاب کنید.
مثلاً هنگام آماده شدن برای بیرون رفتن، سعی کنید اتفاقات را به انگلیسی توضیح دهید:
I have to leave in ten minutes.
I need to find my keys.
ترجمه:
«باید آماده شوم.»
«باید ده دقیقه دیگر بروم.»
«باید کلیدهایم را پیدا کنم.»
این تمرین بهخصوص برای زبانآموزانی مفید است که هنگام صحبت کردن احساس میکنند
ذهنشان خالی میشود؛ زیرا مغز را مرتباً در وضعیت تولید زبان قرار میدهد.
اگر کلمه یادتان نیامد، مکالمه را متوقف نکنید
هدف از فعال کردن واژگان این نیست که همیشه تمام کلمات را بدون هیچ مکثی به یاد بیاورید.
حتی افراد مسلط به زبان انگلیسی نیز گاهی کلمه مناسب را پیدا نمیکنند.
تفاوت مهم این است که اجازه نمیدهند این اتفاق جریان مکالمه را متوقف کند.
اگر کلمهای را فراموش کردید، ابتدا از یک کلمه سادهتر استفاده کنید یا مفهوم آن را توضیح دهید.
اگر کلمه umbrella یادتان نمیآید، میتوانید بگویید:
The thing I use when it rains.
ترجمه: «چیزی که وقتی باران میبارد از آن استفاده میکنم.»
این کار یک مزیت مهم دارد: مکالمه ادامه پیدا میکند و مغز به جای ترس از اشتباه،
روی انتقال مفهوم تمرکز میکند.
یک برنامه کوتاه برای فعال کردن لغات
برای شروع، لازم نیست روزانه ساعتها وقت بگذارید.
میتوانید فقط با ۱۵ دقیقه تمرین هدفمند شروع کنید:
۵ دقیقه: انتخاب و مرور ۵ کلمه کاربردی
۵ دقیقه: ساختن جمله و سؤال با همان کلمات
۵ دقیقه: صحبت کردن با صدای بلند و استفاده از کلمات بدون نگاه کردن
نکته مهم این است که در این ۱۵ دقیقه، هدف شما «تمام کردن یک فهرست لغات» نیست.
هدف این است که چند کلمه را واقعاً بتوانید در مکالمه به کار ببرید.
بهتر است امروز بتوانید ۵ کلمه را سریع و درست در مکالمه استفاده کنید،
تا اینکه ۳۰ کلمه جدید یاد بگیرید اما فردا هنگام صحبت کردن نتوانید هیچکدام را به یاد بیاورید.
وقتی این روش را بهصورت منظم ادامه دهید، بهتدریج متوجه میشوید که بسیاری از کلماتی که قبلاً
فقط هنگام خواندن میشناختید، در مکالمه هم راحتتر به ذهنتان میرسند.
تمرینهای واقعی برای اینکه کلمات انگلیسی سریعتر به ذهنمان برسند
دانستن روشهای یادگیری لغات یک چیز است و توانایی استفاده از آنها در مکالمه چیز دیگر.
اگر واقعاً میخواهید مشکل «کلمهاش یادم نمیآید» کمتر شود، باید مغزتان را با تمرینهایی درگیر کنید
که شبیه شرایط واقعی صحبت کردن هستند.
در این بخش چند تمرین ساده اما کاربردی را بررسی میکنیم که میتوانید بدون پارتنر زبان و حتی در خانه انجام دهید.
نکته اصلی همه این تمرینها این است که قبل از دیدن پاسخ، خودتان برای پیدا کردن کلمه تلاش کنید.
تمرین اول: یک موضوع انتخاب کنید و کلمات را از ذهن بیرون بکشید
یک موضوع ساده انتخاب کنید؛ مثلاً «خرید کردن».
سپس بدون نگاه کردن به کتاب یا دفتر لغات، سعی کنید هر کلمهای را که به این موضوع مربوط است به انگلیسی بگویید.
buy — price — expensive — cheap — customer — shop — size — try
حالا با چند مورد از این کلمات جمله بسازید:
This shirt is too expensive.
Can I try this on?
ترجمه:
«این چقدر قیمت دارد؟»
«این پیراهن خیلی گران است.»
«میتوانم این را امتحان کنم؟»
اگر هنگام انجام تمرین کلمهای یادتان نیامد، بلافاصله سراغ ترجمه نروید.
ابتدا چند ثانیه تلاش کنید خودتان آن را پیدا کنید.
تمرین دوم: جمله را از فارسی به انگلیسی تبدیل کنید
یک جمله کوتاه فارسی انتخاب کنید و تلاش کنید بدون استفاده از مترجم، آن را به انگلیسی بگویید.
این تمرین دقیقاً همان مهارتی را هدف میگیرد که در مکالمه به آن نیاز دارید: پیدا کردن سریع کلمه.
«من دیروز با دوستم به سینما رفتم.»
قبل از دیدن پاسخ، خودتان جمله را بسازید.
یک پاسخ ممکن:
ترجمه: «من دیروز با دوستم به سینما رفتم.»
اگر کلمه cinema یا yesterday را فراموش کردید، همان لحظه متوجه میشوید
که کدام واژهها هنوز به اندازه کافی فعال نشدهاند.
تمرین سوم: داستان کوتاه بسازید
داستانگویی یکی از بهترین روشها برای فعال کردن چندین کلمه بهصورت همزمان است.
لازم نیست داستان شما پیچیده یا حتی کاملاً بینقص باشد.
سه کلمه انتخاب کنید:
friend، restaurant و hungry.
سپس تلاش کنید با آنها یک داستان کوتاه بسازید.
ترجمه: «بعد از کار دوستم را دیدم. چون خیلی گرسنه بودیم، به یک رستوران رفتیم.»
روز بعد میتوانید همین داستان را با کلمات دیگری تعریف کنید.
این کار باعث میشود مغز شما فقط یک کلمه را جداگانه حفظ نکند، بلکه ارتباط میان کلمات و جملهها را نیز تمرین کند.
تمرین چهارم: یک دقیقه بدون توقف صحبت کنید
یک موضوع انتخاب کنید و برای یک دقیقه بدون توقف درباره آن صحبت کنید.
اگر کلمهای را فراموش کردید، مکالمه را متوقف نکنید؛ از کلمات سادهتر استفاده کنید و ادامه دهید.
درباره ساعت بیدار شدن، صبحانه، کار، مطالعه، ورزش و فعالیتهای روزانه خود صحبت کنید.
هدف اصلی: قطع نکردن جریان صحبت، نه ساختن جملات کاملاً بینقص.
مثلاً اگر کلمه «commute» را یادتان نمیآید، لازم نیست مکالمه را متوقف کنید.
میتوانید مفهوم را سادهتر بیان کنید:
ترجمه: «من هر روز با اتوبوس به سر کار میروم.»
هدف این تمرین این است که مغز یاد بگیرد برای ادامه دادن مکالمه همیشه به یک کلمه خاص وابسته نباشد.
تمرین پنجم: سؤالهای ناگهانی از خودتان بپرسید
در مکالمه واقعی، شما از قبل نمیدانید چه سؤالی قرار است از شما پرسیده شود.
بنابراین بخشی از تمرین باید غیرقابل پیشبینی باشد.
چند سؤال ساده انتخاب کنید:
What kind of food do you like?
Where do you want to travel?
What are you going to do tomorrow?
ترجمه:
«آخر هفته گذشته چه کار کردی؟»
«چه نوع غذایی دوست داری؟»
«دوست داری به کجا سفر کنی؟»
«فردا میخواهی چه کار کنی؟»
برای هر سؤال فقط چند ثانیه فرصت پاسخ دادن داشته باشید.
این کار سرعت بازیابی کلمات را به شرایط واقعی مکالمه نزدیکتر میکند.
تمرین ششم: یک کلمه را در سه زمان مختلف استفاده کنید
برای اینکه یک کلمه انعطافپذیر شود، آن را در زمانها و موقعیتهای مختلف استفاده کنید.
مثلاً کلمه visit را در سه جمله به کار ببرید:
I visited my friend yesterday.
I will visit London next year.
ترجمه:
«هر هفته به دیدن والدینم میروم.»
«دیروز به دیدن دوستم رفتم.»
«سال آینده از لندن دیدن خواهم کرد.»
در این حالت، کلمه visit فقط به یک جمله خاص وابسته نمیماند و کاربردهای مختلف آن برای مغز قابل دسترستر میشود.
تمرین هفتم: صدای خودتان را ضبط کنید
تلفن همراه شما میتواند یک ابزار بسیار ساده برای تمرین Speaking باشد.
یک موضوع انتخاب کنید و یک تا دو دقیقه درباره آن صحبت کنید و صدای خودتان را ضبط کنید.
هنگام گوش دادن به فایل، فقط به اشتباهات گرامری توجه نکنید.
بررسی کنید کجاها مکث کردهاید، کدام کلمات را تکرار کردهاید و کجا مجبور شدهاید
یک جمله را به دلیل پیدا نکردن کلمه متوقف کنید.
اگر یک کلمه را در صحبت کردن چند بار میخواستید استفاده کنید اما هر بار فراموشش کردید،
آن کلمه را در فهرست «واژگان نیازمند فعالسازی» قرار دهید و در روزهای بعد دوباره در جملههای مختلف استفاده کنید.
تمرین هشتم: یک موقعیت واقعی را شبیهسازی کنید
یکی از بهترین تمرینها این است که شرایطی را که احتمالاً در زندگی واقعی با آن روبهرو میشوید،
از قبل تمرین کنید.
مثلاً موقعیت «سفارش غذا در رستوران» را شبیهسازی کنید:
Can I have some water, please?
Could I have the bill, please?
ترجمه:
«میخواهم یک ساندویچ مرغ سفارش بدهم.»
«میتوانم کمی آب داشته باشم؟»
«میتوانم صورتحساب را داشته باشم؟»
وقتی چنین موقعیتهایی را چند بار تمرین میکنید، هنگام قرار گرفتن در شرایط واقعی،
مغز مسیر آمادهتری برای پیدا کردن کلمات و جملههای مورد نیاز خواهد داشت.
یک چالش ۷ روزه برای پیدا کردن سریعتر کلمات
برای اینکه این تمرینها فقط در حد مطالعه باقی نمانند، میتوانید یک چالش هفتروزه برای خودتان ایجاد کنید:
روز دوم: صحبت درباره خانواده
روز سوم: توضیح برنامه روزانه
روز چهارم: صحبت درباره یک خاطره
روز پنجم: صحبت درباره غذا و خرید
روز ششم: صحبت درباره سفر
روز هفتم: انتخاب یک موضوع تصادفی و صحبت بدون آمادهسازی
هر روز فقط کلمات و عباراتی را که هنگام صحبت کردن نتوانستید سریع پیدا کنید یادداشت کنید.
این فهرست، دقیقاً نشان میدهد کدام بخش از واژگان شما هنوز غیرفعال است.
در این تمرینها دنبال «صحبت کردن بدون هیچ اشتباه» نباشید.
اگر هر بار به دلیل ترس از اشتباه مکث کنید، فرصت تمرین بازیابی سریع کلمات را از خودتان میگیرید.
اول باید بتوانید منظور خود را منتقل کنید؛ بعد میتوانید روی دقیقتر و طبیعیتر شدن جملهها کار کنید.
۵ اشتباه رایج که باعث میشوند هنگام صحبت کردن کلمات را فراموش کنیم
اگر با وجود مطالعه زیاد، هنگام صحبت کردن انگلیسی هنوز مکث میکنید و نمیتوانید کلمه مناسب را پیدا کنید،
ممکن است مشکل از میزان مطالعه شما نباشد؛ بلکه از نوع تمرینی باشد که انجام میدهید.
بعضی عادتهای یادگیری باعث میشوند کلمات را هنگام خواندن بشناسیم، اما در زمان صحبت کردن نتوانیم
آنها را سریع بازیابی کنیم. در ادامه مهمترین این اشتباهها را بررسی میکنیم.
اشتباه اول: حفظ کردن فهرستهای طولانی از لغات
یکی از رایجترین روشهای یادگیری زبان این است که زبانآموز هر روز تعداد زیادی کلمه را همراه با معنی فارسی
آنها حفظ میکند. این روش ممکن است تعداد کلمات شناختهشده شما را افزایش دهد، اما الزاماً باعث نمیشود
بتوانید آنها را هنگام مکالمه استفاده کنید.
فرض کنید در یک روز ۳۰ کلمه جدید یاد گرفتهاید. اگر فردا از شما بخواهند درباره سفر صحبت کنید،
احتمالاً فقط بخشی از آن کلمات بهسرعت در دسترس ذهن شما قرار میگیرند.
به جای اینکه فقط تعداد لغات روزانه را افزایش دهید، تعداد کمتری کلمه را انتخاب کنید
و آنها را در جمله، سؤال، پاسخ و مکالمه چندین بار به کار ببرید.
اشتباه دوم: فقط مرور کردن و دوباره خواندن
وقتی یک کلمه را چندین بار میخوانید، احساس میکنید آن را کاملاً یاد گرفتهاید.
اما شناختن کلمه هنگام دیدن آن با توانایی به یاد آوردنش بدون کمک، دو مهارت متفاوت هستند.
برای مثال، ممکن است کلمه decision را ببینید و فوراً معنی آن را بدانید:
اما اگر از شما بخواهند بدون نگاه کردن بگویید:
ترجمه: «این یک تصمیم دشوار بود.»
ممکن است چند ثانیه برای پیدا کردن کلمه decision زمان نیاز داشته باشید.
بنابراین بخشی از تمرین باید به «یادآوری بدون نگاه کردن» اختصاص پیدا کند.
اشتباه سوم: ترجمه کردن تکتک جملهها در ذهن
اگر قبل از گفتن هر جمله ابتدا آن را به فارسی بسازید و سپس کلمهبهکلمه به انگلیسی ترجمه کنید،
سرعت مکالمه کاهش پیدا میکند.
مثلاً میخواهید بگویید «من معمولاً صبح زود بیدار میشوم».
اگر ابتدا جمله فارسی را در ذهن بسازید و سپس آن را تبدیل کنید، چند مرحله ذهنی ایجاد میشود.
بهتر است عبارتهای پرکاربرد را به شکل الگو یاد بگیرید:
ترجمه: «من معمولاً زود بیدار میشوم.»
بعد از چند بار استفاده، ساختار جمله بهتدریج برای شما آشناتر میشود و لازم نیست هر بار آن را
از فارسی به انگلیسی ترجمه کنید.
اشتباه چهارم: ترس از اشتباه و توقف مداوم
بعضی زبانآموزان هنگام صحبت کردن قبل از هر جمله چند بار در ذهن خود بررسی میکنند که آیا
زمان فعل، حرف اضافه، ترتیب کلمات و انتخاب لغت درست است یا نه.
دقت در زبان اهمیت دارد، اما اگر بررسی هر جمله باعث شود مکالمه دائماً متوقف شود،
فرصت تمرین روان صحبت کردن از بین میرود.
در تمرینهای Speaking ابتدا روی انتقال مفهوم تمرکز کنید؛
سپس در مرحله دوم اشتباههای مهم را اصلاح کنید.
لازم نیست هنگام ساخت هر جمله، تمام قواعد زبان را همزمان بررسی کنید.
اگر مثلاً کلمهای را فراموش کردید، از عبارت سادهتری استفاده کنید و ادامه دهید.
این مهارت در مکالمه واقعی بسیار ارزشمند است.
اشتباه پنجم: یادگیری لغات بدون ارتباط با Speaking
اگر بیشتر زمان مطالعه شما صرف خواندن کتاب، حفظ معنی کلمات و حل تمرینهای کتبی شود،
اما فرصت کمی برای استفاده از زبان داشته باشید، طبیعی است که هنگام مکالمه بازیابی کلمات دشوار شود.
برای مثال، ممکن است کلمه recommend را به خوبی بشناسید:
ترجمه: «میتوانی یک رستوران خوب پیشنهاد کنی؟»
اما اگر هیچوقت خودتان این کلمه را در یک موقعیت واقعی یا شبیهسازیشده استفاده نکرده باشید،
ممکن است هنگام صحبت کردن برای پیدا کردن آن دچار مکث شوید.
بنابراین هر کلمه مهمی که یاد میگیرید باید خیلی زود وارد تمرین Speaking شود.
وقتی کلمه یادمان نمیآید چه کار کنیم؟
یکی از مهمترین مهارتهایی که باید یاد بگیرید، مدیریت لحظهای است که کلمه مناسب را پیدا نمیکنید.
بدترین واکنش این است که کاملاً متوقف شوید و چندین ثانیه در ذهن خود دنبال کلمه بگردید.
به جای آن، سه راه دارید:
۲. مفهوم کلمه را با چند کلمه دیگر توضیح دهید.
۳. اگر ضروری نیست، جمله را با ساختار دیگری بیان کنید.
مثلاً اگر کلمه purchase را فراموش کردید، میتوانید از buy استفاده کنید:
ترجمه: «میخواهم یک لپتاپ جدید بخرم.»
لازم نیست همیشه پیچیدهترین یا رسمیترین کلمه را انتخاب کنید.
در مکالمه، انتقال روان مفهوم مهمتر از استفاده اجباری از یک کلمه خاص است.
چطور بفهمیم مشکل اصلی ما کجاست؟
برای یک هفته هنگام Speaking خودتان را زیر نظر بگیرید.
هر بار که مکث میکنید، دلیل آن را مشخص کنید.
روی فعالسازی واژگان کار کنید.
اگر کلمه را میدانستید اما ساختن جمله سخت بود:
روی الگوهای جملهسازی تمرکز کنید.
اگر به دلیل ترس از اشتباه متوقف شدید:
تمرین Speaking زماندار انجام دهید.
اگر مدام از فارسی به انگلیسی ترجمه میکردید:
عبارتهای کاربردی و الگوهای آماده بیشتری تمرین کنید.
این بررسی ساده کمک میکند بفهمید مشکل شما دقیقاً کجاست و به جای مطالعه پراکنده،
روی همان مهارتی تمرکز کنید که بیشترین نیاز را دارد.
یک موضوع انتخاب کنید و یک دقیقه درباره آن صحبت کنید.
هر بار که کلمهای را فراموش کردید، مکالمه را متوقف نکنید.
سعی کنید با کلمات سادهتر همان مفهوم را منتقل کنید.
در پایان فقط کلماتی را که واقعاً برایتان سخت بود یادداشت کنید و برای تمرین روز بعد نگه دارید.
اگر این تمرین را به شکل منظم انجام دهید، بهتدریج متوجه میشوید که مشکل فقط «دانستن لغت» نیست؛
بلکه سرعت دسترسی به لغت، جملهسازی، اعتمادبهنفس و تجربه استفاده از زبان هم نقش مهمی دارند.
برنامه روزانه برای اینکه هنگام صحبت کردن کلمات سریعتر به ذهنمان برسند
اگر میخواهید مشکل فراموش کردن کلمات هنگام مکالمه واقعاً کمتر شود، تمرین شما باید منظم باشد.
یک تمرین سنگین که فقط هفتهای یکبار انجام شود، معمولاً به اندازه چند دقیقه تمرین روزانه مؤثر نیست.
هدف این برنامه این است که در مدت کوتاهی، هم واژگان خود را فعال کنید و هم مغزتان را به
پیدا کردن سریع کلمات در هنگام صحبت کردن عادت دهید.
برای شروع، روزانه حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه کافی است.
مرحله اول: ۵ دقیقه مرور فعال لغات
در ابتدای تمرین، پنج تا ده کلمه کاربردی انتخاب کنید.
اما فقط معنی آنها را نگاه نکنید. ابتدا معنی یا کاربرد را ببینید و سپس صفحه را کنار بگذارید
و تلاش کنید کلمه را از حافظه خود به یاد بیاورید.
مثلاً اگر کلمه decision را میخواهید مرور کنید، از خودتان بپرسید:
«تصمیم» در انگلیسی چه میشود؟
I made an important decision yesterday.
ترجمه: «دیروز یک تصمیم مهم گرفتم.»
سپس یک جمله دیگر از زندگی خودتان بسازید.
این مرحله باید با تلاش برای یادآوری همراه باشد، نه صرفاً نگاه کردن دوباره به فهرست لغات.
مرحله دوم: ۵ دقیقه جملهسازی سریع
حالا همان کلمات را وارد جمله کنید.
برای هر کلمه حداقل یک جمله بسازید و سعی کنید بیشتر از چند ثانیه برای ساختن آن وقت نگذارید.
مثلاً با کلمه available:
This room is not available.
ترجمه:
«فردا وقت داری؟»
«این اتاق در دسترس نیست.»
سعی کنید جمله دوم را بدون نگاه کردن به جمله اول بسازید.
هدف این است که یک کلمه بتواند در چند ساختار مختلف در ذهن شما فعال شود.
مرحله سوم: ۵ دقیقه سؤال و جواب
در این مرحله باید خودتان را در شرایطی شبیه مکالمه قرار دهید.
چند سؤال انگلیسی انتخاب کنید و بدون آمادهسازی طولانی پاسخ دهید.
What did you do this morning?
ترجمه: «امروز صبح چه کار کردی؟»
سؤال ۲:
What do you usually do after work?
ترجمه: «معمولاً بعد از کار چه کار میکنی؟»
سؤال ۳:
What are you going to do this weekend?
ترجمه: «این آخر هفته میخواهی چه کار کنی؟»
پاسخها لازم نیست پیچیده باشند.
حتی یک پاسخ کوتاه هم کافی است؛ مهم این است که مغز شما مجبور شود کلمات را سریع انتخاب کند.
مرحله چهارم: ۵ تا ۱۰ دقیقه صحبت کردن بدون توقف
حالا یک موضوع انتخاب کنید و برای چند دقیقه درباره آن صحبت کنید.
در این مرحله مهمترین قانون این است:
به دلیل پیدا نکردن یک کلمه، صحبت کردن را متوقف نکنید.
مثلاً موضوع امروز میتواند «یک سفر» باشد:
درباره مقصد، زمان سفر، افرادی که همراه شما بودند، اتفاقات سفر و چیزهایی که دوست داشتید صحبت کنید.
اگر کلمهای را نمیدانید، مکث طولانی نکنید.
از کلمات سادهتر استفاده کنید و ادامه دهید.
مثلاً اگر کلمه destination را فراموش کردید، میتوانید بگویید:
ترجمه: «جایی که به آن سفر کردیم زیبا بود.»
این مهارت کمک میکند حتی زمانی که یک کلمه خاص را فراموش میکنید، جریان مکالمه را حفظ کنید.
برنامه هفتگی را چگونه تنظیم کنیم؟
لازم نیست هر روز دقیقاً یک نوع تمرین انجام دهید.
بهتر است موضوعات و موقعیتهای مختلف را در طول هفته جابهجا کنید تا کلمات در شرایط گوناگون فعال شوند.
یکشنبه: خانواده و دوستان
دوشنبه: کار و تحصیل
سهشنبه: خرید و رستوران
چهارشنبه: سفر و تعطیلات
پنجشنبه: فیلم، موسیقی و سرگرمی
جمعه: یک موضوع تصادفی بدون آمادهسازی
فهرست «کلماتی که یادم نماند» درست کنید
یکی از بهترین کارهایی که میتوانید انجام دهید، ثبت کلماتی است که واقعاً در هنگام صحبت کردن
نتوانستید به یاد بیاورید.
مثلاً ممکن است هنگام صحبت درباره سفر متوجه شوید که سه بار خواستهاید کلمه
comfortable را استفاده کنید اما نتوانستهاید آن را به یاد بیاورید.
comfortable → راحت
crowded → شلوغ
expensive → گران
recommend → پیشنهاد کردن
experience → تجربه
این فهرست از یک فهرست لغات معمولی ارزشمندتر است؛ چون دقیقاً نشان میدهد در مکالمه واقعی
با کدام کلمات مشکل دارید.
مرور هفتگی را فراموش نکنید
در پایان هفته، کلماتی را که طی روزهای گذشته یادداشت کردهاید دوباره بررسی کنید.
اما این بار فقط معنی فارسی آنها را نخوانید.
سعی کنید بدون نگاه کردن به پاسخ، برای هر کلمه یک جمله بسازید.
مثلاً برای crowded:
ترجمه: «اتوبوس امروز صبح خیلی شلوغ بود.»
اگر توانستید کلمه را بدون کمک به یاد بیاورید و در جمله استفاده کنید،
یعنی بازیابی آن بهتر شده است.
چطور پیشرفت خودمان را اندازه بگیریم؟
پیشرفت در این مهارت همیشه با افزایش تعداد لغات مشخص نمیشود.
معیار بهتر این است که ببینید هنگام صحبت کردن چقدر سریعتر میتوانید منظور خود را بیان کنید.
چند بار به دلیل پیدا نکردن کلمه مکث کردم؟
چند بار مجبور شدم جمله را از ابتدا بسازم؟
چند کلمه را توانستم بدون ترجمه فارسی استفاده کنم؟
آیا میتوانم درباره یک موضوع ساده، طولانیتر و روانتر صحبت کنم؟
اگر تعداد مکثها بهتدریج کمتر شود و بتوانید با کلمات سادهتر مکالمه را ادامه دهید،
حتی اگر هنوز همه لغات را بلد نباشید، نشانه بسیار خوبی از پیشرفت Speaking شماست.
قرار نیست بعد از چند روز دیگر هیچ کلمهای را فراموش نکنید.
هدف این است که مغز شما سریعتر کلمات مورد نیاز را پیدا کند، هنگام فراموش کردن یک کلمه بتواند
از عبارت جایگزین استفاده کند و در نهایت بدون وابستگی دائمی به ترجمه فارسی، مکالمه را ادامه دهد.
اگر این برنامه را حداقل چند هفته بهصورت منظم ادامه دهید، میتوانید دقیقتر تشخیص دهید
که مشکل شما کمبود واژگان است یا کند بودن بازیابی آنها؛ و بر اساس آن تمرین خود را هدفمندتر کنید.