چرا لغات انگلیسی را یاد میگیریم اما بعد از چند روز فراموش میکنیم؟
احتمالاً برای شما هم پیش آمده که یک کلمه انگلیسی را چند بار دیده باشید، معنی آن را یاد گرفته باشید و حتی بتوانید همان لحظه آن را به فارسی ترجمه کنید؛ اما چند روز بعد وقتی دوباره با همان کلمه روبهرو میشوید، ناگهان احساس کنید معنی آن را به خاطر نمیآورید.
این اتفاق به معنی ضعیف بودن حافظه شما نیست. در بسیاری از موارد، مشکل از روش یادگیری لغات انگلیسی است. مغز انسان اطلاعاتی را که فقط یکبار دیده میشوند و ارتباط مشخصی با تجربه، جمله، تصویر یا کاربرد واقعی ندارند، بهمرور کنار میگذارد.
به همین دلیل ممکن است بتوانید در یک روز ۳۰ یا حتی ۵۰ کلمه جدید یاد بگیرید، اما چند روز بعد فقط بخش کوچکی از آنها را به یاد بیاورید. در مقابل، ممکن است یک کلمه را بارها در یک جمله واقعی بشنوید و بدون اینکه آن را بهصورت جداگانه حفظ کرده باشید، برای مدت طولانی در ذهن شما باقی بماند.
هدف شما نباید این باشد که فقط معنی یک کلمه را حفظ کنید؛ هدف اصلی این است که بتوانید آن کلمه را هنگام دیدن، شنیدن و صحبت کردن بهسرعت به یاد بیاورید و در یک جمله درست استفاده کنید.
آیا فراموش کردن لغات انگلیسی طبیعی است؟
بله. فراموش کردن بخشی از اطلاعات کاملاً طبیعی است. اگر یک کلمه را فقط یکبار ببینید و دیگر از آن استفاده نکنید، احتمال زیادی وجود دارد که دسترسی شما به آن اطلاعات ضعیف شود.
برای مثال، فرض کنید امروز کلمه improve را یاد میگیرید.
I want to improve my English.
من میخواهم انگلیسیام را بهتر کنم.
اگر فقط معنی improve = بهتر کردن / بهبود دادن را حفظ کنید، ممکن است چند روز بعد خود کلمه را ببینید اما نتوانید سریع معنی آن را به یاد بیاورید.
اما اگر این کلمه را در چند موقعیت مختلف ببینید و استفاده کنید، ارتباطهای بیشتری در ذهن شما ایجاد میشود:
- improve my English — انگلیسیام را بهتر کنم
- improve my speaking — مهارت صحبت کردنم را بهتر کنم
- improve my writing — مهارت نوشتنم را بهتر کنم
- improve my skills — مهارتهایم را بهبود دهم
حالا دیگر improve فقط یک کلمه و یک معنی فارسی نیست؛ بلکه به چند عبارت و موقعیت واقعی متصل شده است. همین ارتباطها باعث میشوند بازیابی کلمه در آینده آسانتر شود.
تفاوت «دیدن یک کلمه» با «یادگیری واقعی آن»
یکی از مهمترین دلایلی که باعث فراموشی لغات انگلیسی میشود، اشتباه گرفتن شناختن یک کلمه با توانایی استفاده از آن است.
ممکن است وقتی کلمه decide را در یک کتاب میبینید، معنی آن را تشخیص دهید:
decide = تصمیم گرفتن
اما اگر هنگام صحبت کردن بخواهید بگویید «من تصمیم گرفتم امروز درس بخوانم»، ممکن است کلمه موردنظر به ذهنتان نرسد:
I decided to study today.
من تصمیم گرفتم امروز درس بخوانم.
این تفاوت بسیار مهم است. زبانآموز باید از مرحله شناختن کلمه به مرحله بازیابی و استفاده از کلمه برسد.
دلیل اول: فقط معنی فارسی کلمه را حفظ میکنید
یکی از رایجترین روشهای یادگیری این است که زبانآموز فهرستی از کلمات را مقابل خود قرار میدهد و کنار هر کلمه معنی فارسی آن را مینویسد.
برای مثال:
| English | فارسی |
|---|---|
| avoid | اجتناب کردن |
| achieve | به دست آوردن |
| require | نیاز داشتن |
این روش ممکن است برای آشنایی اولیه مفید باشد، اما برای مکالمه کافی نیست. چرا؟ چون هنگام صحبت کردن، شما معمولاً از خودتان نمیپرسید «معنی فارسی این کلمه چیست؟».
مغز شما باید بتواند مستقیماً از مفهوم یا موقعیت به کلمه انگلیسی برسد.
برای مثال، وقتی میخواهید بگویید «من از خوردن فستفود اجتناب میکنم»، بهتر است عبارت زیر در ذهن شما آماده باشد:
I avoid eating fast food.
من از خوردن فستفود اجتناب میکنم.
بنابراین یادگیری کلمه + جمله + موقعیت معمولاً بسیار کاربردیتر از حفظ کردن یک کلمه در کنار ترجمه فارسی آن است.
دلیل دوم: تعداد زیادی کلمه را در یک روز حفظ میکنید
یکی دیگر از اشتباهات رایج این است که زبانآموز تصور میکند هرچه تعداد بیشتری کلمه در یک روز حفظ کند، سریعتر به زبان انگلیسی مسلط میشود.
ممکن است امروز تصمیم بگیرید ۵۰ کلمه جدید یاد بگیرید. در پایان روز احساس میکنید پیشرفت فوقالعادهای داشتهاید؛ اما اگر این کلمات در روزهای بعد مرور و استفاده نشوند، بخش قابل توجهی از آنها از دسترس ذهن خارج میشوند.
«امروز ۵۰ لغت حفظ کردم، پس امروز یک قدم بزرگ برای یادگیری زبان برداشتم.»
تعداد کلمات بهتنهایی معیار خوبی برای پیشرفت نیست. مهمتر از تعداد، میزان توانایی شما در یادآوری و استفاده از آن کلمات است.
برای بسیاری از زبانآموزان، یادگیری تعداد کمتری کلمه اما با جمله و کاربرد واقعی، نتیجه بهتری نسبت به حفظ کردن فهرستهای بسیار طولانی دارد.
دلیل سوم: کلمات را در جمله یاد نمیگیرید
یک کلمه ممکن است چند کاربرد مختلف داشته باشد و معنای آن نیز بسته به جمله تغییر کند. به همین دلیل، یادگیری کلمه بهصورت جداگانه همیشه تصویر کاملی از کاربرد آن به شما نمیدهد.
برای مثال، فعل take را در نظر بگیرید. اگر فقط آن را با یک معنی مشخص حفظ کنید، خیلی زود با کاربردهای متفاوت آن سردرگم خواهید شد.
Take your time.
عجله نکن / با خیال راحت وقت بگذار.
Take a seat.
بنشینید.
I take the bus to work.
من با اتوبوس به محل کار میروم.
وقتی یک کلمه را در چند جمله واقعی میبینید، مغز شما فقط معنی آن را ذخیره نمیکند؛ بلکه الگوی استفاده از آن را نیز یاد میگیرد.
دلیل چهارم: لغات را مرور میکنید، اما از آنها استفاده نمیکنید
مرور کردن ضروری است، اما فقط نگاه کردن دوباره به فهرست لغات همیشه کافی نیست.
فرض کنید کلمه remember را یاد گرفتهاید:
remember = به یاد آوردن
حالا بهجای اینکه فقط چند بار به کلمه نگاه کنید، آن را وارد زندگی واقعی خود کنید:
I can’t remember his name.
نمیتوانم اسم او را به یاد بیاورم.
Remember to call me.
یادت باشد با من تماس بگیری.
Do you remember this place?
این مکان را به یاد میآوری؟
حالا کلمه remember در سه ساختار متفاوت در ذهن شما قرار گرفته است. این نوع تمرین، فاصله بین «بلد بودن لغت» و «استفاده از لغت» را کمتر میکند.
دلیل پنجم: لغات را فقط برای امتحان یاد میگیرید
اگر هدف شما از یادگیری لغات فقط پاسخ دادن به سؤالهای یک آزمون باشد، ممکن است بتوانید در کوتاهمدت تعداد زیادی کلمه را به خاطر بسپارید؛ اما وقتی نیاز به صحبت کردن یا نوشتن داشته باشید، بازیابی همان کلمات دشوار شود.
یادگیری کاربردی زبان باید به شما کمک کند یک کلمه را در چند مهارت مختلف به کار ببرید:
- آن را هنگام شنیدن تشخیص دهید.
- هنگام خواندن معنی آن را متوجه شوید.
- هنگام صحبت کردن بتوانید آن را به یاد بیاورید.
- در نوشتن از آن استفاده کنید.
برای مثال، دانستن اینکه choose یعنی «انتخاب کردن» یک مرحله است؛ اما توانایی گفتن جملهای مانند زیر مرحله مهمتری است:
I need to choose one.
باید یکی را انتخاب کنم.
یک تغییر ساده در روش یادگیری
از این به بعد وقتی یک کلمه جدید یاد میگیرید، فقط معنی فارسی آن را ننویسید. برای همان کلمه حداقل یک جمله انگلیسی بسازید و آن جمله را با زندگی واقعی خودتان مرتبط کنید.
بهجای اینکه فقط بنویسید:
forget = فراموش کردن
بنویسید:
I often forget new English words.
من اغلب کلمات جدید انگلیسی را فراموش میکنم.
یک نکته مهم: مشکل شما شاید کمبود حافظه نباشد
اگر بارها لغات انگلیسی را یاد گرفتهاید اما دوباره فراموش کردهاید، قبل از اینکه تصور کنید «حافظه خوبی برای زبان ندارم»، روش یادگیری خود را بررسی کنید.
آیا کلمات را فقط حفظ میکنید یا واقعاً از آنها استفاده میکنید؟ آیا آنها را در جمله میبینید؟ آیا چند روز بعد بدون نگاه کردن به معنی فارسی میتوانید آنها را به یاد بیاورید؟ آیا هنگام صحبت کردن میتوانید از آنها استفاده کنید؟
اگر پاسخ بیشتر این سؤالها «نه» است، احتمالاً چیزی که باید تغییر کند روش یادگیری شماست، نه حافظه شما.
چطور لغات انگلیسی را طوری یاد بگیریم که در ذهن بمانند؟
حالا که دلایل اصلی فراموش کردن لغات انگلیسی را شناختیم، سؤال مهمتر این است: چگونه کلمات جدید را یاد بگیریم که چند روز بعد دوباره مجبور نباشیم از اول آنها را حفظ کنیم؟
پاسخ، فقط «بیشتر تکرار کردن» نیست. اگر روش یادگیری درست باشد، هر کلمه باید به یک شبکه از جملهها، موقعیتها، عبارتها و تجربههای واقعی متصل شود. در این حالت، زمانی که در یک مکالمه به آن نیاز دارید، احتمال یادآوری آن بسیار بیشتر خواهد بود.
۱. کلمه را در جمله یاد بگیرید، نه بهصورت جداگانه
یکی از سادهترین تغییراتی که میتوانید در روش یادگیری خود ایجاد کنید این است که هر کلمه را همراه با یک جمله یاد بگیرید.
برای مثال، اگر کلمه borrow را یاد میگیرید، فقط این مورد را حفظ نکنید:
borrow = قرض گرفتن
بهتر است آن را در یک جمله واقعی ببینید:
Can I borrow your pen?
میتوانم خودکارت را قرض بگیرم؟
سپس یک جمله دیگر:
I borrowed a book from my friend.
من یک کتاب از دوستم قرض گرفتم.
در این حالت، شما فقط معنی borrow را یاد نگرفتهاید؛ بلکه نحوه استفاده از آن را نیز دیدهاید.
۲. برای هر کلمه یک جمله شخصی بسازید
جملهای که خودتان میسازید، معمولاً ارتباط بیشتری با ذهن شما پیدا میکند. به همین دلیل بعد از یادگیری یک کلمه، سعی کنید حداقل یک جمله درباره زندگی خودتان بسازید.
فرض کنید کلمه prefer را یاد گرفتهاید:
I prefer coffee to tea.
من قهوه را به چای ترجیح میدهم.
اگر واقعاً قهوه را دوست دارید، این جمله برای شما یک ارتباط شخصی ایجاد میکند. حالا کلمه prefer دیگر فقط یک مورد از یک فهرست لغات نیست.
میتوانید همین روش را برای موقعیتهای مختلف امتحان کنید:
I prefer studying in the morning.
من ترجیح میدهم صبحها درس بخوانم.
I prefer simple English books.
من کتابهای انگلیسی ساده را ترجیح میدهم.
۳. کلمات جدید را وارد مکالمه کنید
یکی از دلایل اصلی فراموشی لغات این است که زبانآموز آنها را میشناسد، اما هیچوقت از آنها استفاده نمیکند.
تصور کنید ۲۰ کلمه جدید یاد گرفتهاید. اگر فقط آنها را در دفتر بنویسید، ممکن است بعد از چند روز بخش زیادی از آنها را فراموش کنید. اما اگر همان کلمات را در چند مکالمه کوتاه به کار ببرید، وضعیت کاملاً متفاوت خواهد بود.
برای مثال، کلمه decide را در نظر بگیرید:
What did you decide?
چه تصمیمی گرفتی؟
I decided to stay home.
تصمیم گرفتم در خانه بمانم.
We need to decide today.
ما باید امروز تصمیم بگیریم.
وقتی یک کلمه را در چنین موقعیتهایی تمرین میکنید، مغز شما آن را به شکل یک ابزار ارتباطی یاد میگیرد، نه یک لغت برای حفظ کردن.
۴. بهجای ترجمه، موقعیت را تصور کنید
هر بار که یک کلمه انگلیسی میبینید، سعی کنید فوراً به معنی فارسی آن وابسته نشوید. ابتدا موقعیتی را تصور کنید که این کلمه در آن استفاده میشود.
مثلاً برای کلمه hungry، به جای اینکه فقط بگویید:
hungry = گرسنه
یک موقعیت واقعی تصور کنید و جمله را ببینید:
I’m really hungry.
من واقعاً گرسنهام.
یا:
Are you hungry?
گرسنهای؟
این روش بهمرور باعث میشود هنگام صحبت کردن، مسیر ذهنی شما از «مفهوم» به «کلمه انگلیسی» کوتاهتر شود.
۵. لغات را با عبارتهای رایج یاد بگیرید
بسیاری از کلمات انگلیسی معمولاً در کنار کلمات خاصی استفاده میشوند. اگر این ترکیبها را بهصورت یک واحد یاد بگیرید، هم یادآوری کلمه آسانتر میشود و هم جملههای طبیعیتری میسازید.
برای مثال، بهجای اینکه فقط make را یاد بگیرید، چند ترکیب رایج آن را نیز یاد بگیرید:
| عبارت | معنی |
|---|---|
| make a decision | تصمیم گرفتن |
| make a mistake | اشتباه کردن |
| make money | پول درآوردن |
| make friends | دوست پیدا کردن |
حالا بهجای اینکه هنگام صحبت کردن به دنبال یک کلمه منفرد بگردید، عبارت آماده در ذهن شما بازیابی میشود.
۶. مرور فاصلهدار را جدی بگیرید
اگر امروز کلمهای را یاد بگیرید و تا یک ماه دیگر به آن نگاه نکنید، احتمال فراموشی آن زیاد است. یکی از روشهای بهتر، مرور در فاصلههای زمانی مختلف است.
برای مثال میتوانید یک کلمه جدید را در این زمانها مرور کنید:
| زمان | تمرین |
|---|---|
| روز اول | یادگیری کلمه و ساختن جمله |
| روز سوم | یادآوری بدون نگاه کردن به معنی |
| روز هفتم | استفاده از کلمه در چند جمله |
| روز چهاردهم | تمرین در مکالمه یا نوشتن |
۷. فقط مرور نکنید؛ خودتان را امتحان کنید
یکی از تفاوتهای مهم بین مرور غیرفعال و یادگیری فعال این است که در روش دوم، مغز مجبور میشود اطلاعات را از حافظه بیرون بکشد.
برای مثال، بهجای اینکه این جمله را چند بار بخوانید:
I forgot my keys.
کلیدهایم را فراموش کردم.
صفحه را کنار بگذارید و از خودتان بپرسید:
«چطور میگفتم کلیدهایم را فراموش کردم؟»
اگر توانستید جمله را از حافظه بسازید، تمرین مؤثرتری انجام دادهاید.
یادگیری لغات زمانی نتیجه واقعی میدهد که کلمات را در کنار مکالمه، جملهسازی و گرامر تمرین کنید. اگر همیشه تعداد زیادی لغت حفظ میکنید اما هنگام صحبت کردن نمیتوانید از آنها استفاده کنید، احتمالاً به یک مسیر منظم و کاربردی نیاز دارید؛ مسیری که یادگیری را از «حفظ کردن» به «استفاده کردن» تبدیل کند.
آموزش جامع زبان انگلیسی با مهدی گلشنی | مکالمه، گرامر کاربردی، واژگان و جملات ضروری
۸. کلمات را دستهبندی کنید
یادگیری کلمات کاملاً پراکنده میتواند بازیابی آنها را دشوارتر کند. بهتر است واژگان جدید را بر اساس موضوع یا موقعیت دستهبندی کنید.
برای مثال، برای موضوع «خرید» میتوانید کلمات زیر را کنار هم قرار دهید:
- buy — خریدن
- sell — فروختن
- price — قیمت
- cheap — ارزان
- expensive — گران
- choose — انتخاب کردن
سپس میتوانید آنها را در یک مکالمه کوتاه استفاده کنید:
How much is this?
این چقدر قیمت دارد؟
It’s too expensive.
خیلی گران است.
Can I choose another one?
میتوانم یکی دیگر انتخاب کنم؟
۹. یک کلمه را در چند ساختار مختلف ببینید
وقتی یک کلمه فقط در یک جمله دیده میشود، ممکن است کاربرد آن را محدود یاد بگیرید. بهتر است همان کلمه را در چند ساختار مختلف تمرین کنید.
مثلاً با کلمه need:
I need help.
به کمک نیاز دارم.
Do you need anything?
چیزی لازم داری؟
I don’t need it.
به آن نیاز ندارم.
We need to leave now.
باید الان برویم.
در این حالت، هم خود کلمه و هم ساختارهای اطراف آن در ذهن شما تثبیت میشوند.
۱۰. لغات را به یک فعالیت روزانه تبدیل کنید
اگر یادگیری لغات فقط زمانی انجام شود که انگیزه زیادی دارید، احتمالاً استمرار آن دشوار خواهد بود. بهتر است یک زمان مشخص و کوتاه در برنامه روزانه خود داشته باشید.
حتی ۱۵ دقیقه تمرین روزانه میتواند از یک جلسه طولانی و نامنظم در هفته کاربردیتر باشد.
در این ۱۵ دقیقه میتوانید:
- چند کلمه جدید یاد بگیرید.
- برای هر کلمه یک جمله بسازید.
- کلمات قبلی را بدون نگاه کردن مرور کنید.
- چند جمله را با صدای بلند بگویید.
- در پایان، خودتان را با چند سؤال کوتاه امتحان کنید.
اگر بین «تعداد لغاتی که امروز حفظ کردم» و «تعداد لغاتی که توانستم در جمله استفاده کنم» مجبور به انتخاب هستید، دومی معیار بهتری برای پیشرفت واقعی در مکالمه است.